L'inessentiel (hotd era)
Open in Telegram
کاش دایناسور بودم. زیبا ، سبز ، منقرض شده anon: http://t.me/Silentglitchbot trakt:https://app.trakt.tv/profile/h00d11 Private:https://t.me/+Jzfhd8LIJTo3ZmI0
Show moreIran140 385The category is not specified
315
Subscribers
-224 hours
-57 days
+6630 days
Posts Archive
از تمام رفتار های دیرون معلومه که اورموند واقعا از لحاظ روحی تحت فشار قرارش داده. اره شاید (شاید) هیچ وقت مثلا کتکش نزده باشه ولی اینکه دیرون هر کلمه ای رو با نگاه کردن به اورموند انتخاب میکنه،قبل از عصبانی شدن هاش میدونه که قراره چه اتفاقی بیوفته و چیزای دیگه نشون میده که قطعا فرستادن دیرون پیش اورموند بهترین کار الیسنت نبوده😭
جدی توی کل صحنه هایی که جنازه های گارد هارو نشون میداد منتظر بودم صحنه عوض شه بره تو اشپزخونه هانیبال.
سر لوتر رو واقعا دوست داشتم😭، حالا نمیشد هانیبالی تیکه تیکه اش نمیکردین؟؟
اینم بگم که دیالوگ های این قسمت رو واقعا دوست داشتم. مثل اينکه نویسنده جدید داره یه کمی نجاتمون میده.
اینا در حالیه که رنیرا به عنوان کسی که حق قانونیش سال ها ازش گرفته شده، ملکه شده. ینی خودش باید معتقد باشه که نیاز به تایید کسی نداره برای اينکه مشروعیت داشته باشه ولی بازم وسواسش رهاش نمیکنه. در حدی که حتی براش مهم نیست که نگهبان های شهر، کسایی که لیترالی شغلشون اینه که از ملکه محافظت کنن دارن کشته میشن.
رنیرا میخواد مشروعیت رو از هر راهی به دست بیاره چون فک میکنه تنها چیزی که کم داره همینه. فک میکنه اگه موبد های دینی قبولش کنن، اگه کسی به پسراش نگه حروم زاده دیگه هیچی جلو دارش نیست و احساس میکنم این یکی از همون چیزاییه که باعث شورش مردم میشه. چون ملکه شون به مشروعیت خودش بیشتر از چیزای دیگه توجه میکنه.
نمیدونم چرا احساس میکنم بیلا جای الن با ادم ازدواج میکنه. خیلی این قسمت بهش اشاره کردن
اره ما کم مشکل مووان نکردن داریم هی چپ و راست هم منشن کنید و روحشو نشون بدین
