| آرتپیسکو |🎭🧠
Open in Telegram
نگار | از نوعِ مهراندیش💛🐥 لیسانسِ روانشناسی | در مسیرِ کنکورِ ارشد🧠 غرق شده در روانشناسی،موسیقی و بازیگری🎭🎤 برای حرفهای یواشکی🐚: https://t.me/negarkekabot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
212
Subscribers
-324 hours
+27 days
-830 days
Posts Archive
و اینکه لطفا بیاید دوش گرفتن،لوسیون زدن،ادکلن و بادیاسپلش زدن قبل از بیرون رفتن از خونه رو عادی سازی کنیم🤌🏻
هوا خیلی گرمه بچهها
لطفا صبحها تا جای ممکن از خونه بیرون نرین
اگه هم رفتین حتما نقاب بزارید
من امروز صبح برای یه کاری رفتم بیرون و از شدت آفتاب و گرما خون دماغ شدم🙂
با اینحال سعی کردم همش در دسترس باشم،
همهی پیامای تبریکی که توی ناشناس و دایرکت و کامنتا گذاشته بودین رو با عشق و ذوق خوندم و جوابشون دادم و قربونتون برم که اینقدر خوبین❤️🩹
امروزم تموم شددد؛
روزِ طولانیای بود؛صبح با حضورِ دختردایی و دخترخالم زیبا شد؛
واسم تولد گرفتن،کادوی خوشگل دادن،
زنگ زدیم با اونیکی دخترداییم که آلمانه،تصویری حرف زدیم و کلی خوش گذشت
عصر هم دورِهمیِ خانوادهی مامان بود
گرچه اول همه یه غمی تو چهرشون بود
ولی آروم آروم با هم حرف زدیم،اومدیم توی فضای خانواده ، چون که تهش خانواده بهتر میتونه غمت رو تسکین بده🥲❤️🩹
Repost from 𝑻𝒉𝒆 𝑬𝒗𝒆𝒓𝒈𝒓𝒆𝒆𝒏 𝑫𝒊𝒂𝒓𝒚
نگار قشنگم تولدت مبارک✨️
امیدوارم تو سال جدید زندگیت بهترین هارو تجربه کنی🥹💚
الان که تولدمه یه آرزو میکنم، با ترس،
۲۳، ۲۳یِ عزیزم🍰؛
لطفاً لطفاً لطفاً تو دیگه سالِ خوبی باش:)
بزار سالِ دیگه که ازت خداحافظی میکنم،
بگم تو بهترین سالِ عمرم بودی،
سالی باش که کشورم آزاد و آباد،مَردمم خوشحال،جوونا آزاد و سرزنده،و آرزوهامون توش برآورده باشن💓
من با یه دیدِ مثبت میام سراغت۲۳،
تو هم یه سالِ قشنگ شو برام💫
پارسال،این موقع…
آرزو کردم ۲۲ برام سالِ قشنگی باشه
چون عددِ موردِ علاقمبود
آخ چقدر خوشحال بودم:)
شد بدترین سالِ زندگیم
شاید بدترین سالِ زندگیِ هممون؛
الان یکسال گذشته،تولدمه باز
۲۳ سالم شد،خوشحالم؟نمیدونم
یک روز قبلِ تولدم،۴ نفر اعدام شدن
۱ نفر تیر خورد،چندصد نفر زخمی و چند صد نفر بازداشت شدن؟ کجا؟ اصفهانم:)
امروز رفتم بیرون،مردمِ شهرم رو دیدم
حالشون خوب نبود،مغازهها خالی بودن
دیگه هیچکس لباس نمیخرید،گوشت نمیخرید
شیرینیفروشیها خلوت بودن،کافهها خلوت بودن
دلم گرفت،نمیدونم فردا چجوری شادی کنم برای تولدم،وقتی هیچکس حالش خوب نیست:)
یادتونه چقدر راجب ۵/۵/۵ داستان ساختیم؟
گفتیم قشنگ باشه و چیکار کنیم؟
همونموقع ۳ تا از جوونامون تو انفرادی بودن و داشتن فکر میکردن فردا قراره اعدام بشن:))))
اتفاقایی که دیشب توی اصفهان،میدانِ علیخانی
از ۱۲ شب تا اذانِ صبح افتاد،
یه صفحهی جدیدِ دیگه توی تاریخ باز کرد
کی قراره تموم شه؟این زجر،این مرگها
جونی دیگه تو بدنامون نمونده:)))
