en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

⨷Covey girl's lullaby⎊

⨷Covey girl's lullaby⎊

Open in Telegram

ॐ زن زندگی آزادی. Welcome to Tony Stark fanclub. Carpediem. Professional yapper. She/her talk:https://t.me/SendHarfBot?start=36b42d516e59 talk2:http://t.me/safeCht_bot?start=jZRCAS Me: @Bomblalala Private:https://t.me/+10oE7ZBkD0BiMTVk

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
501
Subscribers
-124 hours
-57 days
-230 days
Posts Archive
مامان من از اینا.
+5
مامان من از اینا.

"I will return, find you, love you, marry you, and live without shame."

Dario Marianelli - Farewell (Album Version).mp38.26 MB

Dario Marianelli - Love Letters (Album Version).mp37.40 MB

Dario Marianelli - Come Back (Album Version).mp310.39 MB

خیلی غم دارم. خیلی خیلی زیاد.

Atonement(2007)
+5
Atonement(2007)

پیشنهاد کی بود ساعت دو شب Atonement ببینم.

🍄𝔉orward this message so I can give you a mushroom along with some information about it. Private channels Limit:until I cro
🍄𝔉orward this message so I can give you a mushroom along with some information about it. Private channels Limit:until I cross it. Answers here

اشکالی نداره تونی، درسته همه فراموشت کردن ولی من هیچ وقت فراموشت نمی‌کنم.

خیلی دلم واسه تونی استارک تنگ شده می‌شه گریه کنم؟

یا یه جای دیگه بود که یه سرباز آمریکایی داشت راجع به فردی که تو جنگ کشته بودتش حرف می‌زد. می‌گفت شاید اگر تو نیویورک می‌دیدتش، باهاش دوست می‌شد و راجع به عقیده‌های سیاسی باهاش حرف می‌زد.

در کل کل این کتاب همینه، پر از انسان‌های بدی هست که خوبن. یک حقیقت که هیچ وقت نمی‌شه کاملا مطمئن راجع بهش نظر داد.

یک قسمتی هست که اوریانا می‌ره با این فرد به اسم نگوین‌وان‌سام مصاحبه می‌کنه که یک زندانی ویت‌کنگی بوده(اگر اشتباه نکنم تو کار ساختن بمب و جا گذاریشون بوده و یک رستوران کامل رو منفجر می‌کنه). و توی این مصاحبه، نگوین‌وان‌سام میاد راجع به عشقش به زنش و پسرش و...صحبت می‌کنه و یه جورایی کاملا انسان خوبی بنظر میاد. مردی که واقعا زن و بچه‌شو دوست داره و دلش می‌خواد که برای آخرین بار اون‌ها رو ببینه و از جنگ می‌ترسه.

و به هر حال این حرف‌های من فقط شامل ایتالیایی‌ها، آلمانی‌ها یا امریکایی‌ها نمی‌شود، بلکه برای بشر به معنای مطلق است. چه سفید چه سیاه، چه زرد، چه پشیمان‌ها، چه ناپشیمان‌ها، چه کمونیست‌ها، چه آزادیخواهان و ظاهرا همه مثل آدم‌های عادی هستند. آرام، باادب، پسران با تربیت، پدران مهربان، ملت با وجدانی که وطنشان را دوست دارند و جنگ را وظیفه‌ای در قبال کشورشان می‌دانند. این دیو‌هایی که خودشان نمی‌دانند دیو هستند و حتی شاید به گردنشان یک زنجیر با صلیبی کوچک، یا عکس حضرت مریم را آویزان کرده باشند و در جیب‌هایشان هم عکس‌های پدر و مادرشان را گذاشته باشند و اگر پای صحبتشان بنشینی ممکن است اشکتان را هم در بیاورند. برایتان از آرزوهای پاکشان صحبت می‌کنند و بعد یک روز صبح ماه مارس، یک صبح آفتابی، با صلیب‌های کوچکشان با زنجیر‌های ظریفشان و با ادعای تمدنشان سوار هلیکوپتری می‌شوند و ششصد نفر را می‌کشند. بدون هیچ گونه ترحم و دلسوزی. زن‌های آبستن را، پیرها و بچه‌ها. "چون دستور بوده است!"

خیلی کتابشو دوست دارم.(سلامت روانمو به شونصد شکل مختلف نابود کرده)