One Of The Girls
Open in Telegram
Just a gay ass Loving girls and living loud Writed by doja cat For dirty talks: @Ashnikobot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
93
Subscribers
No data24 hours
-1467 days
-14730 days
Posts Archive
بالاخره من وارد ۱۸ امین سال زندگیم شدم، اخرین لول تینیجری(که ایران و ج.ا رید توش) رو قراره تجربه کنم، میدونم یک سال دیگه دارم تا ۱۸ سالم پر بشه و به سن قانونی برسم که پشتش هیچ گوهی نیست ولی به هر حال میتونم گواهینامه بگیرم و بچه ها رو بولی کنم(اگه زنده باشم)
نمیدونم چرا از الان دارم براش ذوق میکنم ولی من هیچوقت برای تولدم ذوق نداشتم، نه اینکه بگم مثل روزای عادیم بوده یا تولدم مهم نبود ولی خب روتینش تکراری بود، یه بیرون رفتن، یه کادو و چند تا تبریک میگرفتم.
ولی الان سه ساله که یه دوست صمیمی دارم که به طرز عجیبی باعث شده تولدم خاص ترین اتفاق تو دنیا باشه و اینقدر براش ذوق داشته باشم که خودمم ندونم چرا و واقعا از بستنی ممنونم که باعث شد یه روز برام اینقدر خاص باشه ولی از یه طرف دیگه هم از ریحانه خیلی ممنونم چون هربار قرار بود ریده بشه تو تولدم یهو دم در با یه کیک تولد ظاهر شد و گفت سوپرایزززز و باعث شد روزایی که بستنی نداشتم تولدم بازم خاطره انگیز و خوب باشه.خیلی زود ۱۵۴ روزی که بستنی میشمرد شد ۰، خیلی زود بزرگ شدم، خیلی خیلی زود به تموم کردن یه سیزن مهم از زندگیم نزدیک شدم نمیدونم چرا نشستم دارم کسشر مینویسم که بزارمش تو چنلم ولی خب واقعا یک سال دیگه گذشت و من هنوز زندم احمقا و امسال اخرین سال تحصیلیم به عنوان یه دانش اموزه و دیگه بزرگ شدممممم( بستنی احتمالا قراره باز بگه وقتی باهام دوست شد اینقدر🤏🏻 بودم ولی خب خودش کوچیکتر بود) امیدوارم بتونم تا سال بعد اینموقع زنده باشم که بازم ذوقمو بیام با نوشتن خالی کنم(ببخشید دیگه ایرانه دست من نیست)
