Panda world 🐼
Open in Telegram
به دنیای پاندا خوش اومدی✨ برات از نقاشی ها و داستان هام گذاشتم، دوست داشتی نظرت رو بگو، چه تو کامنتا چه ناشناسم. ناشناسم: http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-u0lx29zcHIrD
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
228
Subscribers
No data24 hours
+77 days
+630 days
Posts Archive
یه توضیح کوچیک راجب متن پایین:
سوییتی خودش مدیر برنامه بزرگترین رپر گالوشی، کینگ، تا آخرین لحظه عمرش رویای استقلال رو در سر داشت، هرچند با این کارش تأثیر بسزایی بر جهان زنان رپر گذاشت و بیانکا به جایگاه قابل توجهی در میان رپر ها رسید، هر چند همچنان صدایش میانِ مردان، گم میشد
به نظر میرسید که میخواهد رپر شود. دختری که دقیقا رو به روی سوییتی ایستاده بود و خودش را به پسران دور و برش میچرخاند. جلو رفت و از پسر پرسید:" v-zi( وایزی)، دختری که کنارته کیه؟" دختر خودش جلو آمد و با لبخندی درخشان و پر ذوق گفت:" من دوست دختر وایزیام، میخوام رپر شم که اومدم اینجا!" درست است سوییتی خودش اعلامیه جذب رپر ها را برای تاپ رپرز زیر دست کینگ بارگذاری کرده بود، میتوانست رد بشود بگذرد و اهمیتی به احوال آن دختر ندهد اما متوجه خامی و نادانی ناشی از جوانی و بی تجربگی او بود. نتوانست جلوی خودش را بگیرد، نباید دخالت میکرد، باید مراجعین را دسته بندی و هدایت میکرد اما به خودش آمد و دید با ناخن های بلند و مانیکور شده و تیزش، دست دختر را گرفته میفشارد و دنبال خود به دستشویی میبرد. زمانی که وارد دستشویی هتل میشوند با یک هل محکم او را داخل کرد و درب پشت سرش را بست. دختر با ترس و تعجب گفت:" خانم سوییتی...؟ مشکلی چیه چرا اینطوری با من رفتار میکنی؟" سوییتی اول باید خودش را جمع و جور میکرد و نفس هایش را آرام کند تا ناگهان داد نکشید و عقده های دلش را سر دختر خالی نکند، اما نتوانست. با تمام عقده های دلش داد کشید:" اسمت چیه!" " ب ب بیانکا" " چرا اونطوری خودتو معرفی کردی؟ مگه نمیخوای رپر بشی؟" " ا آ اره اره اره چرا که نه من میخوام رپر..." سوییتی نتوانست بر خودش مسلط باشد، یقه سوییشتر دختر را کشید:" یه رپر با اعتماد بنفسه یه دختر رپر باید مستقل باشه اگر خودتو دوست دختر اینو اون معرفی کنی هیچوقت مستقل نمیشی میفهمی؟ اینجوری روزی که رپر بشی تو رو دوست دختر فلانی معرفی میکنن اسمتو نمیگن حتی اگر ازش جدا بشی هیچوقت مستقل نمیشی اون معروف تره اون پسره اون بولد تره اینطوری تو همیشه تو اسم اون گم میشی بدون اینکه شانس اینو داشته باشی که بیانکا صدات کنن! دوست دختر وایزی." بیانکا عمیقا از شدت عصبانیت سوییتی در عجب بود و با حیرت دور شد، اما سوییتی ادامه داد:"نذار پسرا اینطوری مصرفت کنن، اونا رو هم نباید مصرف کنی. چون دقیقا مثل نوشیدن سم میمونه، نذار مصرفت کنن مصرفشون هم نباید بکنی، اگر میخوای موفق بشی... خودتو از اسم پسرا بِکَن، گالوشی... نه، کل جهان... اسم پسرا بولد تره دختر تک باش" رویش را بالافاصله گرداند و درب دستشویی را باز کرد، مکث، نگاهی دوباره به بیانکای بهت زده و حیران. سپس، کروات و یقه کت خودش را مرتب کرد و برای ادامه هدایت پذیری کلاس ها رفت.
ببین برعکس حرف وحید رو الان درک میکنم
وقتی از کاراکترات فن آرت میکشن>>>>>
قشنگ آدم احساس میکنه تو بهشت نشسته بغل درخت انگور و جوی شراب همه خوبیایی که کرده جبران شده بلاخره دیگه چیزی از زندگی نمیخواد
وقتی در رو باز کرد، میتونستم بفهمم چقدر راجع به ظاهر خودش و خونه استرس داشته، چون هی لباسش رو مرتب میکرد و عطر مردونه و ملایم قبلیشو زده بود، برای اینکه بهش اطمینان بدم محکم بغلش کردم. " دلم برات تنگ شده بود جوئن." دستاشو محکم دورم حلقه کرد و گفت:" منم همینطور، مای لیدی." بعد گفتم:" میدونی، سیب زمینی خریدم." با خوشحالی و خنده عقب رفت:" بیا تو." هر قدمش تند و مطمئن بود، اون کاملا اینجا رو مثل کف دست میشناخت. با اشاره دستاشو باز کرد و گفت:" به خونه من خوش اومدی!" اما خونه خیلی تاریک بود و وقتی چراغ رو زدم، روشن نشد. " ام..." با اضطراب پرسید:"صبر کن... برای تو تاریکه نه؟ چراغ خیلی وقته ندارم..."پسره کوره*
Repost from 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌 𝒄𝒓𝒚𝒔𝒕𝒂𝒍
دیگه مشخصه چه کردم.... منتها... میخواستم خودم اسکچ اناتومی رو بزنم... دیدم اگه خودم اسکچه رو بزنم کاملا میشه سبک خودم.. برای همین جایگذاری هارو از روی رفرنس کشیدم تا شبیه ارت استایل خودم نباشه 💔😭😂 کل رندرش هم با لاسو فیل بوده 😭😂#time_lapse
