آسمان✨ فاطمه یاوری
Open in Telegram
من تهی پیمانه بودم سرکشیدم خویش را @Fa7te7me
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
269
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-230 days
Posts Archive
☯ ما
من هفتمین روز آغاز پاییز
#تو هفتمین روز پایان آنی
ما در این فصل عریان
اول و آخر هر چه عصیان
✍آسمان سرکش
#شعر
Repost from خیالات سرزده
من،
تنها به خدایی باور دارم
که رقصیدن بتواند ...
#نیچه
ارادهی قدرت
@Khialatesarzadeh
💪 نیروی مسئولیت
اگر بخواهم بگویم نیروبخشترین آگاهی که در این سالها به دست آوردهام چیست؟
به یک جمله میرسم:
من صددرصد مسئول زندگی و احساسات خودم هستم.
پیش از آن تصور میکردم که مثلاً در رابطهی عاطفی پنجاه درصد با من است ولی مربی نازنینم کامبیزجان یگانگی به من آموخت که نه جانم تو صددرصد مسئولی. همه جا، هر لحظه با انتخابهایت.
دوستت دارم کامبیز جان و همیشه قدردانت هستم بابت ابزار درونی نیروبخشی که به من هدیه کردی.
پس از آن، کتاب محدودیت صفر را خواندم. آنچه از آن کتاب هم برداشت کردم همین بود.
من صددرصد مسئول زندگی خودم هستم.✍ آسمان مسئول #به_سوی_تعادل #یادداشت_روزانه
جهانِ دیگری بسازیم از برابری#ترانه https://t.me/Fatemeh7Aseman/173?comment=581
🌈 رنگین کمان کیان
ساعت حدود ۹ شب است. دوستانی را که احتمالا برای محافظت از ما جمع شدهاند از پیش از ورود به ایستگاه مترو در میدان توپخانه میبینم. کنار یکی از آنها میایستم. گوشیام را با خیال راحت درمیآورم و مسیرم را بررسی میکنم. در جای شلوغی مثل آن میدان درآوردن گوشی هم ریسک دارد. به من احساس امنیت میدهد. شاید میخواهم این نقش را برایش پررنگ کنم و هر دو احساس رضایت کنیم. از آن زمانهایی است که فر موهایم را بیشتر دوست دارم. به دورم ریختهام و از پیچیدن نسیم نویددهندهی مهر در پیچهایش جان تازه مییابم. بلوزی لیمویی درخشان که آستینش تا کمی پایینتر از آرنجم است بر تن دارم. از ایستگاه مترو تئاترشهر در حال خارج شدن هستم. چه موهای زیبایی دارند این دختران، رنگ و وارنگ. تیشرت یا بلوزهای رنگین و آستینهای کوتاه و بلند با شلوارهای گوناگون که چیزی روی آن پوشیده نیست و طرح و زیباییشان کاملا پیداست. شهر چقدر رنگیتر شده در این سه سال گذشته!! رنگینکمان است گویی که پس از طوفان پدیدار گشته. یا پس از باران خون؟! آیا بهای زیبایی و نوازش چشمان، همیشه اینقدر سنگین است؟ از ایستگاه مترو خارج میشوم و مثل بسیاری اوقات میزنم زیر آواز. در فضای هنری محدودهی تئاترشهر خیلی هم عجیب نیست. من در خیابانهای بیهنر هم بارها خواندهام. حتی پیش از سال مهسا. راستش شما که غریبه نیستید از گرمکردن صدا و به قول دوستان درآوردن صدای موتور هم دریغ نمیکنم. برای خودم استدلالی دارم. صدای من از این همه موتور و ماشین که گوشنوازتر است؟! ناگفته نماند، تشویق برخی رهگذران هم در تداومم بیتأثیر نبوده است. من با گامبرداشتن در مسیر نور درونم با آرامش با رقص با آواز، یاد مهساها و کیانها را در قلبم زنده نگه میدارم. و به برابری میاندیشم. باور دارم برای رسیدن به جامعهای برابر لازم است که نخست ذهنم برابری را بیاموزد تا برابرانه زیست کردن را تمرین کنم. از رفتار با خودِ خودم و خانواده و دوستانم آغاز کنم.
امید که چشمانمان به رنگینکمان کیان عزیزمان که آرزویش را داریم روشنگردد. 🌈
✍ آسمان پیچ در پیچ
#مهسا_امینی
#کیان_پیرفلک
#یادداشت_روزانه
همسُرایی من و مارتیک یهویی😉بوی #تو https://t.me/Fatemeh7Aseman/162?comment=582
🫳 دیدار #تو
یک لحظه دیدارش مرا جان بود
آنجا بود
یقین بردم که جانان بود
✍ جان آسمان ۰۴۰۶۲۰
#شعر
نیستیهنوز زندهام و قلب سوزانم... در اشتیاق آغوش و دستان و لبهایش، آرام... در حال جاری شدن از چشمانم... تا تمامشود.تمام قلبم. تا تمامشوم. نیستشوم. باشد که هستی نو آغاز گردد از نیستیم. ✍ نیستی آسمان #تو #شعر
