en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈

امیر نوشت :)

امیر نوشت :)

Open in Telegram

بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...

Show more
Iran145 420The category is not specified
273
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
گاهی اوقات که دیگر تاب کشمکش های سیاسی و تحلیل های خبری را ندارم، فکر میکنم اگر کافه ای کوچک در خیابان شانزلیزه ی پاریس داشتم، از دنیا چه میخواستم؟ شاید آخر شب ها که کافه را تعطیل میکردم از کنار گل فروشی کنار کافه ام رد میشدم، کروسانِ شکلاتی ای که لای کاغذ کاهی پیچیده بودم را به پسرک گل فروش میدادم و یک شاخه لیلیوم نارنجی از سطل کهنه ی جلوی مغازه اش برمیداشتم. در راه بازگشت به خانه، پسِ ذهنم سعی میکردم به خاطر بیاورم مشتری خوش خنده ی امروزم اهل کدام کشور بود؟ Iraq یا Iran ؟ و بعد در حالی که با تمام وجود عطر لیلیوم را نفس میکشیدم مثل کاراکتر های سریال های تینیجر آمریکایی حدس میزدم که Iraq احتمالا در قاره استرالیا و یا قاره ی مکزیک(!) واقع شده است. فکر است دیگر، گاهی پر میکشد به امید یافتن ذره ای آرامش حتی شده در دنیایی نشدنی... البته که بحث های فلسفی را من هم بلدم، این یکی اما کمی شیطنت آخر شب بود، امیدوارم که جدی گرفته نشود. (البته آن قسمت عطر لیلیوم کمی فرق دارد...)‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ✍ریما نوشت

رمضان است و تو هستی چه کنم با این درد ، ماه ‌ِمن یک طرف و ماه ‌ِخدا یک طرف است .‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

ای موذن بعدِ اتمام اَذانت جان من... اندکی هم با همان سوز و نوا؛از آن بگو...‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

گاهی وقت‌ها که دیگر تاب کشاکش خبرها و تحلیل‌های سیاسی را ندارم، فکر می‌کنم اگر گل‌فروشی بودم در خیابان شانزلیزه‌ی پاریس، از د
+3
گاهی وقت‌ها که دیگر تاب کشاکش خبرها و تحلیل‌های سیاسی را ندارم، فکر می‌کنم اگر گل‌فروشی بودم در خیابان شانزلیزه‌ی پاریس، از دنیا چه می‌خواستم؟ یا شاید کتاب‌فروشی در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهری آرام، که فرق Iraq و Iran را هم نمی‌دانست... البته گاهی هم به شوخی می‌گویم: کاش نوجوانی بودم شبیه آن کاراکترهای سریال‌های تینجر آمریکایی که فکر می‌کنند شیرکاکائو از گاو قهوه‌ای دوشیده می‌شود! دوستان عزیز، لطفاً سرم هوار نشوید ،فکر است دیگر، گاهی پر می‌کشد برای کمی آرامش. بحث‌های فلسفی زندگی را من هم بلدم، این یکی، کمی شوخی آخر شب بود جدی‌اش نگیرید... (البته آن قسمت گل‌فروشِ شانزلیزه کمی فرق دارد...)

‌ خواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاقبت با قلمِ شرم نوشتند: نشد... #فاضل_نظری‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

نقاش غزل تا به چشمان تو پرداخت دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت...‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

‌مرا تا جان بُوَد، جانان تو باشی ز جان خوشتر چه باشد، آن تو باشی دلِ دل هم تو بودی تا به امروز وزین پس نیز جانِ جان تو باشی.. #خاقانی‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

‌ باز آی و دل تنگ مرا مونس جان باش وین سوخته را محرم اسرار نهان باش #حافظ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

از دور هی میپایمت لحظه به لحظه کو به‌ کو اما تو گیجی و عجیب یا سر به زیری و نجیب؟ #همینجوری‌یهویی به نظرم جالب شد😂‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

