ارغوانِ بی ابتهاج
Open in Telegram
" ارغوانم را دیدی سر راه؟ مثل من پیر شده بود؟:) 🥀 『 مرا ببخشید اگر نوشتههایم شمارا یاد کسی میاندازد』 ناشناس: @Arghavan_ebtehajbot •چنل متعلق به شخص خاصی نیست و پیامها به فرد خاصی اشاره ندارد
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
365
Subscribers
-124 hours
-297 days
+830 days
Posts Archive
میپرسه: حالت چطوره؟
میگم: خاکستری؛ فقط بعضی وقتها تیرهتر میشه و گاهی اوقات، روشنتر.
من نه اونقدر حالم بده، که از ادامه دادن دست بکشم؛ نه اونقدر دلم خوشه که به آیینه لبخند بزنم.
نمیدونم، شاید معنای زندگی همینه.
طبیعی است که آغاز زیبا باشد، زیرا منطقی نیست کسی خودش بیاید و بگوید: سلام، من آدم پستی هستم.
جنگ نرم يعنی:
دونفر سر این که کدام آن یکی را
بیشتر دوست دارد
به جان هم بیفتند !❤️"
اینکه یک روز مهندس بِروَد در پی ِ شعر،
سر و سِریست که با موی ِ پریشان دارد .✨
نگذَر یا ربّ . . .
من محکوم به تحملِ رنجی شدم که حقم نبود !
نگذر قربونت برم :)
حوالیِ زندگی من اگر پیدایت شد،
بهتر است کمی مراعاتِ حالِ مرا بکنی.
من از یک نبرد خیلی سخت و با دست خالی
به خانه ام برگشته ام .
چیزی از زندگی دیگر برایم باقی نمانده است .
فرمانده ای هستم تنها، که سرباز هایم
همگیشان به من شلیک کردند.
من میروم؛
و کلید این خانه ی دلگیر را زیر هیچ گلدانی نخواهم گذاشت.
دلتنگ که شدی آمدی نبودم
نگرد؛
باران هرگز شبیه آنچه بود،
به آسمان بر نمی گردد.
گفته بودی از رقیبم، چشم میپوشی ولی . .
چشمهای دخترت، حالا به ایشان رفته است!(:
آنها هفتاد خط توهین برای من نوشتند.
تنها چیزی که اذیتم کرد غلطهای املایی شان بود.
یادت نیست دیروز ناهار چی خوردی
ولی چهل پاراگراف پیامی که
چندین ماه ازش میگذره رو حفظی
چون ناهار دیروز دلت رو نشکسته...نمیدونم چجوری زنده ام
وقتی که دیدم
چطور خروار خروار خاک ریختن روت
عزیزِ دلم؛
