امیر نوشت :)
Open in Telegram
بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام... http://t.me/BChatPlusBot?start=Amir7621
Show moreIran139 195The category is not specified
272
Subscribers
+124 hours
+17 days
No data30 days
Posts Archive
272
«رأيتكِ أماناً،
و الدنيا كلها حروب...»
در دنيايی كه سراسر جنگ است،
تو پناهگاه منی...
- لاادری.
272
Repost from ساکن سرزمین دل🫀
ما اصلا وقت خداحافظی نداشتیم
حتی به آن اندازه که از تو بپرسم
چه بر سر لقمههای نان و پنیرت آمد
یا آن انشایی که باهم نوشتیم را خواندی و
اینبار هم روی کلمه جنگ لکنتات گرفت؟
او داشت با سرعت نور در تاریکی میرقصید
گلولهای که هیچوقت نفهمید
چقدر اسمت به تو میآید
وقتی نفس کشیدنت را با کمی کشیدن الف حاضر
اعلام میکنی
از تو و همقطارانت فقط چند عکس مانده
و لختهای قرمز در آن قسمت از زمین
که دست آب به آن نرسیده
قطار دیگر جانداشت
الباقی را پیاده فرستادند
یا با وسیلهای دیگر
تو رفته بودی صددانه یاقوت بخوانی
که دانههایت را آوردند
و بوی لختههایت ماند روی دست خیابان، روی نیمکت
روی کوله پشتیات
که باران شرم داشت بشویدش
وقتش که رسید
بالاخره یکروز بالای سکوی زنگ انشاء
جایی دور تر از من بایست
و آن انشایی که باهم نوشته بودیم را بخوان
بخوان: آی آدمکهایی که در این زمانه نفس میکشید
مردن را بگذارید برای بعد، روحتان سبک است
باد شمارا با خودش خواهد برد
شاید در این سرزمین اتفاقات قشنگتری بیفتد
که لازم باشد برای دیدنشان هنوز زنده ماند
شاید یکروز مجال خداحافظی پیدا کردیم
روزی که گلولهها با سرعت نور در تاریکی نرقصند
و لختهای از خونت را به قسمتی از خیابان نفرستند
که حتی آتشنشانها پیدایش نکنند
@cachepodcast
@saken_sarzamin_del
272
اون روزی که رفتم آرایشگاه اولش به پیشنهاد سرآشپز سیبیل گذاشتم
حس میکردم بهم هم میاد ولی خب رفقای من جنبه اش رو نداشتن :)
272
Repost from خانوم معلم!
یه قانونی هست و اونم اینه که:
در هیچ زمانی و تحت هیچ شرایطی استاک نکن کسی رو،چون دقیقا چیزی رو پیدا میکنی که برای فروپاشی کامل روانت کافیه🎀
272
Repost from نامَحرمآت🇮🇷
می گن چرا شیرازی ها خسته ان
شما بیا تو هوای وسط بهار شیراز نفس بکش اگر خوابت نبرد بیا دوتا تف بنداز تو صورت پهلوی
هرچند من بعید می دونم حال برات بمونه
بخدا از صبح کلا خوابم می یاد
تنها کاری هم که کردم نفس کشیدنه
272
خواب هــم امشب سر یاری ندارد با دلم
می کُشد آخر مرا یارِ به هجران مایلم
تک درخت کهنه ی این باغ آفت خورده ام
سوختم ؛ تاراج شد آسان تمام حاصلم
مانده ام تنها میان سیل غمها روز و شب
یک به یک رفتند یاران ؛ من هنوزم غافلم
سوختم از غصه اما ؛ هیچکس یادم نکرد
حسرت بی همزبانی گشـتـه عمرى قاتلم
گرشبی خواهی نشانم را بیابی در جهان
کوچه ی اندوه و غم ؛ خوان بلا شد منزلم
مثل آن زورق که سرگردان بـه گرداب غم است
روز و شب در حسرت دیدار رویِ ساحلم
از برم رفتند یاران ؛ مانده ام بی همزبان
پس کجایی مرگ ؛ ای تنها رفيـق عادلم
#مهدی_آهی
272
چقدر بی تو دویدن، به هیچجا نرسیدن
چقدر حرف از این و از آن به طعنه شنیدن
دلم شکست که چشمم ندید جز تو کسی را
چقدر بیتو شکستن، چقدر بیتو ندیدن
ضعیف و خسته شدن بیتو آنچنان که همیشه
به زور، سایهی خود را به روی خاک کشیدن
چقدر ساده شکستم، چقدر دیر رسیدی
چقدر ساده شکستن، چقدر دیر رسیدن
#علی_کاملی
272
یک حدس دارم طی ۲۴ تا ۴۸ ساعت آینده آمریکا یک حمله گسترده یا عملیات برقآسا انجام میده
یا حداقل یک عملیات سنگین نظامی توی خلیج فارس
این صرفا یک حدسه، جدی اش نگیرید و ارزش خاصی نداره.
