en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

نیلی‌شرابی|مبینا وفا

نیلی‌شرابی|مبینا وفا

Open in Telegram

ᝰ.ᐟ کارشناسی ارشد آموزش زبان فرانسه دانشگاه تهران می‌نویسم و مستند می‌کنم و آکاردئون می‌زنم

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 277
Subscribers
+424 hours
No data7 days
+72230 days
Posts Archive
۲۷ تیر ۰۵
+1
۲۷ تیر ۰۵

هیچ صمیمیتی تو زندگیم نبوده که ازش ناامید نشده باشم.

هی دارید می‌گید بیژن مرتضوی کو و این چه وضعشه و چه مسخره بود و اینا. یعنی آدم بیژن مرتضوی هم باشه ایرانی جماعت بهش احساس ناکافی بودن میده. ایشون تو‌ اینستاگرامشم توضیح داده بود که عضوی از گروه نوازندگانه؛ تو یکی از مهمترین رویدادهای ورزشی دنیا کنار چندتا از معروف‌ترین آدمای دنیا داره اجرا می‌کنه؛ چتونه که بازم کمه؟

اومدم به این افتخار کنم که هفت تا پسر معمولی از کره‌ی جنوبی به کجا رسیدن، بعدش اجرا ادامه پیدا کرد و دیدم ما به عنوان آدم‌های معمولی به کجا رسیدیم؛ اون‌ور دنیا کف زمین نوشته شده “عشق” و این‌ور دنیا هر روز مجبوریم بیشتر پر از نفرت از “اینا” باشیم. بله، زنده باد عشق و ویوا لا ویدا. ممنونم که هنوز نشون میدید انسان بودن چه شکلیه، ممنونم که یک ایرانی هم بین اون حلقه‌ی بزرگ بود، اما فکر نکنم هرگز بتونم ممنون باشم که این بلا سر ما اومد و می‌دونم همه‌ی شما، از هر ملتی، یک جای تاریخ‌تون، این رو گذروندید. پس شاید فقط ناراحتم که من اونجای تاریخم که شما نیستید و شما جایی ایستادید که من نیستم. اما هنوز هم، ویوا لا ویدا. دای دای، ایکو، اَله اَله لتس گو و این حرف‌ها. [ من همیشه فقط چهار سال پیر میشم که جام جهانی ببینم، امیدوارم چهار سال دیگه، همه در یک سمتِ آزاد تاریخ باشیم، شما و ما. ]

خوشحال بودم که امتحانای این هفته‌م تموم شد و می‌تونم یه‌کم استراحت و عشق و حال کنم؛ ولی در واقع الان وقت کردم خبرا رو بخونم نمی‌دونم برای اون سربازه که سپر انسانی شده گریه کنم؟ برای مامان عمو پورنگ گریه کنم برای اون بچه که بخاطر بی‌برقی و گرما داره هلاک میشه برای بستنی‌فروشه که همه بستنیای مغازه‌ش آب شده بود برای اون مرغ‌فروشه که رو خودش بنزین می‌ریخت که خودشو آتیش بزنه چون همه‌ی مرغای مغازه‌ش خراب شده بود برای صدای مراد ویسی که اسم ملینا رو می‌خونه اصلا یادم رفته بود که اینجا خیلی وقته استراحت یعنی وقت خالی داشته باشی برای راحت گریه کردن. فقط دیگه نمیدونم دقیقا برای کدوم؟

Voice message00:17

دلم برای یه‌چیزی تنگ شده. نمی‌دونم چی؛ البته می‌دونم. انگار‌ چیزی که هیچوقت وجود نداشته و فقط تو تصوراتم باهاش زندگی می‌کردم.

از دی به بعد هیچ‌جوره دستم به نوشتن نرفته؛ احساساتی رو‌ تجربه کردم که نه اسم داره، نه می‌شناختم. نتونستم به کلمه تبدیلش کنم. هنوزم‌ نمی‌تونم.

این چند سال، کانال داشتن رو خیلی سخت گرفته بودم؛ البته خب اینجا رو زده بودم اولاش فقط شعرهامو بذارم؛ ولی خب- آدمی نیستم که خیلی دِیلی بنویسم، ولی بهرحال می‌خوام یه‌کم راحت‌تر باشم.

