| آرتپیسکو |🎭🧠
Open in Telegram
نگار | از نوعِ مهراندیش💛🐥 لیسانسِ روانشناسی | در مسیرِ کنکورِ ارشد🧠 غرق شده در روانشناسی،موسیقی و بازیگری🎭🎤 برای حرفهای یواشکی🐚: https://t.me/negarkekabot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
211
Subscribers
-124 hours
+27 days
-730 days
Posts Archive
چند هفتهی پیش یه هاپویِ کوچولو پناه آورده بود به باغمون،تقریبا یک ماهِ پیش؛
الان یکی از روتینهای روزانهمون شده رفتن به باغ و غذا دادن و بازی کردن با هاپو🥹🐶
اون شبم اون دوتا بچه مارو سکته دادن،
تازه من حالم بد بود و یه پام تو سرویسبهداشتی بود، یه پام تو کوپهی خودمون که ببینم جنه رفت یا نه
تهش فقط تونستم به اون دوتا دوستم فحش بدم😔
یه دراما هم تو راهِ برگشتش داشتیم،
کوپهی ما برگشتنی کنار یه خونوادهی عرب بود
چون یادمه که عربی باهم حرف میزدن
اینا یه بچهی شیطون داشتن که به این پلههای بین تختِ بالا و پایین آویزون میشد و بعد سایهش میوفتاد بیرون روی ریلها،و اینجوری بود که انگار یکی داره از قطار میاد بالا😂😂
خلاصه بگم براتون،ما اولِ بار نمیدونستیم این سایه برای بچهی کوپه بغلیه،ولی دو تا از بچههای ما این موضوع رو فهمیده بودن ولی اومدن سربهسرِ ما بزارن،و تصمیم گرفتن جو راه بندازن که آره یه جنی روحی چیزی داره از قطار میره بالا و فقطم از کوپهی ما دیده میشه😂😂
موضوع تا جایی پیش رفت که مدیر و معاون و همه اومده بودن کوپهی ما و دعا میخوندن که این جنه بره
تهش کلِ واگن آشوب شد ،خانوادهی کوپه بغلی اومدن بیرون،اومدن هی کوپهی مارو نگاه کردن و بعد گفتن عههه این سایهی بچهی ماست😭😂😂
یادمه کلاسِ هشتم با مدرسه رفتیم اردویِ مشهد؛
بعد آخرِ شب بچهها اومدن کوپهی ما
من به شدت خوابم میومد تااا اینکه بچهها تصمیم گرفتن راجب تمامی فیلم ترسناکایی که دیدن حرف بزنن،دوستان من تا صبح بیدار بودم و خودشون تا صبح خوابیدن😔
بچهها من معمولا آنلاین شاپ تبلیغ نمیکنم،
چون در برابر اعتمادتون احساسِ مسئولیت میکنم
و اگه آنلاینشاپی رو بشناسم و ازش مطمئن باشم فقط میزارم؛
ولی در راستای حمایت از کسبوکارها،میخوام امروز چندتا آنلاینشاپاتونو بزارم خب؟🥹
فقط بقیه،قبل از اینکه خریدی بکنید،خودتون لطفا تحقیق کنید و بعد اعتماد کنید باشه خوشگلا؟🤍
وای چقدر من حسودیم میشه به اونایی که میتونن فیلمِ ترسناک ببین و بعدش به زندگیِ عادی ادامه بدن
من یه بار فقط داستان یه فیلمِ ترسناک رو برام گفتن،تا سه ماه با چراغِ روشن میخوابیدم😔😂
Repost from طمأنینه.
Yıllar sonra anıların üzülerek hatırlanacak Pişmanlık ne kaderini ne de peşini bırakmayacak.. کد ۱۳۹@tomanineeh
دلم صبحی، سلامی بوسه ای،
عشقی ، نسیمی، عطر لبخندی ،
نوای دلکش تار و کمانچه از مسیری دورتر حتی
دلم شعری سراسر دوستت دارم
دلم دشتی پُر از آویشن و گل پونه می خواهد/
نیما یوشیج
