Panda world 🐼
Open in Telegram
به دنیای پاندا خوش اومدی✨ برات از نقاشی ها و داستان هام گذاشتم، دوست داشتی نظرت رو بگو، چه تو کامنتا چه ناشناسم. ناشناسم: http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-u0lx29zcHIrD
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
225
Subscribers
-124 hours
-57 days
+1530 days
Posts Archive
قصه من از روستا شروع میشه و به قصر میرسه
و رفته رفته، روابط محکم تر میشن، لباسا از پیراهن ساده و پارچه های نخی کهنه، از عرق سرباز خسته و کوه و دشت، میرسه به شهر، به خونه، به قصر، به لباس های اشرافی به مکان های جذاب و پر جزئیات
این یکی از بزرگترین مشکلات خودم بود
و هست هنوزم معتقدم باید برگردم بیشتر دیالوگ ها رو حذف کنم، نصف داستانو اینا لاس زدن دعوا کردن میخواستم فقط محتوا بمونه ولی اینو خوندم یادم اومد
تو داستان من عاشق واقعی بودنم، عاشق حس تعامل، هر ریز جزئیاتی که باعث میشه حس کنی اونجایی
نه خیلی شاعرانه و نه خیلی ساده
چیزی که هستم اینه
یه مردم عادی
آکا، نویسنده یکی از رمان های واقعا مورد علاقه منه
شرکای قراردادی
من موقع شروع کردنش باورم نمیشد قراره اینقدر وابسته به یه رمان بشم واقعا برام غیرقابل تصور بود چون من عملا هیچی رمان نمیخوندم و بدم میومد بخونم
خودم مینوشتم ولی در حد تگ شات و میخوندم مثلا فن فیک
اما نوشته اکا واقعا❤️🔥
اکشن، کمدی، خفن
از لحاظ محتوایی فانتزی و باحاله واقعا باحاله تو کلمات نمیتونم توصیفش کنم فقط🔥
گاد آکا گفتن که:
میدونین بچه ها... هیچی اندازه خوندن و نوشتن نویسندگی تونو بهتر نمیکنه.
هرکس سبک مخصوص خودشو داره.
خودم به شخصه زیاد حال نمیکنم با پیروی از نویینده هایی که اموزش نویسندگی میدن.
این چیزایی که توی اینستا نشون میدن مثلا پستای اموزشیشون.
روی اسلاید اول مینویسن "اگه اینکارا رو انجام میدی تو بدترین نویسندهای!" "میخوای کسی بعد از خوندن رمانت کتابو زمین نذاره، اینکارو بکن"
حقیقتا این چیزا یه سرشون به روانشناسی زرد برمیگرده که اولش ادمو مضطرب میکنن و بعضیاشون کنجکاو میکنن.
قبلا خیلی بابت این جیزا نگران بودم.. خیلی. طوری که این پستا رو میدیدم حالم از نویسندگی بد میشد.
ولی بعدش یه چندتا از ویساشونو گوش دادم و فهمیدم حاجی... اینطور نیست. اون جیزایی که این میگه من با خیلیاش مخالفم و اصن انجام نمیدم چون آزاردهندس برام.
بعدش فک میکردم نکنه من مشکل دارم... پس کتری که اونا گفتن درسته رو انجام دادم.
الان نگاه میکنم خندم میایه. یکیشون گفته بود هرمقد بیشتر توضیح بدین داستان جذاب میشه.
لازم به ذکر نیست که عن توضیح دادنو دراورده بودم یه مدت🫶
یکی دیگشونم گفته بود کارکترای زیاد، داستانو نابود میکنن.
میدونی... من نویسندهایم که تو داستانم کمِ کم حداقل چهار نفر باید توی یه گفتگو باشن.
هرکس سبک خاص خودشو داره... این اموزشا هم خوبه. ولی به این معنی نیست که دقیقا درسته و همه باید مث اونا باشن.
یااا میگفتن دیالوگ توی داستان زیاد باشه داستان پیش نمیره.
حقیقتا من داستانام براساس کارکترام پیش میره. حس و حال اونا، اتفاقاتو میسازن، و اتفاقات اینده رو رقم میزنن. باید رابطه بین کارکترا رو بفهمیم که بدونیم چی رو بروز میدن و چی توی ذهنشون میگذره. تازه حرف زدناشونم برای من جذابه... چون بنظرن روند داستانو قابل تحمل میکنن.
اینکه بخواد فقط داستان باشه و دیالوگ کم، باعث میشه فک کنم کارکتران رو ویلچر نشستن و من دارم هلشون میدم.
گوشی دستم گرفتم رفتم اینستا دیدن هر چی چینیه داره ایرانی حرف میزنه هر چی ایرانیه داره چینی حرف میزنه 😀
فکر کنم بهترین راهش این باشه
سفارش میگیرم کار با مداد رنگی، اب از آسیاب گذشت هر چی دلم میخواد میکشم-
برای ثبت سفارش به ناشناس بنده مراجعت کنید( یا پیوی)
قیمت کنار میایم-
