The shadow inside me
Open in Telegram
روح او هنوز آبی بود، میان تمام این تیرگیها. talk to me: ‹ @Bluesafeplacebot 📬›
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
190
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-1330 days
Posts Archive
«If this was meant for me, why does it hurt so much? And if you're not made for me, why did we fall in love?»
«البته اگه الان ازم بپرسن که: عشق به رسوای عالم شدنش میارزد؟ قاطعانه میگم نه، خیلی وقتها نمیارزد. نه بخاطر حرف عالم و آدم که فقط بخاطر خودت.»
«ولی از حق نگذریم، عباس معروفی با همین قلم متفاوت و آغشته به غمش هست که به دل میشینه. وگرنه کلی نویسنده هستن که از گل و بلبل و شادی و... بنویسن اما بازم در آخر هیچکدومشون برای من مثل معروفی و داستانهای تلخ و غبار گرفتهاش نمیشن.»
«دلم برای خوندن دوباره آثار معروفی تنگ شده. و احتمالا همین که کتاب این ماه رو تموم کنم برم سراغ کتاب "فریدون سه پسر داشت". هر چند که میدونم قرار نیست با یک داستان حال خوب کن و پایان شاد مواجه بشم، چون محض رضای خدا معروفی کی پایان شاد نوشته که این بار دومش باشه😭🤌🏻»
«احساس میکنم دچار یک افسردگی فصلی خیلی عمیق شدم. درمانش هم فقط هوای ابری و بارونهای پی در پی هست. در غیر این صورت هیچ چیز دیگهای نمیتونه توی بهبود حالم موثر باشه.»
«اینطور که پیداست منِ گذشته با قلم آشتیتر بوده. انگار که بهتر میدونسته چطور باید احساساتش رو تبدیل به کلمات کنه و به روی کاغذ بیاره؛ برخلاف منِ امروز که در برابر تمام اتفاقات زندگی تنها به لبخند و سکوتی بسنده کرده.»
