en
Feedback
درباره‌ اَلی

درباره‌ اَلی

Open in Telegram

《با صد هزار مردم، تنهایی》 《بی صد هزار مردم، تنهایی》 ما هر دو در اينجا غريبيم و هر غريبى همدم غريب ديگر است؛ 《عین القضات》 @Scarecrow0022 آغوشی از گفت‌وگو

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
333
Subscribers
-624 hours
+127 days
+930 days
Posts Archive
«آن‌چه هرگز شرح نتوان کرد یعنی حال من»
وحشی بافقی

پرنده پلن رفتنشو چیده وقتی چشاش شده به پنجره خیره 🪽🌑

عمق فاجعه رو ببین یک بار تو قرعه کشی یه چیزی برنده شدم باید مصادف شه با دورانی که شبک زندگی سالم در پیش گرفتم و اینستا ندارم
عمق فاجعه رو ببین یک بار تو قرعه کشی یه چیزی برنده شدم باید مصادف شه با دورانی که شبک زندگی سالم در پیش گرفتم و اینستا ندارم ...

صداش یادته..؟
صداش یادته..؟

«تنها یک چیز است که از آن وحشت دارم، به اندازه‌ی رنج‌هایی که می‌کشم ارزش نیابم.»
دفتر یادداشت‌ها؛ فئودور داستایفسکی

آرز‌وهای خوب

یادم نمی‌کنی و ز یادم نمی‌روی یادت بخیر یار فراموش‌کار من
شهریار

فکر کنم هنوز راضی نیست حضرت والا
فکر کنم هنوز راضی نیست حضرت والا

این سرزمین تا کجای چشم تو طول می‌کشد؟ این ابر‌ها تا کجای اشک‌های من؟ 🪽🌒

photo content

گفتم: از بهرِ چه پویی رهِ میخانه رهی گفت: آن‌جاست که بر آتشِ غم آب زنند
رهی معیری

photo content

حرف بیشتری داشتم؛ هرموقع صحبت نمی‌کردم دنبال خوشبختی بودم تو کسایی که آخرش چیزی جز خدافظ نبودن 🌑🪽

Voice message00:22

Voice message01:12

photo content

آدمی باید ‏آن‌قدر از خانه دور شود ‏که دیگر راه برگشت را ‏فراموش کند.
‏ اُعوز آتای، فارسیِ سیامک تقی‌زاده

زلف او باز شد و کار مرا بست به هم... 🪽🌑

به اشک دیده نوشتم به سوی تو نامه چرا که نامه‌رسان اشک را نمی‌خواند