نیلیشرابی|مبینا وفا
Open in Telegram
ᝰ.ᐟ کارشناسی ارشد آموزش زبان فرانسه دانشگاه تهران مینویسم و مستند میکنم و آکاردئون میزنم
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 276
Subscribers
+624 hours
-77 days
+83130 days
Posts Archive
1 279
"مریم پرتو" یه فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی ایرانیه. شیش سال گذشته رو تو زندان بوده و حالا هفت روز مرخصی درمانی گرفته؛ حالا میتونه تو این هفت روز برای همیشه فرار کنه و از ایران بره پیش همسر و بچههاش(البرز و دنا)، یا دورهی درمانش رو بگذرونه و برگرده زندان.
این داستان فیلم "هفت روز" بود که چند دقیقه پیش دیدمش. با خود فیلم گریه کردم، ولی با این نقد خیلی خندیدم.
1 279
از شب بارونی بخاطر پروپوزال جا موندم؛ درسته که بعدش تو هوای خنک دور دور کردیم؛ ولی امروز که بیدار شدم اولین چیزی که بهش فکر کردم این بود که دیشب چه شب خوبی بود و دومین چیز این بود که دیدم استاد راهنمام از پروپوزالم ایراد گرفته. :))))) دارم میسوزم.
1 279
امشب دارم به تاثیر دوست خوب توی زندگی فکر میکنم، چون امروز اولین بار بود حس میکردم دوست خوب باعث میشه حتی تو شغلت پیشرفت کنی. ولی همین دوست خوب هم الکی بدست نمیاد. بعضیا انگار خیلی شانس دارن که از همون دوران مدرسه، بچگی و اینا یه دوست خوب پیدا میکنن و تا آخرش با همون میمونن. پیدا کردن دوست خوب برای من پروسهی پیچیدهتر و خیلی طولانیتری داشت، ولی فکر میکنم مهمترین چیزایی که باعثش شد دوتا چیز بود: یک این که نداشتن دوست اشکال نداره و یه مدت طولانی تنها بمون؛ دو این که هرجا حس بدی داشتی زودتر رها کن.
1 279
طبق علاقه پیش رفتن تو دنیایی که خیلی از تصمیمامون مکانیکیه واقعا ریسکه؛ ولی امروز که این آهنگ رو میشنوم، حس میکنم مطمئنم که هر بار برای هر چیزی با علاقهم پیش رفتم، به همهی آسیبها و سختیاش میارزید.
1 279
هیچی دیگه، به آرزوم رسیدم. جواب کنکور اومد، دانشگاه تهران قبول شدم. از اون روزا پنج شیش سال میگذره. من بعد از قبولی هم تا همین الان که دارم ارشد میخونم هزار بار سرکوفت شنیدم بابت این انتخاب؛ حتی تو خود دانشگاه مسخره شدم و اسکل بنظر اومدم. همهی اینا بخاطر یه چیز، اونم این که به چیزی واقعا از ته دلم علاقه داشتم.
1 279
دعوای جدی شد؛ قهر کردم. اعتصاب غذا کردم. توی تمام این پروسه حس میکردم برای تصمیم به این بزرگی خیلی تنهام. همه اینجوری بودن که تو احمقی با این تصمیمت؛ خودمم شک میکردم که نکنه راست میگنا، ولی رویای فرانسه خوندن ولم نمیکرد.
1 279
بهعنوان یه نوجوون، اولین ریسک بزرگ زندگیم بود. و یواشکی انجامش دادم؛ به خانوادهم نباید میگفتم چون جلومو میگرفتن، هر کس دیگه هم میفهمید یا سرزنشم میکرد یا بهم میخندید. یه ماه مونده به کنکور بهشون گفتم که من خیلی وقته کتابای تجربی رو گذاشتم کنار.
1 279
من رشتهم تجربی بود. قرار بود دندونپزشک خانواده بشم؛ یه روز صبح پاشدم تست زدن رو شروع کنم، از خودم پرسیدم دارم با زندگیم چیکار میکنم؟ خیلی کلنجار رفتم که با چیزی که تمام اون سالها تو ذهنم نهادینه شده بود مقابله کنم. آخرش به این نتیجه رسیدم که چون فقط یه بار زندگی میکنم، دلم میخواد رشتهای رو بخونم که دوسش دارم؛
این آهنگ فرانسواز هاردی، آهنگی بود که باعث شد تصمیمم رو قطعی کنم. برای همین، همیشه حس میکنم این آهنگ سرنوشتمو عوض کرده.
1 279
چند شب پیش یه دوستی اومد ناشناس بهم مستند معرفی کرد؛ مخاطبم ایشونه. نمیدونم کی بودی ولی لطفا برام چندتا آهنگ میفرستی؟:))
1 279
وقتی ابی آلبوم "لالهزار" رو منتشر کرد، من ۱۶ سالم بود؛ سال ۹۸. دبیرستانی بودم. هنوز هر بار گوشش میدم مغزم فلشبک میزنه به اون روزا که با چه ذوقی دانلودش کردم. هنوزم همونقدر حس میکنم ترکهاش گوشت تنمو خراش میندازه.
