en
Feedback
Bury me at makeout creek.

Bury me at makeout creek.

Open in Telegram

Tell me everything by @SpillTheFuckingTeabot

Show more
Iran134 436The category is not specified
336
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+1330 days
Posts Archive
می‌دونم شاید تو این شرایط براتون املا مهم نباشه ولی این اصلا بهونهٔ خوبی نیست چون اشتباه املایی اعتبار حرفتون رو کم می‌کنه. مثلا شما یه جا دارید از خودتون دفاع می‌کنید، بعد با اشتباه نوشتنِ یه واژه یه دلیل برا مخالفت به بقیه می‌دید.

فکر می‌کردم دیگه همه این رو می‌دونن، ولی انگار باید برا هزارمین بار یادآوری کنم. فعل‌های مصدر گذاشتن، یعنی «بذار، نمی‌ذارم، می‌ذاریم، نذاشت، و ... » با «ذ» نوشته می‌شن. تو این هفته شاید پنجاه بار دیدم مردم اشتباه بنویسنش.

‍ ‍ ❤️ «زن، زندگی، آزادی» در برابر مصادره‌ی قدرت 🖍روشنک خانبلوکی تاریخ انقلاب‌ها پر است از لحظه‌های باشکوهی که وعده‌ی رهایی می‌دهند و پایان‌هایی که همان وعده‌ها را مصادره می‌کنند. در اغلب انقلاب‌ها، آنچه به‌عنوان «مسئله‌ی اصلی» معرفی می‌شود، در نهایت به حذف بسیاری از صداها می‌انجامد؛ و در این حذف، مطالبات زنان تقریباً همیشه نخستین قربانی‌اند. ✅زنان در متن انقلاب‌ها حضور دارند: در خیابان، در اعتصاب، در مراقبت، در مقاومت، در جان‌فشانی. اما به محض آن‌که قدرت در حال تثبیت است، صدای آنان به «بعداً» حواله داده می‌شود. برابری جنسیتی «اولویت نیست»، آزادی بدن «مسئله‌ی فرعی است»، و خشونت ساختاری علیه زنان «باید صبر کند تا انقلاب پیروز شود».
این تعلیقِ دائمی، یکی از مکانیسم‌های اصلی دزدیده شدن انقلاب‌هاست؛ مکانیسمی که حذف را نه با سرکوب مستقیم، بلکه با وعده و تعویق پیش می‌برد.
اما مصادره‌ی انقلاب‌ها صرفاً محصول نیروهای داخلی نیست. تاریخ معاصر نشان می‌دهد که دولت‌های خارجی، ساختارهای نواستعماری و نظم جهانی قدرت، به‌طور فعال در مهار، هدایت یا بی‌خطرسازی جنبش‌های رهایی‌بخش مداخله کرده‌اند. این مداخله‌ها الزاماً به شکل دخالت نظامی یا آشکار نیست؛ بلکه اغلب از مسیر دیپلماسی، تحریم‌های گزینشی، حمایت از اپوزیسیون‌های همسو، و بازتعریف مطالبات انقلابی در چارچوب‌های قابل‌مدیریت صورت می‌گیرد. نواستعمار، برخلاف استعمار کلاسیک، نه به اشغال مستقیم بلکه به کنترل از راه دور متکی است: کنترل روایت‌ها، تعیین خطوط قرمز، و ترجیح ثبات بر عدالت. در این چارچوب، جنبش‌هایی که نظم جنسیتی، اقتصادی و سیاسی موجود را به‌طور بنیادین به چالش می‌کشند، یا نادیده گرفته می‌شوند یا به نسخه‌هایی بی‌خطر و نمادین تقلیل می‌یابند.
مطالبات زنان، به‌ویژه زمانی که رادیکال و ساختارشکن باشند، اغلب نخستین قربانی این فرآیند «قابل‌هضم‌سازی» هستند.
نقش رسانه‌های جهانی، نهادهای بین‌المللی و حتی برخی سازمان‌های غیردولتی نیز در این میان قابل تأمل است. هنگامی که یک جنبش به مجموعه‌ای از تصاویر احساسی، شعارهای تقطیع‌شده یا پروژه‌های کوتاه‌مدت فروکاسته می‌شود، امکان تهی‌شدن آن از محتوای سیاسی و رهایی‌بخش افزایش می‌یابد. جنبشی که قرار بود نظم را به چالش بکشد، به‌تدریج به موضوعی برای مدیریت، همدلی نمایشی یا مصرف رسانه‌ای بدل می‌شود. 🌸در این بستر، شعار «زن، زندگی، آزادی» یک گسست مهم است. نه چون فقط یک شعار است، بلکه چون مرکز ثقل را جابه‌جا می‌کند. زن را از حاشیه به متن می‌آورد؛ زندگی را در برابر ایدئولوژی‌های مرگ‌محور و سیاست‌های مبتنی بر حذف می‌نشاند؛ و آزادی را نه به‌عنوان وعده‌ای در آینده‌ای نامعلوم، بلکه به‌مثابه زیستِ اکنون مطالبه می‌کند. این جابه‌جایی، اگر حفظ شود، می‌تواند امکان مصادره را دشوارتر کند. اما هیچ شعاری مصون از دزدیده شدن نیست. خطر آن‌جاست که «زن، زندگی، آزادی» به نمادی تزئینی یا جهانی‌پسند تقلیل یابد؛ شعاری که بر زبان‌ها جاری است اما به تغییر واقعی در مناسبات قدرت، قوانین، بدن‌ها و صداها منجر نمی‌شود. ⬅️اگر زنان دوباره به «نیروی پشتیبان» فروکاسته شوند و نه سوژه‌ی تصمیم‌گیری؛ اگر تجربه‌ی زیسته‌ی آنان سانسور یا بی‌اثر شود؛ اگر فمینیسم به حاشیه رانده شود تا وحدتِ ظاهری یا منافع ژئوپولیتیک حفظ گردد، آن‌گاه تاریخ بار دیگر خود را تکرار خواهد کرد. حواس‌مان باید جمع باشد. انقلاب تنها در لحظه‌ی فروپاشی رخ نمی‌دهد؛ در نحوه‌ی روایت، در سازوکارهای حمایت خارجی، و در شیوه‌ی ساختن آینده ادامه پیدا می‌کند.
«زن، زندگی، آزادی» نه یک ابزار بسیج موقت، بلکه یک قطب‌نماست.
اگر این قطب‌نما در بازی قدرت‌های داخلی و خارجی گم شود، مسیر نیز گم خواهد شد. نگذاریم این‌بار هم انقلاب از دست زنانی که آن را ممکن کردند، دزدیده شود. #زن_زندگی_آزادی ▫️womenstudiesisaorg ✈️@Zane_Ruz_Channel

