پـژواک ـہاے دࢪیـ︪︩ـــا
Open in Telegram
🐚 ׁ𝂊 ،پنهان در مه اندیشههای یک ذهن در جستجوی آرامش. ׁ .......... http://t.me/Chevalet_bot?start=ETuBkHjXKHej
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
290
Subscribers
-124 hours
+67 days
+430 days
Posts Archive
صورت فلکی هرکول (Hercules). اینجا دیگه داستان از اون چیزی که فکر
میکنی جذابتره، چون خودش داره توی آسمون نشسته و به کارهایی که کرده افتخار میکنه. داستان اسطورهای: خود هرکول خب اینجا دیگه خودِ قهرمانه. هرکول (هراکلس) پسر زئوس و یه زن فانی به اسم آلکمنه بود. هرا (همسر زئوس) از بچگی بهش حسادت میکرد و کلی دردسر براش درست کرد. معروفترینش همون ۱۲ خان هست که باید انجام میداد تا گناه کشتن خانوادهاش رو (که هرا باعثش شده بود) پاک کنه. این ۱۲ خان شامل: ۱. کشتن شیر نمه (همون صورت فلکی Leo که گفتم) ۲. کشتن هیدرا (یک مار ۹ سر) ۳. گرفتن گوزن طلایی ۴. گرفتن گراز غولپیکر ۵. پاک کردن اصطبل آوژیاس (که ۳۰۰۰ گاو داشت و ۳۰ سال تمیز نشده بود!) ۶. کشتن پرندگان استومفال ۷. گرفتن گاو نر کرت ۸. گرفتن مادیانهای دیومدس ۹. گرفتن کمربند هیپولیتا (ملکه آمازونها) ۱۰. گرفتن گاوهای غولپیکر گریون ۱۱. برداشتن سیبهای طلایی باغ هسپریها (همون جایی که اژدهای لادون مواظبش بود) ۱۲. پایین آوردن سربروس (سگ سهسر دنیای مردگان) بعد از اینکه همه این کارها رو کرد، به آسمون رفت و تبدیل به صورت فلکی شد. جالب اینجاست که توی آسمون، هرکول وارونه نشسته (پاهایش به سمت بالاست) و چماقش رو بالای سرش گرفته. چطور پیداش کنم؟ هرکول بین صورتفلکیهای شبان (Boötes) و چنگ (Lyra) قرار گرفته. اگه وگا (همون ستاره چنگ) رو پیدا کنی، یه کم بری سمت راست، یه دسته ستاره میبینی که شکل یه چهارضلعی ناقص رو میسازه. این همون تنه هرکوله. از اونجا میتونی دستها و پاهای کشیدهاش رو دنبال کنی. از نظر علمی: صورت فلکی هرکول پنجمین صورت فلکی بزرگ آسمونه، ولی با وجود جثهاش، ستارههای خیلی پرنوری نداره. درخشانترین ستارهاش راسالژاثی (Rasalgethi) هست که اسمش عربیه و معنیاش «سر زانوزده»ست. یه ستاره دوتایی قشنگ که با یه دوربین کوچیک میشه دو تا ستاره رو جدا دید: یه نارنجی بزرگ و یه آبی کوچیک. یه ستاره دیگه توی هرکول به اسم کورنفوروس (Kornephoros) هست که معنیاش «چماقدار»ه، چون توی آسمون هرکول یه چماق به دست گرفته. جالبترین چیز توی هرکول، یه خوشه ستارهای به اسم M13 یا خوشه بزرگ هرکول هست. این یه خوشه کرویه با بیش از ۳۰۰ هزار ستاره که با چشم غیرمسلح تقریباً دیده میشه ولی با یه دوربین دوچشمی، یه لکه سفید گرد و غبارآلود میبینی. راستی یه جالبیش اینه که توی سال ۱۹۷۴، یه پیام رادیویی از طرف بشر به سمت این خوشه فرستادن (پیام آرسیبو) تا به موجودات فضایی بگن ما اینجاییم! اگه موجودی باشه، حدود ۲۵ هزار سال دیگه