en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈

روح هزاران زن در یک بدن

روح هزاران زن در یک بدن

Open in Telegram

کشیده شده به سمت جزییات و عمق.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
238
Subscribers
No data24 hours
+47 days
+630 days
Posts Archive
مقدار زیادی از خودم را درونِ شعر و صدای شمس لنگرودی برایت جا گذاشته ام ؛ به من گوش کن...

در آرزوی خفتنِ پهلو به پهلوی تو بر روی آن گلیمِ رنگیِ کهنه می‌سوزم. #بیکلام

شعر خداى من‌ ‌است. يعنى من تا اين حد شعر را دوست دارم. شب و روز من با اين فكر مى گذرد كه شعر تازه‌ای، شعر زيبایی بگويم كه ﻫيچ‌كس تا به حال نگفته باشد. آن روز كه با خودم تنها نباشم و به شعر فكر نكنم برايم جزء روزهاى بى معنى و باطل شمرده می‌شود. شايد شعر نتواند ظاهرا مرا خوشبخت كند اما من خوشبختى را براى خودم به طرز ديگرى معنی می‌كنم. خوشبختى براى من شوهر خوب، لباس خوب، زندگى خوب يا غذاى خوب نيست. من وقتى خوشبخت هستم كه روحم راضى است و شعر روح مرا راضى مى كند. در حالى كه اگر همه‌ی اين چیزهاى زيبایى را كه مردم ديگر به خاطرش حرص می‌زنند به من بدهند و قدرت شعر گفتن را از من بگيرند من خودم را خواهم كشت. •بخشی از نامه‌ی فروغ

هر زمانی که از درون گم می‌شم، از بیرون سر و کله ام اینجا پیدا می‌شه. :)
هر زمانی که از درون گم می‌شم، از بیرون سر و کله ام اینجا پیدا می‌شه. :)

هر دَمی چون نی، از دلِ نالان، شِكوه‌ها دارم روی دل هر شب، تا سَحرگاهان با خدا دارم هر نفس آهی‌ست، از دلِ خونین :)

در را بسته‌ام. یک شمع روشن می‌کنم و در حین سوختن و تمام شدنش یک لیوان چای می‌ریزم. با خودم در ذهنم حرف می‌زنم. آنجا باید هوا سرد باشد.

sticker.webp0.30 KB

587.mp35.70 MB

(نصیحت‌کننده‌ای به سعدی می‌گوید) : «ای سعدی! هنگامی که می‌بینی او به تو سخت می‌گیرد و تو از این کار ناراحت می‌شوی، پس او را رها کن.» (سعدی پاسخ می‌دهد) : «چشمانت را باز کن! تو گمان می‌کنی من به اختیار خود می‌روم؟ من توسط قلاب عشق او صید شده‌ام، راه فراری ندارم، هر کاری بخواهد می‌کند و به هر سمتی بخواهد مرا می‌کشد.»

سعدی! چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مرو ای بی بصر! من می‌روم؟ او می‌کشد قلاب را:)
سعدی! چو جورش می‌بری نزدیک او دیگر مرو ای بی بصر! من می‌روم؟ او می‌کشد قلاب را:)

من بی خواب ام در تمامی شب ها و کوچه بی خواب است من بی خواب ام در تمامی شب ها و خیابان بی خواب است من بی خواب ام در تمامی شب ها و سربازان به پاسِ وطن پُست می دهند و پُست می کنند فکر به معشوقه های وطنی و صبح را بی خواب سرمه چشم می کنند من اما در وطنِ بی تو خوابِ دردآور ِخیابان گردِ آواره ای بی خواب ام که معشوق در گوشه ای از همین خیابان ها تَرکش گفته است و تَرکش های نبودنت در بدنم سبز می شوند من سبز می شوم

«به امّیدِ بوسیدنت، هر شبی تبم گیرد و ناتوانی کنم!» • اوحدی

sticker.webp0.30 KB

عزیزدلم؛ می‌دونم لازم‌نیست حتماً خوش‌حالت کنم اما همیشه باید حواسم‌باشه که ناراحتت نکنم.

ساکتم، اما صدای دلم خیلی وقته توی تنم می‌پیچه. شلوغه، بی دلیل.

مورد علاقه ام؟! خب، بله.