αƚαɾαxყ
Closed channel
جایی که شخصیتهای خلق شدهی ذهنم، به جای من حرف میزنن، عاشق میشن و میمیرن! If you wanna talk: @a7taraxyjkbotbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
296
Subscribers
No data24 hours
-107 days
+7330 days
Posts Archive
296
_ بنظرم بهترین فرصته که یه بار برای همیشه برینی به هیکل اکس مامانت! تهیونگ هم نیشخندی روی لبش نشست و بیخیال روی تخت غلت زد. _ راستش الان ترجیح میدم یکم کولیبازی درارم. جیمین تکخندهای زد و روی تخت نشست. _ باز چی تو سرته؟راستش منم هنوز نمیدونم چی تو سر تهیونگه🙏🏻 -Spoil of next part- #MME
296
Repost from 𓆩𝐕𝐊𝐎𝐎𝐊𝐋𝐀𝐍𝐃𓆪
᭝ #Scenario 𓂃🎭៹✦
_ و تو خودتو معرفی نمیکنی؟
تهیونگ این بار نیشخند زد و قبل اینکه عقبگرد کنه، چشمکی زد.
_ باشه برای وقتی که باهات کار داشتم!
↳Writer: 𝐍𝐎𝐕𝐀
⌗ Who knows? ⌗
𓆩 VKOOKLAND 𓆪
296
احتمالا فردا یه سناریوی فان رو تکمیل کنم که یکم از فضای تنگ و تاریک این روزا فاصله بگیریم. شده برای چند دقیقه:)
296
+1
مضحک بود، مزخرف. جونگکوک از هجوم افکارش داشت دیوونه میشد. خسته بود. از همه بریده بود.#IAS4U
296
بچهها خوش اومدید❤️🔥
به احترام جاویدنامهای عزیز تا چند روز فعالیتی ندارم:)
سپاس از حضور سبزتون🌱
296
I just published "pt.5" of my story "𝑴𝒚 𝑴𝒐𝒎𝒎𝒚'𝒔 𝑬𝒙". https://www.wattpad.com/1646208543?utm_source=android&utm_medium=org.telegram.messenger&utm_content=share_published&wp_page=create_on_publish&wp_uname=NOVAjkthprs
#MME
296
تهیونگ از خجالتِ بیموقع، سرش رو توی گردن فاکینگ خوشبوی پسر فرو برده بود و اصلا قصد نداشت باهاش چشمتوچشم بشه!
جونگکوک نیشخندی به انعکاسشون توی آینه زد و لعنت بهش، نیاز داشت تصویر اون لحظه رو توی گوشیاش ثبت کنه؛ اما دستهاش بند بودن...
-spoil of next part-
#MME
296
Repost from 𓆩𝐕𝐊𝐎𝐎𝐊𝐋𝐀𝐍𝐃𓆪
᭝ #Imagine 𓂃🎬៹✦
جئون جونگکوک، بازیگر درجهی یک یه کمپانی بینام و نشون بود که حالا به لطف بازیهای خیرهکننده و نقشهای کاریزماتیکش، تونسته بود شرکت کیم تهیونگ رو به اوجش برسونه.
اما هیچچیز اونطوری که بنظر میرسید، آسون پیش نمیرفت. اینبار تهیونگ داشت بهش فشار میآورد فیلمنامهای رو قبول کنه که توش نقش یه پسر گیِ عاشق رو ایفا میکنه. حقیقتی که جونگکوک تمام عمر ازش فراری بود و برخلاف شبهایی که مخفیانه به گیبارها پناه میبرد، به محض طلوع خورشید، اون رو با تمام وجود انکار و پنهان میکرد!
داستان اونجایی به جای باریک کشیده شد که تهیونگ برای راضی کردن پسر، بهش پیشنهاد داد که نقش پارتنرش رو خودش میتونه به عهده بگیره.
و حالا جونگکوک هیچ ایدهای نداشت که چطور قراره از پسِ مرد روبروش بربیاد... کسی که تازگیها به محض بستن چشمهاش، پشت پلکهاش ظاهر میشد و خواب رو ازش میگرفت...
دلیل اون همه اصرار چی بود؟ اگه پشت اون پروژه، نیت پنهانی خوابیده بود، چی؟
هیچکس، هیچچیز نمیدونست تا وقتی که جونگکوک پروژه رو بپذیره و تهیونگ وارد عمل بشه...!
𓆩 VKOOKLAND 𓆪
296
He's crazy about you Didn't wanna live without you He traded the stars for a chance at your heart Just to show you it's true He's crazy about you Died so you didn't have to Tore your failure apart Now He wears your scars That's how much He loves you
