تانگوی شیطان
Open in Telegram
نیم ساعت توی بهشت بودن، قبل از اینکه شیطان بفهمه مردی.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
214
Subscribers
-124 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
214
Repost from N/a
یک مورد دیگه که خیلی برام جذاب بود این بود که فردیناند توی یک صحنه میگه "اون باعث میشه به موزیک فکر کنم، احساس میکنم دارم دیوانه میشم"
این باعث میشه دقیقتر دید که فردیناند در کلمات دوست داشتن رو یاد گرفته و بیان این احساسات واقعی ای که داره (یعنی دوست داشتن ماریان) براش غیرعادی و جدیده، داره یک چیز واقعی رو احساس میکنه که تا به حال خودش درکی ازش نداشته و الان برای توصیف اینکه چه احساسی داره به موزیک اشاره میکنه، چیزی که ماریان دوستش داره و درش آزادی میبینه، نه کلمات و کتاب که نماد های فردیناند هستن. چون موزیک بخش عظیمی ازش از احساسات میاد نه تفکرات و ایده ها که باعث شکل گیری شعر، کتاب نوشته هان.
214
Repost from N/a
الان دوست دارم یکمی راجب یکی از فیلم مورد علاقم یعنی Pierrot le fou صحبت کنم.
من عاشق این فیلمم، عاشق همه چیز در مورد این فیلمم.
شلوغ و پر هرجو مرجه، کاراکتر های فیلم به یک نوع عجیب تجربیات و دیدگاه های خودشون رو دارن.
عاشق جوری ام که فردیناند اشاره میکنه که نویسنده میتونه تا جایی که میخواد به کاراکتر هاش آزادی بده.
شخصیت ها در عجیب بودنشون، رها بودنشون و عاشق بودنشون با شعر، کتاب، سینما و موزیک نشون میدن هرکدوم در چه راهی خودش رو آزاد میبینه و ازش لذت میبره، چه احساسات و زندگی رو در چی میبینن.
دو شخصیت کامل متفاوت رو نشون میده، درک زیادی از هم دارن و در عین حال از همدیگه کلی چیز میبینن که براشون به راحتی قابل درک نیست، ارزش های متفاوت داشتن و نوشتن یک جمله در فونت های احساسات و کلمات جوری که باز همدیگرو درک نکنن، همونطور که فردیناند میگه "تو خالی از افکاری، فقط احساسات" و ماریا جواب میده "در احساسات افکار وجود دارد" نشان دهنده اینکه ماریا با احساسات فکر میکنه و فردیناند به احساساتش اجازه رشد در افکار و حتی افکار خالی داشتن رو نمیده.
214
گاهی عشق تمام نمیشود؛ فقط از زندگیمان دور میشود و سالها در گوشهای از ذهن منتظر میماند.
«قصهی زمستان» دربارهی زنیست که میان خاطره و واقعیت، میان امید و عقل، همچنان به بازگشت عشقی باور دارد که شاید برای دیگران تمام شده باشد. روهمر در این فیلم، عشق را نه به شکل یک اتفاق بزرگ، بلکه مثل حضوری خاموش و مداوم به تصویر میکشد؛ چیزی که میتواند سالها درون آدم زنده بماند، حتی وقتی هیچ نشانهای از بازگشتش وجود ندارد.
شاید بعضی آدمها را نمیتوان فراموش کرد؛ نه چون بهترین انتخاب زندگیمان بودهاند، بلکه چون بخشی از ما با آنها جا مانده است.
🎬 A Tale Of Winter 1992
