en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈

اسقاط کافه خیارات

اسقاط کافه خیارات

Open in Telegram

تکه‌هایی معمولی از یک ذهن و زندگی غیرمعمولی

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
256
Subscribers
No data24 hours
+57 days
+4730 days
Posts Archive
"تودیع پروانه"؛ یک ترکیب دوکلمه‌ای که کنار اسم یکی از دوستان قدیمی و بااستعداد و پرتلاشم دیدم و عمیقاً ناراحت و شوکه شدم بابتش. چه بلایی سر جوانی و استعداد و جوانی ما آوردید؟!

این‌جا هم قبلا همین مورد را عرض کرده بودم (واقعا مطالب را جوری گفته‌ام که حتی دوستان غیرحقوقی هم با اندک تلاشی متوجه موضوع شوند).

این رای یکی از همان مصادیق اسقاط خیار است که بالا عرض کردم، دادگاه صریح گفته هرچند طرف خیار عیب(یعنی حق فسخ ناشی از عیب) را از خودش سلب کرده ولی نافی گرفتن خسارت ناشی از عیب (همان ارش) نیست.

من یک عادت نوشتاری دارم؛ آن هم این که کلمات مختوم به های غیرملفوظه را حتما با "ی" به کلمه‌ی بعدی اضافه می‌کنم و این که همزه بیاورم یا هیچ نیاورم سبک من نیست. مثلا همین کافه‌ی خیارات یا قصه‌ی خوب یا مزه‌ی تلخ و الخ. پس چرا در اسم کانال همین را رعایت نکرده‌ام؟ چون این عبارت همین‌جور معروف شده و به چشم مخاطب می‌آید و احیانا اگر کسی با سرچ بخواهد این جارا پیدا کند اینجوری‌ سختش می‌شود و نمی‌تواند.

به آرمان‌های کانال خیانت کردم...

Voice message01:25

و چیزی که یکی از اعضای وفادر موت‌ها پیش فرستاده بود.

کلیپ کذایی

در ادبیات عامه، عبارت «اسقاط کافه‌ی خیارات» نماد تام و تمام اصطلاحات غریب و ثقیل رشته‌ی حقوق است؛ عبارتی که برای نخستین بار نه در متون حقوقی، بلکه در یکی از مصاحبه‌های تاریخی فیروز کریمی به پهنه‌ی افکار عمومی راه پیدا کرد. سرمربی سابق پاس قهرمان آسیا و استقلال، شاید ناخواسته پای یکی از مرگبارترین شروط قراردادی را به دایره‌المعارف شوخی‌های کوچه و بازار باز کرد. با این حال، ورای جنبه‌ی فکاهی آن، بخش عمده‌ای از مراجعان تا زمانی که نسخه‌ی خطی یا چاپی مبایعه‌نامه را امضا نکنند، تصوری از کارکرد ویرانگر این عبارت ندارند. به لحاظ تحلیل لغوی و قانونی، این ترکیب نامانوس برای غیرحقوقی‌ها از سه واژه‌ی مشخص تشکیل شده است: «اسقاط» یعنی از درجه‌ی اعتبار ساقط کردن و سوزاندن یک حق؛ «کافه» یعنی کلیه، جمیع و همگی بدون استثنا؛ و «خیارات» (جمعِ خیار) اشاره به همان اختیارات قانونی و انحصاری دارد که مقنن برای فسخ معامله و رهایی از بند تعهدات قراردادی پیش‌بینی کرده است. بنابر اصلِ لزومِ قراردادها، طرفین متعهد به پایبندی به توافق‌اند و حق خروجِ خودسرانه ندارند؛ مگر به واسطه‌ی همین خیارات. وقتی این سه کلمه در کنار هم قرار می‌گیرند، در واقع امضاکننده بدون تشریفات خاصی، تمامی راه‌های تنفس و فسخ را از پیش مسدود می‌کند.

اوایل مهر ۹۷ بود؛ گوشه‌ای از بلوار کشاورز حوالی میدان ولیعصر. ترکیبِ سه‌نفره‌ی غریبی بودیم: یکی رسماً اشک می‌ریخت، دومی در وضعیتی بدتر با بغضی سنگین دست‌وپنجه نرم می‌کرد و هر دو متفق‌القول بودند که تاب ماندن ندارند و فوراً انتقالی خواهند گرفت. این میان، تنها نقطه افتراق جمع من بودم؛ با اعتمادبه‌نفس و ژستی مسلط با صراحت گفتم تحت هیچ شرایطی سنگر پایتخت را خالی نخواهم کرد. چرخش روزگار اما منطق خودش را داشت: آن دو نفر با همان چشم‌های اشک‌بار و گلوی پربغض ماندگار شدند و تنها قهرمانی که چمدانش را بست و با برگه انتقالی راهی دیار خود شد، من بودم.