برای سلامتی رزمندههامون دعا کنید
272
نتوانستم که بگویم دلم اینجا مانده است
من پی گمشده ام آماده ام
ارغوانم را می خواهم
آه در خانه خود بیگانه ام
آن سوی پنجره وای ارغوان داشت نگاهم میکرد...
272
حسین جنتی قبل از انحراف...
حسین جنتی حال حاضر از شعرای ضدانقلاب دو آتیشه است و حرکات خارج از عرف انسان حتی زیاد داره، حتی بارها توسط شعرای انقلابی سال مورد هجمه قرار گرفته
حسین جنتی قبل از اینکه پا توی این مسیر بذاره سال ۸۹ در دیدار شهدا با رهبری حضور داشت و خب دیالوگ جالبی هم با رهبر شهید داره اونجا که اگه بخونید جالبه
حسین جنتی سال ۹۵ به دعوت کانون شعر میاد شیراز «کانون شعر علوم پزشکی از دو کانون شعر مطرح شیراز بود مورد استقبال زیاد تا قبل از افول »
و اونجا یک شعری میخونه
ایرانیا در این شب بی در چگونه ای؟
از ظالمی به ظالم دیگر چگونه ای ؟
ای خسته از تعفن شاهان سلطه ور
حالی در این فضای معطر چگونه ای؟
ای شانه ات سبک شده از رنج تاج و تخت
امروز زیر پایه ی منبر چگونه ای؟
از کشتی شکسته رها کرده خویش را
بر تخته پاره مانده شناور چگونه ای ؟
از گاو چاق خویش به در برده از مسیل
با هفت چاق گشنه ی لاغر چگونه ای ؟
ای از قفس پریده به شوق رها شدن
در باغ با شکستگیه پر چگونه ای ؟
هان ای زن گریخته از شوی بدسرشت!
افتاده زیر یوغ دو شوهر چگونه ای؟
از زیر خاک رفته برون همچو مار گنج
مغبون نشسته بر زبر زر چگونه ای ؟
ای کلفت رها شده از خان خانگی
همسایه را کنون شده نوکر چگونه ای ؟
از باختر رها شده اندر خیال خویش
افتاده گیر قلدر خاور چگونه ای ؟
ای خلق خسته از سگک کفش داریوش
زیر سم جناب سکندر چگونه ای ؟
ای مرغ پر کشیده از آن شاخه ی فقیر
پر کنده بر ذغال صنوبر چگونه ای؟
از یک فریب گشته رها این زمان بگو
حیران میان مکر مکرر چگونه ای ؟
زین پیش هر چه بود تنی بود و گردنی
بر نیزه ی گداخته ای سر چگونه ای ؟
ای شاکی از زمین و زمان حکم حکم توست
اینک بگو به کسوت داور چگونه ای ؟
ای از جهان شناخته چاهی و چاله ای
یک عمر در مدار مدور چگونه ای ؟
بر ما گذشت نیک و بد روزگار و رفت
تا بینمت که در صف محشر چگونه ای ؟
این شعر رو توی سالن شهید مطهری دانشکده پزشکی شیراز میخونه
تا اینجای داستان رو داشته باشید تا ادامه اش رو بگم خدمتتون...
272
مرا هرگز نمیگنجد دو معنی راست در باور
غزل گفتن پس از سعدی، جوانمردی پس از حیدر
#حسین_جنتی