-پابلو نرودا
+1
-پابلو نرودا

photo content
+1

خیلی امیدبخش و در عین حال غم‌انگیزه که هرجا می‌رم، همه وسط حرف‌هاشون می‌گن «دیگه روزهای آخرشونه. دیگه دارن می‌رن». هروقت کسی می‌خواد آرزو کنه ناخودآگاه می‌گه اینا برن. هروقت کسی داره غر می‌زنه آخرش می‌گه البته دیگه تهشه. هروقت کسی عصبانیه وسطش یه فحش به آخوند می‌ده.

Repost from Unholy Sci-holic
لكي أكتب شعرًا ليس سياسيًا يجب أن أصغي إلى العصافير ولكي أسمع العصافير يجب أن تخرس الطائرة
In order for me to write poetry that isn’t political I must listen to the birds and in order to hear the birds the warplanes must be silent.
By Marwan Makhoul (مروان مخول)
#art @manukthegeek

۱۳ روش عملیات روانی سپاه پاسداران برای مهار اجتماعات و اعتراضات خیابانی، منتشره در فصلنامه مدیریت بحران و وضعیت‌های اضطراری د
۱۳ روش عملیات روانی سپاه پاسداران برای مهار اجتماعات و اعتراضات خیابانی، منتشره در فصلنامه مدیریت بحران و وضعیت‌های اضطراری دانشگاه امام حسین سپاه (بهار ۱۳۹۵) @hafezeye_tarikhi

This being played in the last episode of stranger things will be the death of me.

Well, I've been afraid of changin' 'cause I've built my life around you But time makes you bolder Even children get older And I'm getting older too

07 Landslide.mp33.08 MB

photo content
+2

خوندن این سرود زمان دیکتاتوری پینوشه تو شیلی قدغن بود، اما همه‌جای دنیا اجرا می‌شد. سرخیو اورتگا این آهنگ رو در دو روز بر اساس یه شعار خیابونی نوشت و سرودش برای اولین بار توسط گروه کیلاپایون با همراهی ویکتور خارا در مقابل مردم اجرا شد.

