غَرِیْبْ
Open in Telegram
• (اینجا تَراوُشاتِ احساس من رو میخونید.) ◾️صفحه اینستاگرام،ایتا،روبیکا و تلگرام: @ahhyyat
Show moreIran150 049The category is not specified
202
Subscribers
-124 hours
No data7 days
-1730 days
Posts Archive
202
چرا اشــک را آبـرو میکــنی
چرا چــادرت را رفـو میکـــنی
چرا اسـتخوان درگـلو میکــنی
چرامـــرگ را آرزو میکـــــنی
چه کم دارد این زنــدگانی بمان
- صابر خراسانی
202
به رفو گران بگویید ز رفو گذشت این دل
چه رفو کنم دلی را که هزار پاره دارد
- منسوب به راحم تبریزی | آهیّات
202
با درد نبودنش که خو میکردم
با دیده تر به جاده رو میکردم
می آمد و خنجری به قلبم میزد
میرفت و دوباره من رفو میکردم
- نیما یوشیج | آهیّات
202
اشکش چکید و دیگرش آن آبرو نبود
از آب رفته هیچ نشانی به جو نبود
مژگان کشید رشته به سوزن ولی چه سود
دیگر به چاک سینه مجال رفو نبود
- شهریار | آهیّات
202
وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم،
بند را برگسلیم، از همه بیگانه شویم.
- مولانا | آهیّات
202
رفتنت هم نتوانست مرا راهی کند،
من به جای خالیات هم قول ماندن دادهام.
- عادل رستمکلایی | آهیّات
202
گفتم آباد توان ساخت دلم را گفتا
حسن این خانه همین است که ویران ماند
- فروغی بسطامی | آهیّات
202
طریق ما سر عجزست و آستان رضا
که از تو صبر نباشد که با تو بستیزند
- سعدی | غزل ۲۳۲ (۹) | آهیّات
202
به خونبهای منت کس مطالبت نکند
حلال باشد خونی که دوستان ریزند
- سعدی | غزل ۲۳۲ (۸) | آهیّات
202
مرا که با تو که مقصودی آشتی افتاد
رواست گر همه عالم به جنگ برخیزند
- سعدی | غزل ۲۳۲ (۷) | آهیّات
202
رضای دوست به دست آر و دیگران بگذار
هزار فتنه چه غم باشد ار برانگیزند
- سعدی | غزل ۲۳۲ (۶) | آهیّات
202
بگیر جامه صوفی بیار جام شراب
که نیک نامی و مستی به هم نیامیزند
- سعدی | غزل ۲۳۲ (۵) | آهیّات
202
نشان من به سر کوی میفروشان ده
من از کجا و کسانی که اهل پرهیزند
- سعدی | غزل ۲۳۲ (۴) | آهیّات
202
مگر تو روی بپوشی و گر نه ممکن نیست
که اهل معرفت از تو نظر بپرهیزند
- سعدی | غزل ۲۳۲ (۳) | آهیّات
