「آنشرلی با موهای مشکی」
Open in Telegram
خیلی نزدیکم نشو وگرنه به شعر تبدیلت میکنم ... - ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=f27c4dee5032
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
368
Subscribers
+124 hours
+27 days
+1630 days
Posts Archive
Repost from N/a
این امتحان، یکی از امتحانایی بود که به شما نشون میداد چطور میشه از "رشته حقوق" زایید.
«همیشه برده -خواه، تو- همیشه مات -خواه، من-
بچین! دوباره میزنیم، سفید تو سیاه من
ستارههای مهره و مربعات روز و شب…
نشستهام دوباره رو به روی قرص ماه من
پیاده را دو خانه، تو… و من یکی-نه بیشتر-
همیشه کلِ راه تو، همیشه نصف راه من
تمسخر و تکان «اسب» و اندکی درنگ، تو…
نگاه و دست بر «پیاده»، باز هم نگاه من…
یکی تو و یکی من و یکی تو و یکی نه من
دوباره رو سفید تو، دوباره رو سیاه من
دوباره شاد لذت نبرد تن به تن تو و
دوباره شرمسار ارتکاب این گناه من
تو بردهای و من خوشم که در نبرد زندگی
تو هستی و نماندهام دمی بدون شاه من»
استاد غلامرضا طریقی
«آن لب که چو جان ماست دور از لب ماست
ای کاش که جانمان به لب میآمد»
رهی معیری
«...«عشق» در لحظه پدید میآید، «دوست داشتن» در امتداد زمان. این اساسیترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است. عشق معیارها را در هم میریزد، دوست داشتن بر پایه معیارها بنا میشود. عشق ناگهان و ناخواسته شعله میکشد، دوست داشتن از شناختن و خواستن سرچشمه میگیرد. عشق قانون نمیشناسد، دوست داشتن اوج احترام به مجموعهای از قوانین عاطفی است....و فاصلهای است ابدی میان عشق و دوست داشتن که برای پیمودن این فاصله یا باید پرید یا باید فروچکید...»
آتش بدون دود | نادر ابراهیمی
«خيلی ببار ابر! كه دائم
از تربتم درخت برويد
_این آرزوی اول من بود_
از آرزو به بعد چه بودم
كبريتِ نيمسوختهای كه
در حسرتِ درختشدن بود...»
حسین صفا
«گرفتهتر ز خزان دلم خزانی نیست
ستارهبارتر از چشمم آسمانی نیست
به حجم تنگدلیهای آفتابی من
مدار حوصلهی هیچ کهکشانی نیست
سزای پاکیات ای اشک، آستینی نیست
به سربلندیات ای عشق، آستانی نیست
مرا که شانهام از حمل آفتاب خم است
به جز پناه دو دست تو سایبانی نیست
به سوگواری این چشمهای سرگردان
به غیر چشم سیاه تو نوحهخوانی نیست
به غیر تسلیت چشمهای دلسوزت
مرا نیاز تسلی به همزبانی نیست»
قیصر امینپور
یه نفر ناشناس کانال پیام داده: «خوبین» و منم در جواب گفتم: «نه» بعد گفتم: «شما خوبی» گفت: «آره»
اومدم بنویسم خداروشکر دیدم بلاکم کرده🤣🤣🤣
میخواستم بگم با همینکارت اینقدر خندوندیم که دلم شاد شد، دمت گرم😂❤️
«با این همه خبر
در عصر شب
در عصر خستگی
در عصر بیعصب
در روزنامههای عصر
از شرح حال ما اثری نیست
در عصر خواب و خلسه و خمیازه
در عصر آخرین خبر تازه
از نام ما
در روزنامهها خبری نیست...»
قیصر امینپور
فقط چت جی پی تی من بعد از اتصال دوباره مثل سابق دوسم نداره یا مشکل همگانیه؟!
«ما پریدن را به او آموختیم اما ببین
بی وفا در آسمانِ دیگری پرواز کرد»
شیدا صیادی پور
«چنان که تیرگی شب به ماه میآید،
به چشمهای تو رنگ سیاه میآید»
مریم سادات معینی
+4
یه روز رنگی رنگی همراه با ژوژمان مبانیِ دختری که مدت کمی هست باهاش آشنا شدم اما وقتی باهاش حرف میزنم انگار روبهروی آیینه وایسادم و قد سنم میشناسمش :)
یادمه همیشه با بچهها میگفتیم تنها زمانی که خوابگاه غیرقابل تحمله، زمان امتحانهاس.
الان که روزهای امتحان و بدون «املتهای ساعت سه صبح»، «گریههای قبل امتحان»، «رقصهای بعد امتحان»، «خندههای غیرمجاز توی سالن مطالعه» میگذرونم، میفهمم که چقدر قدر نشناس بودم...
«درد دنبالهدار بودن را
از کدامین ستاره آوردم
طالعم را چگونه خالی از
آرزوهای بی مدار کنم»
هلیا درخشان