بلافاصله بعد از این کار، ویکتور خارا مورد ضرب و شتم شدید قرار می‌گیره و جلوی چشم بقیهٔ زندانی‌ها با ۴۴ ضربهٔ گلوله کشته می‌شه و انگشت‌هاش رو هم به عنوان نماد قطع می‌کنن و بدنش رو تو جاده‌ای خارج از اون ورزشگاه رها می‌کنن.

زمان انقلاب شیلی، ویکتور خارا هم همراه خیلی‌ از مبارزهای دیگه دستگیر شده بود. اونا رو به ورزشگاه سانتیاگوی شیلی منتقل کردن و اونجا خیلی‌ها رو شکنجه دادن. زندانی‌هایی که نجات پیدا کرده‌ن، می‌گن بازداشت‌کننده‌های خارا بعد از شکنجه‌ش وقتی که اون رو زمین افتاده بود، به تمسخر ازش می‌خواستن که حالا پا شه و گیتار بنوازه و بخونه. ویکتور خارا هم با وجود خرد شدن انگشت‌هاش، شروع می‌کنه به گیتار زدن و خوندن ترانهٔ «مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد» همراه با هزاران زندانی دیگه.

همزمان با اعتراضات سال ۱۴۰۱، نشر چشمه یه کتاب از مجموعه اشعار ویکتور خارا چاپ کرد، به نام «آکورد آزادی». چون کتابش تازه بود میز جلویِ کتابفروشی پر بود از همین کتاب. صفحهٔ اولش سفید بود و کوچیک نوشته شده بود «برای ژینا». خریدنِ اون کتاب شد آغازِ علاقه‌م به ویکتور خارا و اشعارش و کارهاش.

Repost from موسیقیدن
"The People United Will Never Be Defeated!" Frederic Rzewski performs his own composition, March 2007 at the Miami international Piano Festival. ـــــــــــ #Piano_solo #Contemporary_Classical #Modern_Classical #Modern #AvantGarde #Experimental #PianoVariations #Variation #FredericRzewski @fakhermozik

Repost from موسیقیدن
«برخیزید، بجنگید، مردم پیروز خواهند شد زندگی پیشِ رو بهتر خواهد بود بیایید خوشبختی‌مان را به چنگ آوریم در میان هیاهویی، هزارا
«برخیزید، بجنگید، مردم پیروز خواهند شد زندگی پیشِ رو بهتر خواهد بود بیایید خوشبختی‌مان را به چنگ آوریم در میان هیاهویی، هزاران صدای نبرد برانگیخته می‌شود و با قاطعیت، آوازی از آزادی می‌خوانند ملت پیروز خواهد شد و اکنون مردم در مبارزه برمی‌خیزند با صدای مهیب فریاد برمی‌آورند: مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد، مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد.» فردریک ژِفسکی، آهنگ‌ساز و پیانیست برجستهٔ آمریکایی، تعدادی اثر پیانویی خلق کرد که به‌طور موفقیت‌آمیزی پیانیسم سنتی و آوانگارد معاصر را با هم ترکیب می‌کنند. بزرگ‌ترین اثر پیانویی او در مقیاس بزرگ، مجموعه‌ای شامل سی‌وشش واریاسیون بر پایهٔ آهنگ «¡El Pueblo Unido Jamás Será Vencido!» (مردم متحد هرگز شکست نخواهند خورد!) است؛ آهنگ انقلابی شیلیایی از سرخیو اورتگا و گروه فولکلور کیلاپایون. این مجموعهٔ عظیم واریاسیون‌های پیانویی که بیش از پنجاه دقیقه طول می‌کشد، سنت مجموعه‌های واریاسیون کیبورد از دوره‌های دیگر تاریخ موسیقی را ادامه می‌دهد؛ آثاری مانند واریاسیون‌های گلدبرگ از یوهان سباستیان باخ، واریاسیون‌های دیابلی از بتهوون، و واریاسیون‌های پاگانینی از برامس. [...] ژفسکی از طریق بهره‌گیری از فرم واریاسیون، تصویری شنیداری از «مردم متحد» می‌سازد؛ افرادی در تکثر و گوناگونی‌شان که کم‌کم و قطره‌قطره، به هم می‌پیوندند و وحدتی را شکل می‌دهند... همانند هندسهٔ فراکتال، فرم بزرگ اثر هم فرم تم اصلی و هم فرم هر یک از واریاسیون‌ها را بازتاب می‌دهد. @fakhermozik