en
Feedback
مردی نشسته در ایوان؛

مردی نشسته در ایوان؛

Open in Telegram

@Mardineshastadarivanbot

Show more
Iran107 896The category is not specified
950
Subscribers
+524 hours
+3147 days
+67330 days
Posts Archive
موسيقى خوب خطا نمى‌كند، به عُمق جان نفوذ مى‌كند و در پى اندوهى مى‌گردد كه سر تا پاي‌مان را فرا گرفته‌ است.

ﺟﻬﺎﻥ ﮔﺮﭼﻪ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﺍما ﺩﺭ ﺍرائه‌ی ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮﺩارﯼ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎ، ﺑﺴﯿﺎﺭ ممسک ﺍﺳﺖ. ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻣﺴﺎﮎ، ﺑﺰرﮔ
ﺟﻬﺎﻥ ﮔﺮﭼﻪ ﻣﻤﻠﻮ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﺍما ﺩﺭ ﺍرائه‌ی ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺯﯾﺒﺎ ﻭ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮﺩارﯼ ﺍﺯ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺯﯾﺒﺎ، ﺑﺴﯿﺎﺭ ممسک ﺍﺳﺖ. ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻣﺴﺎﮎ، ﺑﺰرﮔﺘﺮین ﻟﻄﻒ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎﺷﺪ. ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺮ رﻭﯼ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺩﻩﺍﯼ ﻣﻄﻼ، ﻧﻮﯾﺪ ﺑﺨﺶ، ﻣﻘﺎﻭﻡ، محجوب، رﯾﺸﺨﻨﺪ ﺁﻣﯿﺰ، ﻓﺮﯾﺒﻨﺪﻩ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺁری، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﻥ ﺍﺳﺖ! - نیچه

یوهان سباستین باخ: جایی که موسیقی صمیمانه باشد، خداوند با حضورِ مهربانش در دسترس است.

Air on G Sring.mp32.79 MB

4_5908913983183658713.mp32.67 MB

هایدگر می‌گفت انسان تا وقتی در عادت‌های روزمره غرق است، «بودن» را فراموش می‌کند. ما در میان‌بودگی‌های سطح کار، خبر، سرعت، شتاب پنهان می‌شویم تا نیاز نباشد حقیقت خود را ببینیم. اما یک لحظه کافی‌ست: ترس، بیماری، مرگ دیگری، فروپاشی یک رابطه… همه آنچه بدیهی می‌پنداشتیم، می‌لغزد. این لحظه، همان گسیختگی جهان است؛ جایی که جهان دیگر حامل معنا نیست و ما ناگهان با «هیچ» روبه‌رو می‌شویم. هایدگر این را نه بدبختی، بلکه فرصتی بنیادین می‌دانست: فرصتی برای بازگشت به پرسش اصلی «من چگونه باید باشم؟» در این رخنه، در این لرزش، امکان اصیل بودن پدیدار می‌شود. فقط کسی که با تاریکیِ بودن روبه‌رو شده، می‌تواند به‌سوی روشنی گام بردارد.

اگر خودت را درمان نکنی به کسی آسیب خواهی رساند که هیچ‌وقت به تو آسیب نرسانده!

گفت‌وگو با کسی یا باید عمیق باشد، یا اصلا نباشد.

ارتباط عمیقی با محتوای این چنل برقرار می‌کنم.

Repost from N/a

Repost from Owrsi | اورسی
06 - تا این روزها بگذرند.mp38.17 MB

Love in the Dark Adele.mp34.42 MB

ام‌شب حس می‌کنم غم عجیبی توی دلم پرسه می‌زنه. توضیح یا راه‌حل شما برای این اندوهِ غریب چیه!؟

@Mardineshastadarivanbot حرف‌های تان را این‌جا بزنید!🤍

توی ناشناس با یکی حرف می‌زنم که وقتی از موزیکای مورد علاقه‌اش پرسیدم علارغم چندتا آوازخوان، اسمی از آدل برد و به یک‌بارگی ذهنم که مدت‌ها بود آدل را از یاد برده بود، پرت شد سمت آدل.

Million Years Ago Adele.mp33.51 MB

در جستجوی زمان از دست رفته مارسل پروست من این باور سلتی را بسیار منطقی می‌دانم که گویا ارواح درگذشتگان ما در وجود پست‌تری، جانوری، گیاهی، جمادی زندانی‌اند و در واقع آنها را از دست داده‌ایم تا این که روزی از روزها که برای خیلی‌ها هیچگاه فرا نخواهد رسید از کنار درختی که زندان آنهاست می‌گذریم یا چیزی که آنها را در خود دارد به دستمان می‌افتد ارواح به جنب و جوش می‌افتند ما را صدا می‌زنند و همین که آنها را می‌شناسیم طلسمشان شکسته می‌شود؛ آزادشان کرده‌ایم و بر مرگ چیره شده‌اند و برمی‌گردند و با ما زندگی می‌کنند. گذشته‌ی ما چنین است. بیهوده است اگر بکوشیم آن را به یاد بیاوریم همۀ کوشش هوش ما عبث است، گذشته در جایی در بیرون از قلمرو و دسترس، هوش در چیزی مادی در حسی که ممکن است این چیز مادی به ما القا کند که از آن خبر نداریم نهفته است. بسته به تصادف  است که پیش از مردن به این چیز بربخوریم یا نه.

نه اجازه بدهید به شما بگویم! من چنین سعادتی را نمی‌خواهم. شما باید متوجه باشید که من نمی‌خواهم اینجوری خوشبخت باشم. می‌خواهم بدان . چیزهای بسیاری چیزهای ناگواری هست که من نمی‌توانم ببینم اما شما حق ندارین آنها را از من پنهان کنید. طی این ماه‌های زمستانی خیلی به این موضوع فکر کرده‌ام. می‌ترسم جهان به این زیبایی نباشد که شما قصد دارید به من القا کنید. می‌ترسم نه تنها چنین نباشد، بلکه اساساً جور دیگری باشد. – سمفونی پاستورال ، آندره ژید

Viguen_Bandar.mp35.57 MB