stella⚝۫ ּ ࣪˖⋆
Open in Telegram
Trust the stars. She’s in love with autumn, loves reading, and would love to invite you out for a cup of coffee.☕️📚 >>t.me/HidenChat_Bot?start=6825554366
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
300
Subscribers
No data24 hours
+107 days
+5130 days
Posts Archive
Repost from N/a
من شوق را دیدم که چون باران شهابی در کویر، از آسمان چشمانت میبارید و با غلتیدن بر سطح گرم گونههایت، هستیِ صورتت را ستارهباران میکرد.
و من مبهوت ماندم که آنها، چطور میتوانستند تو را اندوهگین کنند، هنگامی که لبخند، چون رنگینکمانِ پس از بارانهای بهاری، جزءبهجزءِ صورتت را رنگین و درخشان کرده بود.
Repost from N/a
فکر میکردم همچی تموم شده و گذشته رو توی همون سیاهی دفن کردم اما فقط یه تلنگر کوچیک کافی بود تا همچی مرور بشه و بهم ثابت بشه که هنوزم تو گذشته گیر کردم و فقط دور خودم میچرخم
از فردا کتاب خوندن رو شروع میکنم این دو روز دست نزدم به کتابم و کار بدی کردم
از تیکه های خوب کتابم براتون میزارم✨
