「آنشرلی با موهای مشکی」
Open in Telegram
خیلی نزدیکم نشو وگرنه به شعر تبدیلت میکنم ... - ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=f27c4dee5032
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
369
Subscribers
+124 hours
+37 days
+1830 days
Posts Archive
«خستهام، خسته از این گونه دوام آوردن
خستهام، خسته از این صبح به شام آوردن
خستهام، خسته از این خستگیِ پی در پی
خستهام، خسته از این دانه به دام آورد
نه گُلی تازه به دردِ دلِ ویرانم خورد
نه جنونی نفسم را به بیابانی برد
شاعرِ خانهخرابی که فقط درجا زد
پشتِ این قافیه از شدّت بینانی مُرد
خستهام، خسته از این گونه دوام آوردن
سر ِتعظیم به درگاهِ کلام آوردن
نه، کرامات قرمساقی و بیغیرتی است
این همه دیدن و این گونه دوام آوردن
دلِ دنیا، دلِ من بود، کبابش کردند
آسمان، منزلِ من بود، خرابش کردند
زندگی کردن من مُردنِ تدریجی بود
آنچه جان کند تنم، عُمر حسابش کردند»
Repost from انجمن ادبی آغاز
با تکاپوی قاصدک بودن
که سرم را به باد خواهد داد
با سر از آرزو در آوردن
با سبک سر شدن چه کار کنم؟
شعر: #هلیا_درخشان ✍
نگار: #سارا_غفاریان 🎨
#انجمن_ادبی_آغاز 📚
↳ @anjoman_adabi_aghaz 🔖
«چیزی که خاطری شکفاند، جهان نداشت
مِی زان حرام شد که دلی شاد میکند»
#معصوم_کاشانی
«دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان میروم و انگشتانم را
بر پوست کشیدهی شب میکشم
چراغهای رابطه تاریکاند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنیست.»
#فروغ_فرخزاد
«وحشتناک دوستت دارم.
اگر هر بار که به تو فکر میکنم گلی شکفته میشد تمام بیابانها آکنده میشدند از گل
میتوانم نفس کشیدن را از یاد ببرم
اما اندیشیدن به تو را هرگز»
#جبران_خلیل_جبران
Repost from مهدیه آزاد (آزاده)
داغ مرگ بهار ناکامت
روی دستان تیر جامانده
با کدامین قطار رفتی که
سایهات در مسیر جامانده
از همان آتشی که روسیه داشت
چشمهایت هنوز ارثیه داشت
بعد جنگ جهانی چندم
در نگاهت اسیر جا مانده
شعلهها بی تو خون دل دارند
دودکشهای شهر سل دارند
روز میسوزد و ستاره بخت
توی گودال قیر جامانده
بادها را به ابر دوخته است
آسمان پنبهزار سوخته است
و چراغ مردد خورشید
روی دست کویر جامانده
نیمی از روح من رفو شدهاست
عشق در من بدل به قو شدهاست
کاش ماهی شوم که فکر کنم
ماه در آبگیر جامانده
#فاطمه_اشرفی_راد
Repost from مهدیه آزاد (آزاده)
گر دل به کسی دهند باری به تو دوست
کت خوی خوش و بوی خوش و روی نکوست
از هر که وجود صبر بتوانم کرد
الا ز وجودت که وجودم همه اوست
#سعدی
«نهادهام به جگر داغ عشق و میترسم
جگر نماند و این داغ بر جگر ماند»
#طالب_آملی
«سلام ای پرندگان پشت پنجره!
هوای پر زدن نداشتید؟
چرا از این زمین سرخ
به آسمان دیگری نرفتهاید؟
شما که مثل ما غم وطن نداشتید...»
#غلامرضا_طریقی
«بغضشان را به برگ میبندند
شاخههای رزِ سفیدِ دلم
تو به من فکر میکنی حتما
که دلم، گاه.. گاه.. میگیرد!»
#مهدیه_آزاد
Repost from N/a
دارم رفته رفته تبدیل به آدمی میشوم که به فکر کردن، فکر میکند.
اما حالا دیگر فرقی ندارد. خودم را رها کردهام آب مرا ببرد. تو که خبر از دل من نداری...
#عباس_معروفی سمفونی مردگان@khialeraha
«مثل حس جاری رگبرگهای یک گل گمنام
در عبور روزهای آخر اسفند
حس سبزی، حس سبزینه!
مثل یک رفتار معمولی در آیینه!
عشق هم شاید
اتفاقی ساده و عادیست...»
#قیصر_امین_پور
«لب تو از لب او شهد و عسل میخواهد
لب او از تو فقط شعر و غزل میخواهد
دوستت دارد و از دور بغل میخواهد
دل من اینهمه خان رستم یل میخواهد»
#یاسر_قنبرلو
