- BuseÇilek
Closed channel
« اینجا چراغی روشنه » 🌻 برای صحبت با من : @busecilek_bot
Show moreIran126 662The category is not specified
502
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-2730 days
Posts Archive
502
هیچکس اندازه من رکب نخورد با ادیت از صحنه ای که کپسول بود چی بود تو بیمارستان میترکید میخواستن سیبلو بکشن
با اون ادیت سریالو شروع کردم به امید مردن سیبل ولی زهی خیال باطل😞
502
https://t.me/c/2143244565/26055
وااااااای قسمت ۷ و اون سکانس اووولین چیزی بود که من از رامو دیدم و رفتم شروعش کنم سیبل با اون لباس لی ساک به دست جلو خونه وایساده خجالت زده س نمیدونه جطور بره تو رامو میرسه اگه حسابی هست هز من بپرسین نه از زنم از پله ها بالا رفتنشون جلو در اتاق تردیدشون سیبل که یقه ش بازه رامو که بین چشماش دو دو میزنه صورتش میگیره طاقت نمیاره این اخرین تماسمونه💔😫🫠🫠
502
دیگه مثلا قسمت چهارو پنجی که سیبل تازه داره با این خانواده آشنا میشه و تازه میفهمه کی گناه کاره و کی بی گناه
اون اعتراف عشق لعنتی که خیلی دیر شده و ای خدا 😭😭😭😭😭😭
502
وای شاهکار شاهکااااااار
قسمت دوم و سوم سیبل تاااااازه میفهمه که چرا رامو بعد یه قدم که میومد جلو ده قدم میرفت عقب .
رامویی که ورود همه رو به منطقه ممنوع کرده جز سیبل ، چون میدونه میاد ، میدونه باید پای لرز خربزه ای که خورده بشینه ، میدونه حالا جز عشق و ناراحتی از سمت سیبل نفرت میاد سراغش .
و من میمیرم برای دیالوگای عمه فیدان ، میمیرم برای کارکتری که قصهش رو نشنیدیم 😭😭😭😭😭
502
من چند وقتیه ریواچ فصل اول رامو شروع کردم وای از قسمت دو 😭👌
سیبلی که لباس قرمز تنشه موهاش پریشونه چشماش از گریه زیاد پف داره دلش و میزاره زیر پاش اسلحه میکشه حساب میپرسه رامویی که درک میکنه سکوت کرده عمه فیدانی که تحسینشون میکنه شب که کنار رودخونه قرار میزارن دوتایی کت چرم تنشونه سیبل خودشو از تک و تا نمیندازه هرچی تو دلش میگه
یه روزی دوباره به هم میرسیم قسم میخورم اون روز یکی از ما میمیره
لعنت به هپی اند 😭💘
502
بعد دیدن این ادیت دیگه اونموقع فقط نفرت پراکنی به راه بود
اگه دم دستم بودن طلاقشونو گرفته بودم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😂😂😂😂😂😂
502
و دقیقا جایب که توقع داشتم سونگول دهنشو صاف کنه و اتفاقا میخواست صاف کنه زارت فهمید حاملس
😭😭😭😭😭😭😭😭
