Panda world 🐼
Open in Telegram
به دنیای پاندا خوش اومدی✨ برات از نقاشی ها و داستان هام گذاشتم، دوست داشتی نظرت رو بگو، چه تو کامنتا چه ناشناسم. ناشناسم: http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-u0lx29zcHIrD
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
241
Subscribers
-124 hours
+157 days
+2230 days
Posts Archive
پس کینگ، برگشت
و یه فراخوان داد واسه رئیس ها
تا بهشون بگه وقتشه سر منطقه شیشم یه بگو مگو بکنیم
پس اونایی که از آخر میخواستن خودشون بی دردسر رئیس باشن، میرفتن قلمرو شیشم
اینقدر جمعیتشون زیاد شد و خطرناک شدن، که بلاخره کینگ از خواب ناز پا شد
قبل اینکه بره به دوره استراحت، خیلی سرحال تر بود ولی چند سال منزوی شد و سوییتی تونست یه کاری کنه باهاش که کینگ وسط حرف زدن خوابش میبرد
قلمرو شیشم شد جایی برای کسایی که عاشق آزادی عمل بودن
منظورم از آزادی، اون نماد پاک آزادی و انقلاب فرانسه و این چرت و پرتا نیست
دست باز برای انجام هر غلطی دلشون میخواد بدون اجازه یه حکومت مرکزی
چون بوو حواسش هست چه سگی توی منطقش واق واق میکنه
تلگو مواظبه کسی به کسب و کارش صدمه نزنه
جیائوجین منطقه امن ساخته
منطقه جول مام برای مرد ها جایی وجود نداره و بعضی دخترا هم از شایعه هاش فرار میکنن یا دنبال پسرن واسه همین نمیرن سمتش یا کلی دلیل دیگه
منطقه تلگو و گیان هم پر از حاشیست
منطقه بسکتبال به خاطر اینکه رنگین پوستان اونجا حکومت میکنن متقاضی سفید پوست کمتری داره چون بیشتری یک دست و یک رنگن
ولی خیلی ها دوست ندارنشون
چون جوونن، و نسل قبلی رو به هر روشی زیر پا گذاشتن و سرکوب کردن تا خودشون دیده بشن
بعضیا هستن به هر دلیلی با هر کدوم از رئیسا حال نکنن
چون سبک کار هر کدوم از اونها عجیبه و تو به سطح دیگست عملا
میدونین توی گالوشی باید گروه گروه بشی تا توسط بقیه بلعیده نشی
اونجا یه منطقه واسه رفت و آمد بزهکارای خیابونیه
مثلا
بوسه های روی استیج، دعواهای وحشتناک، خیانت ها، اینکه با هم زندگی میکنن و کلی چیز دیگه
خب صد البته که اونها هم کسب و کار غیرقانونی در کنار باشگاه و رپ دارن که حدسش آسونه چیکار میکنن مربوط به همون باشگاهه
تلگو تو باشگاه دید بعضیا رپ میکنن علاقمند شد با گیان تصمیم گرفتن بخونن و اینا تو فضای مجازی معروف شدن و مردم اونا رو رییسای جدید نامیدن
تنها رئیسی که بدون کشتن کسی یا بدون کمک کینگ اومد بالا این دو تا بودن
کینگ هم قبولشون کرد چون همه چیز خواست مردم بود اون زمان، اون و تا ترند بودن
تلگو اینطوری رییس شد: داشتم با گیان شام میخوردم، ازش پرسیدم فردا بریم رستوران
گیان خندید گفت وسط غذا راجب غذا حرف میزنی؟ فردا کار دارم باید برم افتتاحیه باشگاه دوستم
تلگو گر گرفت: غلط کردی! بابا من پول میخوام
باباش (مایه داره): پول واسه چیته
تلگو: میخوام باشگاه بدنسازی بخرم
یه روز وقتی فقط هفت سالش بود
با پولای باباش خوراکی خرید و کیسه رو تاب میداد میرفت سمت خونه.
وسط راه یه صدای بچگانه نرم و ملایم و شیرین شنید، چرخید و فهمید یه پسر بچه همسن خودشه: چرا اینجا داری شعر میخونی؟
پسر بچه خیلی ناز بود، موی سفید و صورتی و پوستی روشن و لب های سرخ... چشمانش برق میزدند از اشک های نریخته: بابا گفت مامان داره میمیره و باید براش آهنگ خداحافظی بخونم
-عهه پس مامان تو هم داره میره. مال من خیلی وقته مرده. حدوداً یه سال پیش. بستنی میخوری؟
یکی از بستنی هاشو به پسر داد: تو... تو مامان نداری؟
پسر گفت: نه. به زودی تو هم نداری. راستی اسم من تلگو. تو چی؟
-من... مامانم بهم میگه هلوی مامان ولی اسمم گیان
تلگو: باشه هلو، بیا با هم دوست بشیم. ما مثل همیم.
تلگو در آینده تبدیل شد به تلفن، یه رپر که توی دیس کردن رو دست نداشت
پیچ بوی هم در کنارش آوازخوانی رو شروع کرد و ترکیب صداشون باعث شد طرفدار جمع کنن و خیلی سریع بالا اومدن به خصوص که پیچ بوی خیلی خوشگل بود و دختر و پسرهای زیادی طرفدار قیافش میشدن چون ناز بود
و اینطوری پله های ترقی رو سه تا یکی کردن
