en
Feedback
درباره‌ اَلی

درباره‌ اَلی

Open in Telegram

《با صد هزار مردم، تنهایی》 《بی صد هزار مردم، تنهایی》 ما هر دو در اينجا غريبيم و هر غريبى همدم غريب ديگر است؛ 《عین القضات》 @Scarecrow0022 آغوشی از گفت‌وگو

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
375
Subscribers
-624 hours
+107 days
+1030 days
Posts Archive
سلام خانواده روزگار بدون احساس شما شبیه شکنجه بدون تنفس بود؛ مثل یک کابوس ابدی که حالا کسی هم نباشد برایش تعریف کنی آغوش که لطف شما را می‌طلبد بزرگوار، اما من دست تک‌تک‌تان را می‌بوسم... [لطفا دلتان برای غرزدن‌هایم تنگ شده باشد]

آدم‌هایی که دورشان شلوغ است؛ تنها که می‌شوند دلشان نمی‌خواهد چیزی، کسی تنهاییشان پر کند. تنها یک تنهای واقعی می‌داند رنجی که مدام فکر کردن و افسردگی این تن غریب و بی همدم می‌کشد چیست. حالا اما دورمان را خلوت کردند؛ حالا انگار یک ملت تنها‌تر از همیشه هست... [کشمکش‌های سیاسی حواسشان به تمام شدن کپسول اکسیژن بابا نبود]

محتوا و برخی دوستانم را از دست دادم فراموشتان نکردم اما علی تنها را برده بودم به پستو‌های ذهن تاریکم و گاه گاهی از دور نگاهش می‌انداختم. سلام عرض می‌کنم وجود تاریک من، این روز‌ها "آبی تیره" است، فاصله میان زیبایی و زشتی در زندگی به اندازه تیرگی آبی و سیاه کم است. حالا اما برگشتم، همانقدر بی‌محتوا، همانقدر عجیب و غریب و بی‌منطق در نوشتن اما زنده‌تر. بیاید من حرف میزنم؛ شما بخوانید، شما هم حرف بزنید. [سنگ صبور هم بودن که از دستمان بر می‌آید]

Repost from Live.
ببین من میدونم خیلی سختته، میدونم همه چیز چقدر داره اذیتت میکنه، میبینم؛ درست میشه.

Repost from Live.
هیچ چیزی اندازه‌ی "صبوری" در رشد کردن مهم و سخت نیست.

توی دنیا دو طبقه مردم هستند : بچاپ و چاپیده . اگر نمیخواهی جزوِ چاپیده ها باشی سعی کن که دیگران را بچاپی . سوادِ زیادی لازم نیست ، آدم را دیوانه میکنه و از زندگی عقب می اندازه . فقط سرِ درس حساب و سیاق دقت بکن ، چهار عمل اصلی را که یاد گرفتی کافیست تا بتوانی حسابِ پول را نگهداری وکلاه سرت نره،فهمیدی؟ حساب مهمه ، باید هرچه زود‌تر واردِ زندگی شد همین قدر که روزنامه را توانستی بخوانی بسه باید کاسبی یاد بگیری ، با مردم طرف بشی از من می شنوی برو بندِکفش تو سینی بگذار و بفروش خیلی بهتره تا بری کتاب جامع عباسی را یاد بگیری سعی کن پُررو باشی ، نگذار فراموش بشی ، تا میتوانی عرض‌اندام بکن ، حق خودت را بگیر ، از فحش و تحقیر و رده نترس ، حرف توی هوا پخش میشه ، هر وقت ازین در بیرونت انداختند از درِ دیگر با لبخند وارد بشو ، فهمیدی؟ پُررو ، وقیح و بی سواد . چون گاهی هم باید تظاهر به حماقت کرد تا کار بهتر درست بشه . مملکت ما امروز محتاج به این جور آدم هاست ! https://telegram.me/joinchat/BtwE8jyWel_N2a67tafBsQ #حاجی_آقا #صادق_هدایت

سردرگم در زندگی هیچ چیزش با حساب و کتابم جور در نمی‌آید‌. اینجا خروجیه تمامی معادلات صفر است و تنها یک معجزه روح رویا را زنده نگه می‌دارد. (حرف بسیار، زبان الکن)

سوریه عالی، فلسطین خوب، لبنان نیز هم اندکی هم فکر ایران باش، ایران نیز هم احترام سفره خیلی کمتر از سجاده نیست نان اگر پیدا شود در خانه، ایمان نیز هم طبق قانون حمایت از حقوق گوسفند گرگ‌ها از گله می‌بردند، چوپان نیز هم روزگار عمر ما را گر بخواهی از نخست شد بهارش طی، خزانش طی، زمستان نیز هم پیر ما در بحث پوشش پافشاری کرد و گفت: روسری‌ها را که بردارند، تنبان نیز هم پای حوا که در میان آمد از روز نخست آدم از چشم خدا افتاد، شیطان نیز هم من نمی‌دانم چرا میخانه‌ها را بسته‌اند؟! کشور ما ارمنی دارد، مسلمان نیز هم چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند دوره‌ی حافظ چنین بوده است، الان نیز هم آه مظلومان اگر روزی بگیرد در زمین خانه‌ی ملت بسوزد، خانه‌ی خان نیز هم شیخ، راه انتشار شعر مسلم را نبند ختم ما حافظ نمی‌خوانند، قرآن نیز هم مسلم حسن‌شاهی

Voice message08:46

📺جان بی‌قرار/تئاترشهر/ششم تیر ۱۴۰۴ (1080p)

📺جان بی‌قرار/تئاترشهر/ششم تیر ۱۴۰۴ (720p)

Voice message00:43

Voice message04:01

Repost from Live.
رنج نباید تو را غمگین کند، این همان جایی است که اکثر مردم دچار اشتباه می‌شوند، رنج قرار است تو را هوشیارتر کند به این‌که زندگیت نیاز به تغییر دارد.

به دوستان دربندم که کمی فکر می‌کنم ذهنم آماج درد‌ها می‌شود؛ حالا واقعا به خدا باور پیدا ‌کردم؛ واقعا چقدر یک خدا باید ظالم باشد که خم به ابرو نیاورد در برابر یک دریا ستم که بر ملتی می‌رود که با دادن جانشان از زندگی‌شان دفاع می‌کنند.

نمی‌توانم ننویسم؛ این روز‌ها عجیب لالمانی گرفته‌ام بماند برای اولین روز آزادی شاید یا زمانی که حضرات ظلم اینترنتمان را پس دادند: ساعت ۱ بامداد نمی‌دانم چندم دی است؛ ضحاک و دار و دسته‌اش مغز نو‌گلان پدران و مادران سرزمین را خورده و با جماعت اسب و استر تو خیابان رزمایش پیروزی بر خون پامالشان به راه انداخته. احساس گناه، ما انسان‌های تا حدی بزدل را خفه‌ کرده و از این که چرا هنوز داغمان بر دل مادرانمان ننشسته شرمنده‌ایم. و تنها دلخوشیمان این است که شاید زندگیمان به انقلاب خونینمان کمک کند و اگر نه آه مادرانمان با جگر سوخته بر گورستان جمعی کارساز‌تر است.

سلسله نشست‌های سیاسی

Voice message00:15

Voice message00:29

Voice message00:55