واژهگردی 🎒
Open in Telegram
طعم لحظه آشناییزدایی با کلمه @VajheGardi 🎒 @DrMDastjerdi ☕️
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
212
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+130 days
Posts Archive
212
خشکِ کبریت
«دهانم خشکِ کبریته» یا «نون مونده خشکِ کبریت شده»
کبریت مَثل اعلای خشکیه.
مرتضا
#واژهگردیشما
@WordTourCh
212
ادعا vs کارایی
رفتم تو برنامه «تهران من» برای پدرم طرح ترافیک بخرم، میگه از این به بعد باید بری تو «سوپراپلیکیشن شهرزاد» ثبت کنی. به خدا اگه اپهای بزرگ دنیا یه همچین ادعایی (Super-App) داشته باشن.
با این همه انتخاب نام شهرزاد انتخاب خلاقانهای بوده و معانی چندلایهای منتقل میکنه.
@WordTourCh
212
بالابود
فرض کنید خونه رو گذاشتید برای فروش به مبلغ ۵۰۰ میلیون. بنگاهی میگه من ۵۵۰ میفروشم، علاوه بر حق کمیسیون، بالابود فروش هم مال من. این طمع باعث میشه املاکی، بیشتر روی فروش ملک شما کار کنه.
@WordTourCh
212
باید برگردیم اینجا. بعد از ۸۸ روز . تو این فاصلهی جنگ و صلح، تو بله برخط بودیم و بساط واژهگردی اونجا پهن بود.
نمیدونم اصلا اونا رو اینجا بیارم یا نه. به هر حال به خودم و شما خوشآمد میگم و خوشحالم که به خانه برگشتیم.
سلام به همگی
@WordTourCh
212
فصیح الدین فطرت رییس ستاد کل ارتش افغانستان در پاسخ به حمله پاکستان گفته:
«جواب انگشت را با مشت خواهیم داد». این مثل فارسی رو نشنیده بودم، خیلی هم مناسب سیس فیدل کاستروییش نبود.
عوضش آخر حرفاش گفته که دشمنان «حتی در پایتختشان هم، امن بوده نَمیتوانند».
این ترکیب رو فقط تو اشعار میشه پیدا کرد.
#WordTourCh
212
رتوریک در معنای ارسطوییاش یعنی فن سخنوری و هنر اقناع اما در فارسی امروز، بهویژه در رسانه و نقد سیاسی، اغلب بار منفی دارد.
امروز وقتی میگوییم «این حرفها رتوریک است»، معمولاً منظور لفاظی یا نمایش زبانی است.
مثلاً نوشتهاند:
«پیام او حاوی عناصر رتوریک تهدیدآمیز است.»
«او با ژست و رتوریک هیتلری مشهور شد.»
«رتوریکِ "تو رو خدا به ایران کمک کنید" جواب نمیدهد.»
#WordTourCh
212
میگه: «منِ نوبادی از گوزتپه میدونم شاخص پیتزا رو، ولی اتاق جنگ نمیفهمه که اونجا لوش میده!»
«منِ نوبادی» 👌😀
چند اکانت توی توییتر/X سالهاست با رصد سفارش پیتزا اطراف پنتاگون و کاخ سفید، احتمال بحران یا عملیات نظامی رو حدس میزنند؛ چیزی که به اسم Pentagon Pizza Index معروف شده.
#WordTourCh
212
از واژههایی که دیگه تو معنای قبلیش جا نمیشه «برودت» هواست. میگه دانشگاه دو روزه شلوغه، احتمال «برودت» هوا بیشتر شده.
برودت از توضیح خنثای علمی خارج شده. نوعی رمزگذاری استعاری در این واژه رخ داده که با شنیدنش در موقعیتی قرار میگیریم که وضعیت فهم از قبل روشن شده.
تعطیلی به دلیل برودت هوا، میتونه پوششی زبانی برای مدیریت وضعیتی باشه که ریشهٔ امنیتی داره، بیاینکه صراحتاً امنیتی نامیده بشه.
لبخند تلخی گوشهی دهان واژه «برودت» یخ بسته.
#WordTourCh
212
از مامانم پرسیدم شام چی داریم؟ گفت: ناوگان عظیمی از کرفس و گوشت و سبزی به سوی اجاقگاز روانه شدهاست. خواهیم دید چه میشود.
@Mamohamadpour
@WordTourCh
212
میگه:
لاولنگوئجم از فرستادن فیلم و عکس به دوستان، تبدیل شده به فرستادن کانفیگ و پروکسی.
@WordTourCh
212
مستوفی و سیاقنویسی
در نظامهای پیشامدرن، خراج را از صاحب زمین میگرفتند و اداره آن به کارگزارانی سپرده میشد که هم به حساب و هم به مناسبات محلی آگاه بودند. «مستوفی» یکی از مهمترین این مناصب بود؛ عنوانی برگرفته از «استیفاء» بهمعنای تمامستانی حقوق دیوانی.
مستوفی مسئول تنظیم حساب دخلوخرج، ثبت اراضی و مالیاتها و رسیدگی به مستمریها بود و این وظایف را با سیاقنویسی ــ شیوهای تخصصی و غیرقابل فهم برای عموم ــ انجام میداد. انحصار این دانش موجب تمرکز قدرت مالی شد و بهتدریج مستوفی از یک عنوان فنی دیوانی به مقامی خاندانی و اثرگذار در ساخت قدرت تبدیل گردید.
هنوز هم خواندن بودجهی سالیانه مثل سیاقنویسیِ مستوفیان کار هر کسی نیست.
@WordTourCh
212
از کران تا به کران لشکر کفر است ولی
از ازل تا به ابد فرصت درویشان است
#واژه_نوشی با حافظ
@WordTourCh
