انباری ( آنون )
Open in Telegram
ریحون ، نونیکا ، مانیا ، شرابی، میوفرنگی، مونی، اونر
Show moreIran124 291The category is not specified
516
Subscribers
No data24 hours
+87 days
+4030 days
Posts Archive
رفتارش اینطوریه
ببین اون روز اومد داخل دقیقا کنارم نشست... میتونست بره اونور... بعدش گوشیم همراهم نبود گفتم ببخشید میشه به مامانم زنگ بزنی گفت شمارشو ندارم بعدش دوست باباش گفت خب میگه حفظه بعد بعد رمزشو باز کرد سریع و گوشیو داد بهم... یا مثلا وقتی فکر میکنه حواسم نیست بهم نگاه میکنه بعد که من میبینمش اونور رو نگاه میکنه چند روز پیش هم که چشم تو چشم شدیم خیلی ریلکس بود ببین خیلی و نگاهش خیلی شدید بود... اخه مطمعن هم نیستم که... اون روز هم من نشسته بودم بعد پامو انداختم رو میز بهم نگاه کرد و پاشد نشست و پاشو انداخت اونور مثل من بعدش گوشی بر داشتم اونم یه چند ثانیه گوشیشو برداشت... بعد هم اون روز داداشم خسته بود میخواست بشینه بیرون بودیم اون به ماشین تیکه داده بود مامانم اینا هم اونجا بودن بعدش داداشم گفت خسته اس ۵ سالشه بعدش من گفتم عشقم بیا بغلم اون خیلی خونسرد نگاه کرد بهم بعدش داداشم اول گفت نه بعد گفتم بیا... بعد اون دستاشو باز کرد گفت بیا بغل من... به داداشم درست بعد اینکه من گفتم .... منم سریع داداشمو بغل کردم اونم دستاشو بست فقط ست نگاه کرد چیزی نگفت....نمیدونم شاید عادیه ولی آخه با بقیه نداره ...
https://t.me/ktaejk/6900
یه کراشی زدم رو یکی چند ماه گذشته بود ۳ ماه ۱۲ روز الان حسم بهش زیاد شده یعنی وقتی ۱۲ روز پیش که دیدمش و با هم بودیم حسم بهش بیشتر شد الان هم میترسم بهش بگم،...چون خیلی جدیه خیلی اصلا احساساتی نیست ولی بعضی از رفتار هاش که فقط با من داره باعث میشه بهش شک کنم
