قصر آبی
Open in Telegram
ناشناس جدید t.me/RedChtBot?start=5248535182 🏳️🌈
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
281
Subscribers
+324 hours
+37 days
+330 days
Posts Archive
287
Repost from سالن بازپروریِ کابینت نمناک.
ایکاش نیاد روزی که، کلمه ی عشق رو بشنوی، بخونی، بگی جایی و صورتی غیر صورت من، به ذهنت بیاد. ایکاش من باشم تعبیر همیشگی تو، از واژه ی آدمکشِ عشق.
287
ماجرایِ من و تو ، باورِ باورها نیست،،
ماجرایی ست که در حافظۂ دنیا نیست،،
نَه دروغیم ! نَه رویا ، نَه خیالیم ، نَه وَهْم،،
ذاتِ عشقیم ! که در آینه ها پیدا نیست،،
287
Repost from ·Alaska, Alaska·
«وقتی دندونت درد میکنه، زبونت هی میره سراغش. همیشه از زخم خبر داری.»
خیلی وقتها به این فکر میافتم که چرا سراغ زخمهامون میریم؛ انگار میخوایم مطمئن بشیم هنوز درد میکنن یا نه. شاید غم هم همینطوری کار میکنه، یا دلشکستگی. موضوع این نیست که دلمون بخواد زخم رو دوباره باز کنیم، نه، فقط گاهی حس میکنم یه گوشه از وجودمون هنوز میخواد همونجا دیده بشه، هنوز امید داره یه روز کسی همون جایی بغلمون کنه که اولین بار زخمی شدیم.
287
قلمرو تو چشم است
در هوایی بارانی
دارم تمام می شوم،
بیا.
تو بخواه
تا من برایت بمیرم
به طمع یک بوسه
با طعم نارنجی
یا هر رنگی تو بخواهی
هر چقدر هم که عاشقت باشم
نمی توانم عاشقیام را
به تو ترجیح دهم
هر چقدر که عاشقی بلد باشم
خرج تو میکنم
به جاش
تو برای من لبخند بزن
میشود؟
عباس معروفی