بهشون میرسه. ✨راستش هرکول برام یه جور دیگه خاصه. وقتی بهش نگاه میکنم، یاد اون آدمایی میافتم که با همه سختیها، با همه دشمنیها، بازم بلند میشن و میرن جلو. هرا هر کاری کرد تا هرکول رو شکست بده، ولی هرکول هر بار بلند شد. نه فقط بلند شد، بلکه تبدیل به یه اسطوره شد که تا ابد توی آسمون میدرخشه. اگه یه شب تونستی خوشه M13 رو ببینی، به این فکر کن که ما آدمها یه پیام به اونجا فرستادیم. یعنی ما به یه گوشه از آسمون که هرکول توش نشسته، گفتیم "سلام، ما اینجاییم". شاید روزی یه موجود فضایی بیاد و بگه "سلام، ما پیامتون رو گرفتیم، راستی اون هرکول شما کجاست؟" اونوقت من میخندم و میگم "همونجاست، ۲۵ هزار سال نوری اونطرفتر، داره چماقش رو تکون میده." راستی راستی، باورت میشه که هرکول توی آسمون وارونه نشسته؟ یعنی ما از زمین داریم به پاش نگاه میکنیم. شاید برای همین هست که بعضی وقتا حس میکنیم همه چی وارونهست. شاید باید بریم اونطرف آسمون، از بالای سر هرکول نگاه کنیم تا بفهمیم قضیه از چه قراره.
داستان اسطورهای: شیر بیشهی نِمِه
تو اسطورههای یونانی، این شیر کسی نیست جز شیر نمِه (Nemean Lion)، یه هیولای ترسناک که پوستش مثل زره بود و هیچ سلاحی نمیتونست بهش نفوذ کنه. این شیر تو منطقه نمه زندگی میکرد و مردم رو وحشت زده کرده بود. اولین خان از ۱۲ خان هرکول (همون هراکلس) این بود که بره این شیر رو بکشه. هرکول رفت و شیر رو پیدا کرد. اول با تیر و کمان بهش شلیک کرد ولی تیرها از پوستش برمیگشتن. بعد با یه چماق بزرگ به جانش افتاد ولی بازم فایده نداشت. آخرش هرکول با دست خالی رفت سراغش، شیر رو خفه کرد و پوستش رو کند. از اون پوست به عنوان زره استفاده میکرد تا بقیه ماموریتهاش رو انجام بده. زئوس برای افتخار به این نبرد، شیر رو فرستاد آسمون. به همین خاطر هست که شیر توی آسمون همیشه به شکل یه هیولای غرّان نشسته. یه روایت دیگه هم هست: بعضیها میگن این شیر همون شیریه که الهه هرا برای کشتن هرکول فرستاده بود، چون هرا از هرکول متنفر بود (هرکول پسر نامشروع زئوس بود). ولی هرکول بازم برنده شد. خلاصه که شیر هر بار میبازه ولی هر بار هم توی آسمون جاودانه میشه. چطور پیداش کنم؟ بهار که میشه، شیر رو راحت میتونی ببینی. اول دب اکبر رو پیدا کن. از دب اکبر برو سمت پایین و جنوب، یه ستاره خیلی پرنور میبینی که هسته شیره: همون رجلالاسد. بعد یه داس شکل از ستارههای کمنورتر دورش هست که یالش رو میسازه. اگه یه کم بری سمت چپ، دِنهبولا رو میبینی که دمشه. از نظر علمی: صورت فلکی شیر (Leo) یکی از ۱۲ برج منطقهالبروجیه، یعنی خورشید از توش رد میشه. درخشانترین ستارهش رجلالاسد (Regulus) هست که اسمش عربیه و معنیاش «پای شیر»ه. یه ستاره آبی-سفید داغ که فقط ۷۹ سال نوری از ما فاصله داره و ۱۵۰ برابر خورشید میدرخشه. دومین ستاره پرنورش دِنهبولا (Denebola) هست، یعنی «دم شیر» که یه ستاره سفیده. بین این دو تا، یه دسته ستاره هست که به شکل یه داس یا علامت سوال وارونه هستن که کله و یال شیر رو میسازن. ✨من هر وقت به شیر نگاه میکنم، یاد اون لحظهای میافتم که هرکول با دست خالی رفت سراغ یه هیولای ترسناک. راستش برام سواله که چطور کسی میتونه انقدر شجاع باشه که بدون سلاح بره سراغ چیزی که همه ازش میترسن. ولی بعدش فکر میکنم که شاید بزرگترین ترسهای ما هم همینه: اونایی که فکر میکنیم غیرممکنه، با دست خالی و ارادهی محض میشه شکستشون داد.✨ یک شب که شیر رو میبینی، به رجلالاسد نگاه کن و به خودت بگو این ستاره ۱۵۰ برابر خورشید میدرخشه. بعد یه لحظه فکر کن اگه میتونی با ارادهات یه ستاره رو تو ذهنت پرنورتر کنی. اونوقت میفهمی که هرکول بودن فقط تو آسمون نیست، تو خود آدمها هم هست. راستی اگه یه شب شیر رو پیدا کردی، به شکل داسش نگاه کن. بهم بگو آیا برات شبیه یه علامت سوال وارونه نیست؟ انگار خود آسمون داره ازت میپرسه: «تو هم میتونی مثل هرکول باشی؟»
+1
Sunset in Carpinteria, by James Whistler
......................
«غروب در کارپنتریا» اثر جیمز ویستلر، روایتی از وداع است:
نوری در حال فرار از افق که رنگها را میآمیزد و مرزها را محو میکند؛ گویی نقاش جهان را در هالهای از ابهام رها کرده تا بیننده با وسعت ناپیدایی لحظه و دلتنگیهایش پر شود. 🌅 در این اثر، غروب تنها یک پدیده طبیعی نیست؛ نمادی از گذرا بودنِ بودن است. واپسین پرتوها پیش از تسلیم شدن به شب، به اشیا معنا میبخشند. فضای آرام منظره حالتی از تعلیق و رهایی دارد؛ انگار در مرز میان «آنچه بود» و «آنچه قرار است به خاطره تبدیل شود» ایستاده است. ✨ آنچه بیش از همه توجه را جلب میکند، آمیختگی روشنایی و تاریکی است. افق رو به تاریکی نه دلهرهآور است و نه سرد؛ بلکه فضایی برای واگویه و آرام گرفتن میسازد. آخرین شعلههای خورشید با وقاری خاموش اما عمیق، یادآور این حقیقت است که گاهی برای پذیرش تغییر، تنها باید ایستاد و تماشا کرد. 🌇 این نقاشی یادآور لحظههایی است که انسان در پایان یک مسیر با خودش روبرو میشود؛ زمانی که هیاهوی روز به سکون شب میرسد و رنگهای ملایم آسمان، تمام چیزی است که برای آرامش جان نیاز دارد. 🌌✨
جدی جدی اَگر آگاهانه و با علاقه کارهای سخت رو اَنجام بدی؛ وقتی به مسئله و کار سخت برمیخوری خیلی راحتتر اَزش عبور میکنی. رفتن در دل سختیها جوابه.
میدونستید تو ایران باستان به خورشید میگفتن "هور"؟ بنظرم خیلی قشنگه
بخاطر همین اسم این ساز شد "هور" ☀️
Reading can sometimes be truly exhausting, especially when you're dealing with heavy books.📚
But in the end, when you finally understand something well, it feels absolutely amazing.✨
Honestly, some days I lack motivation, but I know that keeping going is worth it :)
