23خرداد 🖤
Open in Telegram
8/10
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
522
Subscribers
-224 hours
-77 days
-530 days
Posts Archive
531
انگار از هرچیزی ، یه ته مونده ای ازم مونده؛از صبرم ، حوصله ام ، اعصابم ، ذوقم ، انگیزم ، توانم...
531
هر آدمی تا یجایی بهتون فرصت میده، ولی بالاخره خسته میشه، از حس اضافی بودن، از جنگیدن واسه موندن، از قهر و آشتی مکرر، از توضیح دادن خودش، از برطرف کردن سوتفاهما، کاسه صبر آدمای زندگیتونو لبریز نکنید ممکنه دیگه هیچ آدمی به این اندازه وصلهی وجودتون نباشه و شمارو نخواد
531
بعضی آدما فکر میکنن چون چیزی نمیگی، چیزی هم نمیفهمی.
فکر میکنن چون بحث نمیکنی، متوجه رفتارشون نشدی.
فکر میکنن چون اعتراضی نداری، از چیزی ناراحت نیستی.
چون هنوز مثل قبل برخورد میکنی، همه چیز مثل قبله.
درحالی که بعضی چیزا رو آدم همون بار اول میفهمه؛ همون بار اول که اولویت نبودنش رو حس میکنه.
همون بار اول که فرق بین حرف و عمل رو میبینه.
آدم میبینه، ولی چیزی نمیگه.
نه برای اینکه نفهمیده، برای اینکه منتظره ببینه آدمها تا کجا حاضرن خودشون رو لو بدن.
و جالب اینجاست که بعضیها بیشتر از چیزی که فکر میکنن، با ادامه دادنِ رفتارشون شناخته میشن.
531
از یک جایی به بعد، دیگر برایم مهم نبود که مشکلات، تا کجای طاقتم پیش می روند، فقط نشستم و نگاهشان کردم، چیزی نگفتم، گلایه نکردم، فقط نگاهشان کردم ! پذیرفته بودم که دنیا روالِ خودش را طی می کند و من هرچه بیشتر دست و پا بزنم، فقط خسته تر می شوم .
پذیرفته بودم که برای رسیدن به روزهای خوب، باید از روزهای سخت عبور کرد و برای رسیدن به قله، باید رنجِ ارتفاع را به جان خرید .
من واقعیت های تلخ را پذیرفته بودم و این پذیرش؛ عذاب و تلخیِ لحظه ها را برایم کمتر می کرد ...
دیگر گرِه های دست و پا گیرِ زندگی ام را با صبر و آرامش، باز می کنم،
چون می دانم که نگرانیِ بیش از حد، فقط گره را کور و مرا پیر و زمین گیر می کند !
من تصمیمِ خودم را گرفته ام ؛
از اینجای زندگی ام به بعد، فقط زندگی می کنم ...
