قصر آبی
Open in Telegram
🏳️🌈 @qasreeabi_bot https://t.me/aaaas3344 آرشیو
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
569
Subscribers
No data24 hours
-207 days
+6230 days
Posts Archive
569
«لوسی» آهنگ خود را در سُل ماژرور شروع کرد که مضمون آن شکایت از عشق بود و معشوق آرزوی بال و پر میکرد. «اما» نیز آرزو میکرد که ای کاش بال و پری داشت و به آغوشی میگریخت.
مادام بوواریhttps://t.me/avonleagallery
569
میدانی؟ بعضی وقتها ما از بعضیها تنها به خاطر این که با ما توی یک دنیا زندگی می کنند خوشمان می آید. من از تو خوشم میآید چون همدیگر را شناختیم
شب های روشنhttps://t.me/Aland837
569
ما در عین درماندگی شوربختی دیگران را شدیدتر احساس میکنیم. احساس انسان نابود نمیشود، پرعیارتر میشود.
شب های روشنhttps://t.me/old3ing
569
آدم خود را فریب میدهد و ناخواسته از بیرون یقین مییابد که عشقی راستین و اصیل روح را میانگیزد و دل را میافروزد، ناخواسته باور میکند که در رؤیاهای ناملموسش چیزی زنده و ملموس نهفته است. وای که چه فریبی!
شب های روشنhttps://t.me/tharadsky
569
حس میکردم ترکیب عجیبِ نومیدی و خشم در درونم در فوران بود. حتی نمیدانستم چه حسی بود. فقط فوران شدیدش را در درونم حس میکردم
خطای ستارگان بخت ماhttps://t.me/silent_hugs
569
آنگونه که دوست داریم و میخواهیم زندگی کنیم و از زندگی لذت ببریم، با این پیام که زندگی مال زندههاست و فرصت اندک.
خطای ستارگان بخت ماhttps://t.me/donyaporsetare
569
برویم، برویم. و این فرضیات ناهنجار را کنار بگذاریم و خوش باشیم، زیرا زندگی شیرین است؛ ولی رنگ آن شیشهای که از ماورای آن بدین جهان مینگریم تغییر میکند.
مادام کاملیاhttps://t.me/MelinoEei
569
این زن که اکنون روح و جسم خود را تسلیم من نموده همان کسی است که روزگاری آرزوی بوسیدن او را داشتم، دود از سرم برمیخاست و هنگامی که میدیدم با تمام این احوال اظهار عدم رضایت میکنم، از نامحدود بودن آرزوی بشر به شگفتی درآمده و بدین نکته پی میبردم که انسان به هر چه، یقینآ متوسل خواهد شد که به مرتبه بالاتری نائل گردد.
مادام کاملیاhttps://t.me/thew0rds
569
به نظر من از همه عاقلتر کسی است که حداقل یکبار در ماه خودش را دیوانه خطاب کند. چنین قدرتی در این روزگار نایاب است!
قلب ضعیف و بوبوکhttps://t.me/schizpher
569
چهطور اینطوری شد؟ آخر چه بر سرش آمده؟ چرا دیوانه شده؟» آرکادی ایوانوویچ فقط توانست بگوید: «از فرط حق… حقشناسی!» همه ناباورانه جواب او را شنیدند و به نظر همهشان غریب و باورنکردنی آمد. آخر چهطور ممکن است آدم از فرط حقشناسی دیوانه شود؟!
قلب ضعیفhttps://t.me/onyxo_ox
569
دوست داشتن، آن حس عمیق و بیانتها، در دل تاریکترین شبهای زندگی ما میدرخشد و گاه به ما نیرویی میبخشد که بتوانیم حتی در برابر سختترین سرنوشتها، سربلند و مقاوم باقی بمانیم؛ و این بود راز شبهای روشن، راز آن لحظاتی که در میان ظلمت، یک نور کوچک، جهانی را روشن میکند.
شب های روشنhttps://t.me/alone_e_ee
569
اگر بتوانید با کسی نیم ساعت در سکوت بنشینید و بااینحال کاملاً راحت باشید، میتوانید با آن شخص دوست بشوید. اگر نمیتوانید، هرگز دوست یکدیگر نمیشوید و نیازی نیست در این راه وقت تلف کنید.
قصر ابیhttps://t.me/Bllustory0
569
شکیبایی بیحدوحصرش در برابر مردم که ریشه در آگاهی از نقایص خود داشت و آزادیخواهی فطری که در خونش بود باعث میشد که در برخورد با همه آدمها یکسان رفتار کند و از سوی دیگر او به کارش علاقه داشت و همین امر کمکش میکرد تا هیچوقت خسته نشود و اشتباه نکند.
انا کارنیناhttps://t.me/txt24HRs
569
هیچ آزادی مطلقی روی زمین وجود ندارد. فقط نوع محدودیتهاست که متفاوت و نسبی هستند. تو الآن احساس میکنی آزادی، چون از یک محدودیت فوقالعاده غیرقابلتحمل فرار کردهای. ولی واقعاً همینطور است؟ تو عاشق من هستی و این یک محدودیت است.
قصر ابیhttps://t.me/Theaiidan
569
یک بشقاب سیب، آتش شومینه و یک کتاب خوب برای خواندن جایگزین خوبی برای بهشت است.
قصر ابیhttps://t.me/Pilllesabegh
569
دیشب خیلی کم خوابیدهای. برای همین اینجوری میکنی. عاشقت نیستم؟ اوه، بیا و ببین چقدر عاشقتم! عزیزم، وقتی آن قطار نزدیک بود از رویت رد بشود، فهمیدم که عاشقت هستم یا نه!»
قصر ابیhttps://t.me/zavieyedidd
