Charlie Brown 🤎
Open in Telegram
.. وصالی در جستجوی وصالش 🌱 ... من ، یک دوربین و یک قلم برای کشف جهان درون و بیرونم ⛵️ .... این جا من بلند بلند فکر می کنم و یک دفتر خاطرات می نویسم برای امروزیان و فردایان 🛵 ..... پروا نکن از حرف زدن : http://t.me/HidenChat_Bot?start=7409041430
Show more227
Subscribers
No data24 hours
+47 days
+1230 days
Posts Archive
اصلا هیچ کپشنی نیاز نمی بینم بگم ،
همه چیز مشخصه !
بابا جان یعنی یک ذره نگفتی این دختر ژست گرفته نباید تار بشه ؟
اونوقت ابوالفضل اصلا اصراری به عکس نداره توجه دوربین به اونه :)))))
+2
یک گارد محکمی داشتم نسبت به ترکیب تی شرت و دامن !
می گفتم آخه چرا دارن این جور استایل ترند می کنن که نه اسپورته نه کلاسیک !!
تا این که یکی از هدیه های تولدم این تیشرت بود و امروز خیلی رندوم با دامن امتحانش کردم و دیدم اِ چه قشنگه
و آره دیگه حرفم رو پس می گیرم :)))
می دونید دلسرد کننده تر از آدمی که پیام هاش رو خیلی با وقفه های طولانی جواب می ده نداریم .
من و ابوالفضل در اصل خیلی برای همدیگه غیر قابل تحملیم
خیلی غیر قابل تحمل
خیلی غیر قابل تحمل ...
از ساعت یک ظهر تا الان درگیر به یاد آوردن یک کلمه بودم !
همش می گفتم مثلا میان یک چیز رو چیز می کنن مثلا چیزش می شن
و دینا بیشتر نمی فهمید منظورم چیه ...
الان توی مترو حین این که داشتم به صورت یک خانم با خط چشم های قرینه اش نگاه می کردم یک دفعه گفتم : وای اسپانسر
کلمه اش اسپانسر بود !!!!
یک اضطراب چسبنده ای همیشه تو هر لحظه و مکانی باهامه
که حتی تو اوج رضایت هم باشم
یک شکی می ندازه توی دلم که
نکنه دارم اشتباه می کنم ؟
نکنه جای اشتباهی اومدم ؟
نکنه نکنه نکنه ...
عنوان می زنم :
برای تو
و امیدوارم دیر نشده باشد .
وقتی نگاهت می کنم
گرمی دستانم را روی شانه هایت حس می کنی ؟
من غرق سکوتی تحمیلی
و تو غرق انکاری انتخابی ...
می ایستم مقابل عقربه های ساعت تا تو برگردی ؛
جسارتش را دارم
اگر فقط بگویی دیر نشده !
برگردی به همان ناتمامی که توی
گلوی مان گیر کرده
می دانم در عذابی تو هم ...
برایم بنویس هنوز دیر نشده
تا آخرین برگ سر انگشتان شاخه مانده
زمان هست !
Repost from N/a
وای خدااا، این دختر یه جوری وایب موزیکای ویگن توی یه کافهی قدیمی، زیرِ درختای ولیعصر رو میده که نمیتونم براتون توضیح بدم🫠
امروز کلییی باهم حرف زدیم و حدس میزنید موضوع چی بود؟کتاببب🤌🏻
بعد ایشون با سلیقهی قشنگش توی کتاب، منو حسابی ذوقزده کرد
و خب، چه چیزی قشنگتر از آدمی که میشه ساعتها باهاش از کتابها و دنیاهایی که توی ذهنمون ساختیم حرف زد؟🤍
راسی این خوشحالی کاملاا دوطرفهس🥲
شما رو نمی دونم ولی من وقتی دوست جدید پیدا می کنم حس دوباره زنده شدن پیدا می کنم .
امروز با یکی از همکلاسی هام دوست شدم و همدیگه رو کشف کردیم 🧸
خوشحالم
