en
Feedback
ماه کوچولو؛

ماه کوچولو؛

Open in Telegram

حرف هایم نه، اما انگار صدایم تمام شده بود. کپی؟ اصلا، دوست داشتی فور بزن:) https://t.me/HarfChatBot?start=99a9233367f8

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
274
Subscribers
-424 hours
-147 days
+3730 days
Posts Archive
https://t.me/mah_koocholoo/9848 عراق هر یه ربع بیست دقیقه قطع هست برق ش. بعد انتقاد میکنیم میگیم ایران بهتره طرف بهش بر میخوره بن میکنه

اینا هم براندازن ها ارزشی و اینا نیستن

ما فقط جنبه مثبت باقی کشور هارو میبینیم و لگد میزنیم به کشورمون

از زبون افرادی که مهاجرت کردن

باید خدمتتون عرض کنم تو کویت برق قطع شده نت هم قطع شده یا ضعیف شده و آلمان هم قطعی نت هست در حالت عادی ممکنه یهو ببینی چند ساعت نتت قطعه یا حتی یکی دو هفته

Voice message00:34

خب وا

اون همه باشگاه رفتی مدام هم از بازو و نمیدونم رگ و سیس پک هات استوری میزاری ولی اونقدر زورت زیاد نشده در قلب من و بشکونی بیای تو؟

با افرادی معاشرت کنید که عادت‌هایی دارند که دوست دارید خودتان داشته باشید! انسان‌ها با هم رشد می‌کنند.

نمی‌دانم دارم روز‌هایم را می‌کشم، یا روزهایم دارند مرا ‌می‌کشند. در هر صورت جنایتی در حال وقوع است.

همان‌طور که چشم به نقطه‌ای نامعلوم دوخته بودم و می‌کوشیدم ریتم نفس‌هایم را منظم کنم، ذهنِ آشفته‌ام باز به هر سو می‌رفت؛ از فکری به فکر دیگر، بی‌آنکه مجالی برای آرام گرفتن بیابد. اما ذهن، گویی به همین نیز قانع نبود؛ ناگهان تمام آن استدلال‌های بی‌رحمانه‌ای را که در سکوتِ خویش ساخته بود، بر سرم ریخت. نمی‌دانستم چرا باید ناگهان به ذهنم خطور کند که نکند مبتلا به اختلال دوقطبی باشم؟ نکند این همه دگرگونیِ حال، معنای دیگری داشته باشد؟ نکند مشکلی در وجودم هست که خودم از دیدنش عاجزم؟ هرچه بیشتر می‌اندیشیدم، بیشتر در هزارتویِ «نکند»ها گم می‌شدم؛ تا آن‌جا که دیگر توانِ تحملِ خویشتن را نداشتم. خودم را در آغوش کشیدم، سر بر زانو نهادم و گذاشتم اشک‌ها، بی‌هیاهو، راه خودشان را پیدا کنند. کاش می‌شد فهمید درد دقیقاً از کجا آغاز شده است؛ کاش می‌شد برای تمام آشوب‌های درون، نامی پیدا کرد و خیالش را راحت کرد. اما شاید همیشه لازم نیست برای هر زخمی، همان لحظه نامی داشته باشیم. شاید بعضی شب‌ها فقط باید بگذرند؛ بی‌آنکه چیزی را حل کنیم، بی‌آنکه خودمان را محکوم کنیم. و من، میان همان سکوت و اشک، برای نخستین‌بار فهمیدم که شاید لازم نیست با هر فکری که از ذهنم می‌گذرد، به جنگ بروم؛ بعضی فکرها تنها مهمانان ناخوانده‌ای هستند که می‌آیند، اندکی غوغا می‌کنند و سرانجام می‌روند. پس آرام‌تر نفس کشیدم، اشک‌هایم را پاک کردم و به خودم فرصت دادم؛ برای فردایی که شاید هنوز پاسخی نداشته باشد، اما دست‌کم، می‌تواند آغازِ آرام‌تری باشد. "ماه کوچولو"

گمان می‌کنم گاهی آدم باید اندکی در خویش گم شود؛ از هیاهوی جهان فاصله بگیرد و در سکوت، به صدای درونش گوش بسپارد. همه‌چیز قرار نیست از همان ابتدا روشن باشد. بعضی راه‌ها را نمی‌توان پیش از پیمودن شناخت، و بعضی پاسخ‌ها تنها زمانی پیدا می‌شوند که دیگر از جست‌وجویشان خسته شده‌ای. شاید آغازِ دوباره، همیشه با تصمیمی بزرگ و اتفاقی شگفت‌انگیز همراه نباشد؛ گاهی تنها یک دلِ خسته است، چند رؤیای فراموش‌شده، و اندکی امید که هنوز در گوشه‌ای از وجود آدم زنده مانده است. و چه زیباست که آدم، با تمام سردرگمی‌هایش، هنوز چیزی برای خواستن داشته باشد. شاید همین کافی باشد؛ برای آنکه دوباره قدم بردارد، آرام و بی‌صدا، به سوی جایی که روزی آرزوی رسیدن به آن را داشته است. "ماه کوچولو"

Repost from حاج ALI
_ ولی میدونی وقتی اَ دور میدیدُمت دلُم قنج میرفت بِرا اون چشا آبیت،  انگاریا دِریا رو میدیدُم.🌊
به‌نوای ِ: حاج‌علی | ثمین . باتشکر از: داریان .

به آدمایی که قصد خودکشی ندارن حسودیم میشه

میبینم که امسالم سال ازدواجه و همه دارن ازدواج میکنن، من میرم کما هر سالی که سال ازدواج نبود منو بیدار کنید.

هرچقدر از ناجالب بودن بلاک و آنفالو ریمو بگم کم گفتم.

مخ منو زدن از مسلمون شدن ترامپ محال تره

تازه اون دورانی که افتاده بودم رو دور استوری کلوز گذاشتن از خودم ریپلای هامو میبستم حتی دوستامم نتونن ریپلای کنن

با عشق ریپلای میکنم برات

اگه مردی کلوز بزار هرکی ریپلای کنه بهش ۵ میلیون پول میدم