en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

Charlie Brown 🤎

Charlie Brown 🤎

Open in Telegram

.. وصالی در جستجوی وصالش 🌱 ... من ، یک دوربین و یک قلم برای کشف جهان درون و بیرونم ⛵️ .... این جا من بلند بلند فکر می کنم و یک دفتر خاطرات می نویسم برای امروزیان و فردایان 🛵 ..... پروا نکن از حرف زدن : http://t.me/HidenChat_Bot?start=7409041430

Show more
227
Subscribers
+124 hours
+47 days
+1130 days
Posts Archive
شب است و قدر نسیمی سحر نمی‌آید که قصه‌ی نرسیدن به سر نمی‌آید بهار بود قرار وصال ما اما خزان نمی‌رود از تو خبر نمی‌آید به ایستگاه نشسته به انتظار بگو قطار رفته دگر از سفر نمی‌‌آید شنیده‌ام که سراغی گرفته‌ای از من ولی گمان نکنم از تو بر نمی‌آید به شوق چشم تو شعری نوشته‌ام اما مرا ببخش به چشمت اگر نمی‌آید | امیر دالوند |

من بی نهایت این خواننده رو دوست دارم بی نهایت :))

Repost from N/a
حامی صداش واقعا حامیِ لحظات زندگیته

نمی دونم چطور بگم ولی برای وقتی که بچه مدرسه ای بودم دلم تنگ شده .

من عاشق جزئیات پوست دست هام .
+2
من عاشق جزئیات پوست دست هام .

من عاشق جزئیات پوست دست هام .
+2
من عاشق جزئیات پوست دست هام .

کاش برسم خونه ببینم مامانم پاستا درست کرده 🫠

بهش می گن پرش فکری هات رو تخلیه کن مریم گفت از جلسه بعدی واسم دفتر نقاشی میاره نقاشی بکشم واسش 🐈
بهش می گن پرش فکری هات رو تخلیه کن مریم گفت از جلسه بعدی واسم دفتر نقاشی میاره نقاشی بکشم واسش 🐈

خدا سر شاهده دوست چقدر بی نظیره 🐣
+2
خدا سر شاهده دوست چقدر بی نظیره 🐣

" یعنی هیچی تو این دنیا نبود که ارزش جنگیدن داشته باشه ؟ " با همون رنجی که کشیده بودیم از زخم هامون حرف زدیم ولی تو نقش یک جن
" یعنی هیچی تو این دنیا نبود که ارزش جنگیدن داشته باشه ؟ " با همون رنجی که کشیده بودیم از زخم هامون حرف زدیم ولی تو نقش یک جنگجو ! با غرور از جنگ هایی که این میراث ها رو واسمون گذاشته بودن صحبت می کردیم و سراسر شور و شوق می شد چشمامون وقتی لهجه ی این زخم ها رو می فهمیدیم یا جمله ی بعدی ای که می خواستیم به زبون بیاریم همونی بود که می خواستیم بشنویم ... قدر دوست هایی رو که کلاسشون تموم شده ولی منتظرتون می مونن تا وقت بگذرونن کنارت رو بدونید من که امروز فهمیدن باید قدر سارا رو خیلی بدونم 🦢🤍✨️

حس می کنم استایلم حیف می شه برای فقط کلاس اون هم روانشناسی دین☕️
+1
حس می کنم استایلم حیف می شه برای فقط کلاس اون هم روانشناسی دین☕️

سرت بالا نکردی حتی نگام نکردی یوسف شهرتونی؟ حیرون اون حیاتم

به یک جایی از قلبم خون نمی رسه مثل نوعی بن بست که برای درمان شدن مقاومت می کنه .

#درهم_برهم_نویسی_شبونه

شب غریبگی اش را می کشد بر روی تن خیابان زمستان و بهار ندارد سرد هست دست های درختان دست های تو چطور ؟ چراغ در خواب تاریکش روشنایی ما را خاکستر کرده شب وقت رفتن نیست باید پوست را درآورد بر گوشه ای آویزان کرد تا برای فردا و انسان بودن چروک نداشته باشیم .

«هدیه‌ام از تولّد گریه بود خندیدن را تو به من آموختی.» | شمس لنگرودی |

بیخیال من الان شاگرد استاد گروس عبدالملکیان هستم و بسیار و بسیار ارزشمنده واسم .

احساس ناکافی بودنی که فامیل بهت می ده مسخره ترین ترومایی هست که تو طول زندگی می تونی کسب کنی .

احساس ناکافی بودنی که فامیل بهت می ده دردناک ترین تروما توی طول زندگیت می تونه باشه .