en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈

Cabin 13

Cabin 13

Open in Telegram

Born in southside Chicago, spent some time in Kansas, got a little lost in New Orleans, I've a pack in Beacon Hills and find me in Camp Half-Blood now (or maybe back on the southside... who knows?) https://t.me/HarfChatBot?start=707c707225f7

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
234
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-130 days
Posts Archive
فکر پیر شدن با همین سبک زندگی و بدون هیچ خوش‌گذارنی‌ای دیوانه‌ام میکنه و مثل کابوس در حال تعقیبمه

photo content

Me too, Alex Stern.

خودمم حس میکنم شبیهشه

حس میکنم جیمز شبیه پارتنرته

در آخر هم فقط اولیور باقی موند براش

جیمز شخصیت درونگرایی داشت و اولیور بین تمام اعضای گروهشون تنها کسی بود که جیمز رو واقعا میفهمید. درسته زیاد با هم صحبت نمیکردن، ولی در نهایت این اولیور بود که میتونست از سکوت‌ها و تردیدهای جیمز بگذره. از طرفی اینم میدونیم که اولیور دیپ دون عاشقش بود و جیمز هم به هیشکی اندازه اون اعتماد نداشت.

Definitely Oliver

Who do you think has been the closest to James. now or in the past?

Olivia Rodrigo - lacy.mp36.87 MB

photo content
+1

اکثر آدم‌ها وقتی چیزی رو دوست دارن سریع میخونن/میبیننش، اما من معمولا اینطور نیستم و چیزی که دوست دارم رو طول میدم. مثلا یادمه وقتی the originals میدیدم هفته‌ای یک اپیزود تماشا میکردم فقط که دیرتر تموم شه. الان نسبت به این فنفیکشنه هم همینطوری‌ام. فکر میکنم یک ماه یا بیشتر باشه که شروعش کردم و تازه ۱۰ پارت خوندم کلا.

وقتی میگم من اولیور مارکم:

از وقتی که این روند رو پیش گرفتم ارتباطاتم بهتر پیش میرن

در کل به نظرم این ایده "اگر میخواست خودش میفهمید" یکی از مزخرف‌ترین چیزهایی بود که تو سوشال مدیا راه افتاد و هممون رو درگیر کرد. زاویه دید و درک هر شخص از یک موقعیت کاملا متفاوته. اگر بنا بر حفظ یک ارتباطیه باید طرف مقابل رو در جریان چیزهایی که تو مغزت میگذره بگذاری تا همه چیز برای جفتتون سنگین نشه و مسئله رو دوتایی به یه نتیجه مقبولی برسونید‌.

یادمه تا همین چند ماه پیش آدمی بودم که با کوچک‌ترین دلخوری بدون اینکه حتی بیانش کنم ناامید میشدم و میذاشتم میرفتم‌. فرق نداشت اون رابطه چی بود، من در هر صورت لزومی نمیدیدم صحبت کنم و این ایده تو ذهنم وجود داشت که "اگر میخواست بدونه یا بفهمه خودش متوجه میشد و اصلا لزومی نداشت من توضیح بدم". فکر میکنم بهترین چیزی که اخیرا براش تمرین کردم و یادش گرفتم همین صحبت کردن بوده. فهمیدم خیلی وقت‌ها چیزی که من اصلا حواسم بهش نیست ممکنه طرف مقابلم رو دلخور کنه و من اصلا ندونمش پس این ممکنه برعکس هم باشه و باید حرف بزنم. خیلی از چیزهایی که بین خودم و اطرافیانم ایجاد ناراحتی کرده بود با همین حرف زدن‌ها و بیان کردن‌ها برطرف شد و فهمیدم چیزهای کوچیک اونقدر که فکر میکردم فاجعه نیستن و نبودن.

درود بر گفتگو. درود بر حرف زدن و حل کردن سوءتفاهم‌ها. درود بر آرامشِ بعدِ طوفان.

photo content

You can justify anything if you do it poetically enough

Anyways