en
Feedback
عنکبوت‌ها روی ستون فقراتم می‌رقصند.

عنکبوت‌ها روی ستون فقراتم می‌رقصند.

Closed channel

ژن، ژیان، ئازادی

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
311
Subscribers
-124 hours
+477 days
+4830 days
Posts Archive
ذره ذره‌ت زیباییه!🤍🤍🤍🤍قربونت می‌رم:(

Repost from N/a
آه خدای من، کاش ذره ای از زیبایی آناهیتا رو داشتم. شبیه فرشته هاست.

راستش عاقبتم🤍(البته به جز قسمت شوهر مُرده)

جدی من با استایل و میکاپ‌هام شخصیت جداگونه دارم🤍خیلی خوش می‌گذره.

امروز شخصیتم یه خانم شوهر مُرده‌‌ست. و جای اینکه تا آخر عمر زانوی غم بغل بگیره و کز کنه تصمیم می‌گیره یه بچه به سرپرستی بگیره و سینگل مام باشه. توی ذهن پسرش هم بهترین مامان دنیا هست🤍 همچنین یه پت خونگی، کلاغ، به اسم آذرخش دارن.🐦‍⬛

Kamran Hooman - Messle Khodet.mp310.80 MB

نیمروز ساعت که به نیمروز نزدیک می‌شود حس می‌کنم بهار قلبم آتش گرفته. یک مخمصه‌ی مزخرف. هوا بیش از حد گرم می‌شود. مگس‌ها دور سرم تانگو می‌رقصند. خورشید هم مثل یک اسید پوستم را می‌سوزاند و دود و بخاری را که از پوستم به طور زیگزاک وا رفته بالا می‌روند را می‌بینم. چشمانم را گویی که در کاسه آب‌ جوش خوابانده باشم. بعد یکهو تمام فعل و انفعالات درون تنم را حس می‌کنم. جریان خون را در رگ‌هایم، حرکت چین‌های معده پلاسیده‌ام ، هورمون‌هایم که شورش به پا کرده‌اند و مثل همیشه یک چیزی کم و زیادی شده است. صدای درون بدن خیلی ترسناک است. بنظرم می‌توان آن را روی شادترین و ملوترین فیلم دنیا گذاشت و کمدی سیاهی تحویل گرفت که پیشانی همه‌ی تماشاچیان حین دیدنش خیس عرق است و گهگداری خنده هیستریک تحویل می‌دهند. انگار که یکی حین زایمان پی‌در‌پی جیغ می‌کشد و در پس زمینه‌اش شیون و زاری گرگی برای بچه گرگش را می‌شنویم. این مابین صدای سکسکه اعصاب خورد کنی هم هر چند ثانیه یکبار شنیده میشود. بدترین سمفونی‌ایی که بتوانی تصورش کنی. من مانده‌ام چطور نظریه ریسمان می‌گوید که همه ما در نهایت و بذر وجودمان یک توده انرژی و ارتعاشات هستیم، من خودم وقتی برای اولین بار این را شنیدم با خود گفتم: اوه چقدر زیباست! فکر اینکه ما ادم‌ها را اگر با عینک‌های "نفوذگر بیخ و بن" تماشا کنی، نت‌های موسیقی و تار و آلات موسیقی میبینیم زیباست؛ اما این تنها تصویر سازی ذهن من بود. بلکه این ریسمان و تارها همان ذرات و همان اتم‌ها و در آخر همان انسان‌ها و موجودات دیگر را به وجود می‌آورند نه یک موسیقی را. اما تو باور نداری ما آدم ها میتوانیم یک موسیقی باشیم؟ فکر بهش جالب است. اما من در نیمروزِ هر روز عمرم متوجه میشوم که من زیادی رویایی به دنیا نگاه کرده‌ام. و این دنیا چیز زیبایی ندارد. صرفا دوست داری به یک چیزی برچسب زیبا بچسبانی چون در غیر این صورت کلمه "زیبا" منسوخ میشود عزیز من. متوجه امر بنده میشوی؟ از خواب‌های نمیروزی برایت نگویم.. کاش بختک به جانم بیوفتد، کاش جن ها با سم های‌ بلوریشان بیخ گوشم پچ پچ کنند اما من همچین خواب نیمروزی را هر روز خدا تجربه نکنم. حس می‌کنم که بر روی اقیانوسی مملو از کوسه شناورم و تنها راه نجاتم این است که تظاهر کنم من کور و کرم و خودم را به خواب بزنم. بیدار که می‌شوی از قبل خواب، خسته‌تر و فرتوت‌تر به نظر می‌رسی. قرمزی چشم‌هایت بیشتر می‌شود و مغزت ورم کرده است. فکرهای نیمروزی عذاب آتیشین و تیر آخر است. اینکه حس میکنی لب مرز ایران و افغانستان قرار داری. نمی‌دانی باقی روز را به حال خود رها کنی یا جان بکنی و به تاریکی شب برسی. دچار تجزیه تحلیل خودت می‌شوی، به قیافه خودت نگاه می‌کنی و می‌بینی چقدر صورتت کشش می‌آید و حالاست که مثل یک آدامس پرت شود روی زمین! به یاد دستاوردهایت می‌افتی و خب این قسمت خالیست و می‌گذاری برای بعد تا از این هم ایراد و نقصی در بیاری. امان که پشت دستت بنویس یادت نرود یک وقت! در انتهای فکر و خیال‌های نمیروزی با هنرمندی خورشید این مرحله از روز هم می‌گذارنی و وای به حال نیمه شبت فلک زده!

patience and persistence 🕷
patience and persistence 🕷

وای راستی دیشب انرژی‌م پایین بود یادم رفت تشکر کنم از آهنگایی که فرستاید الان یادم اومد. ممنونم.

1|5 - Plug in Baby - Muse (320).mp38.51 MB

خیلی آهنگ قشنگیه.

نه حالا جدی الان تونستم بخونم یکم سرم سنگینه:(