اگر وقت و حوصله داشتید لطف کنید در این نظرسنجی شرکت کنید:
«اگر در ۳ سال گذشته حداقل یک بار به دفتر اسناد رسمی مراجعه کردید، ممنون می‌شم ۳ دقیقه وقت بذارید و در این پرسشنامه شرکت کنید. هدف، بررسی تجربه واقعی مردم از مراجعه به دفترخانه است. 🙏» https://survey.porsline.ir/s/OmeRyD6n

کارفرما سفته‌تو پس نمیده یا برگه‌ی تصفیه‌حساب صوری امضا کردی در حالی که اصلا حقوقتو نداده؟

کارفرما سفته‌تو پس نمیده یا برگه‌ی تصفیه‌حساب صوری امضا کردی در حالی که اصلا حقوقتو نداده؟

اینجا هم میگذارمش به دو دلیل: یک_رفع تکلیف و خالی نماندن عرصه؛ دو_شاید به کار کسی آمد و در اینستاگرام نباشد یا باشد و این را
اینجا هم میگذارمش به دو دلیل: یک_رفع تکلیف و خالی نماندن عرصه؛ دو_شاید به کار کسی آمد و در اینستاگرام نباشد یا باشد و این را آن‌جا نبیند.

دوره آموزشی زبان عربی از پایه. (تدریس به زبان کردی است!) تعداد زیادی از دانشجویان درخواست کرده‌اند که یک دوره آموزشی زبان عربی از پایه راه‌اندازی کنیم. این درخواست عمدتاً به دلیل وجود ویدیوهای آموزشی کافی و مفید در کانال یوتیوب ماست که برای افرادی که علاقه‌مند به یادگیری هستند، بسیار مناسب است. از خداوند سپاسگزاریم که افراد زیادی از طریق این کانال توانسته‌اند زبان عربی را بیاموزند. با این حال، گروهی از دانشجویان درخواست کرده‌اند که یک دوره آموزشی برای آن‌ها برگزار شود تا بتوانند تحت نظارت و راهنمایی ما، زبان عربی را یاد بگیرند و در صورت امکان، مسیر یادگیری آن‌ها کوتاه‌تر شود. این دوره آموزشی دقیقاً به همین منظور ایجاد شده است. هر کسی که مایل به شرکت در این دوره است، می‌تواند فرم ثبت‌نام را پر کند. اطلاعات بیشتری در این فرم ارائه شده است. ظرفیت این دوره محدود است و تا تاریخ 20/9/2026 باز است. https://forms.gle/ABDdWS1ALdDEmW3v9 برای اطلاع از مراحل و جزئیات بیشتر، به این کانال تلگرام بپیوندید: https://t.me/pjaban توجه: دروس این دوره با دروس موجود در کانال متفاوت است و دارای یک برنامه درسی و روش آموزشی مجزا می‌باشد.

راستش هر چه می‌گذرد ایمانم به تِراپیست‌ها را از دست داده ولی به تِراپی مومن‌تر می‌شوم؛ به نظرم تراپیست ورای دانش خاص آن حوزه باید به فلسفه و ادبیات و شقوقشان اشراف نسبی داشته باشد تا بتواند بفهمد و درک کند و نظر بدهد و متوجه شود وگرنه وقتی من با دوتا کلمه بتوانم کله‌پایش کنم و من او را سر بدوانم جای این که با هم همراه شویم دیگر چه تِ چه راپی‌ای؟

کامنتگذارمان انگار رفته خوابیده 😴 ما روی تو حساب باز کرده بودیم مشتی...

فکر میکردم بسیار آدم منطقی‌ای هستم که دارم با استدلال و شمرده برای طرف توضیح می‌دهم ولی دریغ که یکی از احساسی‌ترین کارها را می‌کردم، چه آن‌که او در هر صورت نمی‌فهمد و دلیل و فکر کردن سرش نمی‌شود و من هم برای ارضای حسم این کار را می‌کردم نه از سر منطق و استدلال. اینکه محتوای حرفم مستدل است یک بحث است و این که برای مخاطب موثر است بحثی دیگر؛ ولی عواطفم دوست داشت این دو را با هم خلط کند تا واکنش احساسی خودم را به هر ضرب و زوری هم که شده بروز دهم.

گویا قرار است یک دستورالعمل درمورد "حجاب" در دانشگاه‌ها نوشته شود، اگر عقل سلیم یا اندکی سیاست و خدعه هم داشتید لااقل اسمش را می‌گذاشتید "پوشش" و محتوایش را هرچه خواستید تعیین می‌کردید که کمتر حساسیت و مناقشه‌برانگیز باشد؛ ولی این حرکات بیشتر بوی خودشیرینی و تملق برای بالادستی می‌دهد تا حزم و دوراندیشی.

این را فروارد کردم که قابلیت بات را در کامنت امتحان کنم:)