en
Feedback
- BuseÇilek

- BuseÇilek

Closed channel

« اینجا چراغی روشنه » 🌻 برای صحبت با من : @busecilek_bot

Show more
Iran126 662The category is not specified
502
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-2730 days
Posts Archive
مودت « ما چقد ساده ایم بخدا ما چقدر زود رام میشیم »

هیچکس اندازه من رکب نخورد با ادیت از صحنه ای که کپسول بود چی بود تو بیمارستان میترکید میخواستن سیبلو بکشن با اون ادیت سریالو شروع کردم به امید مردن سیبل ولی زهی خیال باطل😞

😭😭😭😭😭😭😭
😭😭😭😭😭😭😭

وای خدا خوشگلترین نگاهشون واسه همون سکانسه 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

https://t.me/c/2143244565/26055 وااااااای قسمت ۷ و اون سکانس اووولین چیزی بود که من از رامو دیدم و رفتم شروعش کنم سیبل با اون لباس لی ساک به دست جلو خونه وایساده خجالت زده س نمیدونه جطور بره تو رامو میرسه اگه حسابی هست هز من بپرسین نه از زنم از پله ها بالا رفتنشون جلو در اتاق تردیدشون سیبل که یقه ش بازه رامو که بین چشماش دو دو میزنه صورتش میگیره طاقت نمیاره این اخرین تماسمونه💔😫🫠🫠

sticker.webp0.29 KB

وای کمک😭😂 اون استیکر یا گیفی که آدمه داره با دیوار صحبت میکنه رو داری؟

Repost from mutlu yuva 🪴
- تو انقدر زندگیم بودی که با مرگـــم نمیمیـــرم .. #RamBel #موزیک_ویدیو

من این سریال رو یکبار دیدم و شش سال پیش ولی گویا خوردمش .

قسمت 7 و اون سکانس لعنتیییییییییی بعد اومدن سیبل به خونه 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

Babak-Jahanbakhsh-Azab-128.mp33.53 MB

دیگه مثلا قسمت چهارو پنجی که سیبل تازه داره با این خانواده آشنا میشه و تازه میفهمه کی گناه کاره و کی بی گناه اون اعتراف عشق لعنتی که خیلی دیر شده و ای خدا 😭😭😭😭😭😭

لایق خیلی بیشتر از اینا بود

ریت ۸ حلالت عزیزم

سناریستای تخمی آخه چرا زوجایی که باید بمیرن زنده میمونن 😭😭😭😭😭😭😭😭

وای شاهکار شاهکااااااار قسمت دوم و سوم سیبل تاااااازه میفهمه که چرا رامو بعد یه قدم که میومد جلو ده قدم میرفت عقب . رامویی که ورود همه رو به منطقه ممنوع کرده جز سیبل ، چون میدونه میاد ، میدونه باید پای لرز خربزه ای که خورده بشینه ، میدونه حالا جز عشق و ناراحتی از سمت سیبل نفرت میاد سراغش . و من میمیرم برای دیالوگای عمه فیدان ، میمیرم برای کارکتری که قصه‌ش رو نشنیدیم 😭😭😭😭😭

من چند وقتیه ریواچ فصل اول رامو شروع کردم وای از قسمت دو 😭👌 سیبلی که لباس قرمز تنشه موهاش پریشونه چشماش از گریه زیاد پف داره دلش و میزاره زیر پاش اسلحه میکشه حساب میپرسه رامویی که درک میکنه سکوت کرده عمه فیدانی که تحسینشون میکنه شب که کنار رودخونه قرار میزارن دوتایی کت چرم تنشونه سیبل خودشو از تک و تا نمیندازه هرچی تو دلش میگه یه روزی دوباره به هم میرسیم قسم میخورم اون روز یکی از ما میمیره لعنت به هپی اند 😭💘

بعد دیدن این ادیت دیگه اونموقع فقط نفرت پراکنی به راه بود اگه دم دستم بودن طلاقشونو گرفته بودم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😂😂😂😂😂😂

و دقیقا جایب که توقع داشتم سونگول دهنشو صاف کنه و اتفاقا میخواست صاف کنه زارت فهمید حاملس 😭😭😭😭😭😭😭😭