دولت‌های آمال شما در غرب، در پاسخ به تجمع دانشجویان حامی غزه در دانشگاه‌ها که فقط در محوطه دانشگاه اردو زده و نشسته بودند و ش
دولت‌های آمال شما در غرب، در پاسخ به تجمع دانشجویان حامی غزه در دانشگاه‌ها که فقط در محوطه دانشگاه اردو زده و نشسته بودند و شعار براندازانه هم نمی‌دادند، چنان یورش بردند و همه را قلع و قمع کردند که در تاریخ ماندگار شد؛ بسیاری تعلیق‌های چندساله شدند و خیلی از دانشجویان، تا ابد از تحصیل محروم شدند. حکومت شاهنشاهی مطلوب شما که آب از لب‌و‌لوچه‌تان به راه انداخته، در یکم بهمن سال ۱۳۴۰ در اعتراض دانشجوهای دانشگاه‌ تهران که در کلاس‌ها شرکت نکرده بودند، نه از حراست دانشگاه و نیروهای ژاندرمری بلکه از کماندوهای ویژه و چتربازهای ارتش برای سرکوب دانشجویان استفاده کرد و چنان از زمین و آسمان، خاک دانشگاه را به توبره کشیدند و همه‌ را دست‌وپا شکسته بردند که رئیس وقت دانشگاه و رؤسای ۱۲ دانشکده ناچار به استعفا شدند. حالا در جمهوری اسلامی، پرچم رسمی کشور را در دانشگاه به آتش می‌کشید، شخص اول کشور را فحش می‌دهید و شعار براندازی و تغییر نظام سیاسی سر می‌دهید. بی‌آنکه خون از دماغ یکی‌تان برود. و معتقدید که اینجا دیکتاتوری حاکم است! کاش یک روز چنین تجمعی را در حکومت مطلوبتان تجربه کرده بودید؛ حیف از جمهوری اسلامی! «مهدی مولایی»

بیچاره آهویی که صیدِ پنجه ی شیری ست بیچاره تر شیری که صیدِ چشمِ آهویی #فاضل_نظری‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

در شهرِ کوران، چشمِ بینا را زدند افسوس منطق به مصلحت فروختند و حیا را زدند افسوس ​انسانیت گم شد در این آشفته‌بازارِ ریا مُهرِ سکوتی بر دهانِ حق‌ستایان زدند افسوس‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟ آن چنان مات که یکدم مژه برهم نزنی! مژه برهم نزنم تا كه ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی.. #فريدون_مشيری‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

غرق رویای خودش پشت همین پنجره ها شاعری محو تماشای کسی هست که نیست #احسان_کمال‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

من که اصرار ندارم، تو خودت مختاری یا نرو، یا که بمان، یا نگهت‌می‌دارم..!‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

بُوَد که بار دگر بشنوم صدای تو را ؟ ببینم آن رخ زیبای دلگشای تو را ؟ بگیرم آن سر زلف و به روی دیده نهم ببوسم آن سر و چشمان دل ربای تو را... #هوشنگ_ابتهاج‌ ‌ ‌‌‌ ‌ #برنامه‌ناشناس‌پلاس‌ ‌ ‌‌‌ ‌

برایم گور می‌کند و دلم بی‌تابِ دستش بود، که بعد از من، کسی درمان نخواهد کرد زخمش را. #سجاد_حرمی

http://t.me/BChatPlusBot?start=Amir7621 دو بیت شعر لطف میکنید شاید کمی اعصاب نیم سوزم بهتر شد...

Repost from حسیبا
با همون عقلی که دوماه پیش داشتن روابط عشق ابدی رو تحلیل می‌کردن الان شدن تحلیلگر سیاسی؛ خب بهتر از اینم نمیشه که!

اینها همونایی نیستن که سال ها میگفتن: ما حق نداریم به پرچم هیچ کشوری[امریکا و اسرائیل] اهانت‌کنیم چون توهین به اون ملته! اینا از روی پرچم امریکا و اسرائیل نمی پریدن که کدخدا ناراحت نشه! حالا همونا پرچم کشور خودشون رو آتیش میزنن!!! #تهی #علیرضا_زادبر