تو که نیستی، گره‌های هندزفریم وا نمیشه تو که نیستی سر چسب‌‌ نواری پیدا نمیشه بی‌تو نسخه‌‌‌ی ضعیف منو می‌بینن همه دست من حریف شیشه‌‌ی مربا نمیشه تو که نیستی اول صبح عینَکم گم میشه تو که نیستی شوخیام سو تفاهم میشه من یه جوری از نبودن تو غمگینم که خود غم باهام رقابت کنه دوم میشه من یه بچه‌‌ ام که تو یارکشی تنها مونده دانش‌ آموزی که مَشقاش تو خونه جا مونده منم‌ اون که قبل یه قرار کاری مهم یهو می‌‌بینه اتو پیرهنشو سوزونده تو که نیستی همه دنیا روی اعصاب منه انگاری نور بالای ماشینِ پشتی روشنه انگاری یه مژه افتاده باشه تو چِشمام انگاری کفش جدیدم داره پامو میزنه انگاری که سرد و گرم میشه همش آب حموم انگار استخون ماهی گیر کرده تو گلوم ِانگار انگشت کوچیکم خورده به پایه‌ ی مبل انگاری یه بخش پاهامو نپوشونده پتوم من یه بچه‌‌ ام که تو یارکشی تنها مونده دانش‌ آموزی که مَشقاش تو خونه جا مونده منم‌ اون که قبل یه قرار کاری مهم یهو می‌‌بینه اتو پیرهنشو سوزونده محمد کلار

TO KE NISTI reverb.mp33.64 MB

شیش ماه پیش، همچین شبی، برای خیلیامون عجیب‌ترین شب زندگی بود و برای چهل هزار نفرمون، آخرین شب.

چرا نباید از واژه «بنده» در مکالمات استفاده کرد (چون دیدم یه عده نمی‌دونن): - کلمه «بنده» در لغت به معنای «خدمتگزار و برده و اسیره» که به نوعی به عدم آزادی فردی اشاره داره. این واژه بار معناییِ «سلسله‌مراتب ارباب و رعیتی» داره. در روابط اجتماعی، و به‌طور کلی در هیچ شرایطی، نباید در جایگاه «برده» قرار گرفت. - واژه‌ها روی ناخودآگاه ما اثرگذارن. استفاده مداوم از کلماتی که پایین‌تر از دیگران نشونت می‌ده، به صورت پنهان به عزت نفس آسیب می‌زنه. باید از واژه «من» که خنثی، محترمانه و نشون‌دهنده‌ی هویت مستقل فرده استفاده کرد.

«مبینا با این تی‌شرت جدیده کدوم شلوارمو بپوشم؟» رادمهر می‌پرسه؛ رادمهر چند ماه‌ دیگه ۱۰ سالگی‌ش کامل میشه. میگم شلوارک؛ با اون شلوارکت خیلی قشنگ میشه! «عزیز گفته تو‌ دیگه بزرگ شدی، با شلوارک نیا.» ما اومدیم خونه‌ی عزیز و رادمهر یه شلوار بلند پوشید. هرچی باهاش بحث کردم آخرش گفت خودشم با شلوار بلند راحت‌تره(تو این گرما!). عزیز متولد ۱۳۳۰ ایناست؛ من همچنان نشستم به این فکر می‌کنم که یه آدمی داره روی مغز ۷ دهه بعدش اثر می‌ذاره. ایران حالاحالاها درست نمیشه.

Zélie - puzzle de vie.mp36.78 MB

حالم از ادا، نقاب، تیریپ روشن‌فکری، تظاهر، اینستاگرام، عقب‌موندگی، اسلام و تمام مشتقاتش، ماه محرم، تو‌سری‌خوری، مظلوم‌نمایی، پیرهن چهارخونه‌‌ی یقه‌بسته، ریش بلند، بوی عرق، چادر، بی‌کیفیتی، بی‌اصالتی، اندام‌های جنسی، رخوت، بی‌جسارتی، کهنگی و عقب‌موندگی به هم می‌خوره.

Harry Styles – Matilda.mp39.46 MB

امروز، طلوع، پشت بوم.
+3
امروز، طلوع، پشت بوم.