en
Feedback
مُطاٰب؛

مُطاٰب؛

Open in Telegram

از‌طُ‌چه‌پنهان...🪑 . ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=b69839a40c1e

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
175
Subscribers
+124 hours
-107 days
-2930 days
Posts Archive
لطف‌ کن‌ پیش‌ِمن‌ از دلبر و معشوق‌ نگو پیشِ‌ یک‌ آدمِ‌ معلول‌ نباید بدوی؛

آن جا که تو زندگی می‌کنی، مردم سودای بهشت هم دارند؟

سر کرد برون ز آب یک ماهی پیر: در آبم و تشنه‌ام،حکایت این است؛

چای درخشان جلوه‌ی گرمای بی دستان.. همان که تو را نگه میدارد حتی برای دقیقه ای، همان که بهانهٔ باهم نشستن های بسیار است همان ک
چای درخشان جلوه‌ی گرمای بی دستان.. همان که تو را نگه میدارد حتی برای دقیقه ای، همان که بهانهٔ باهم نشستن های بسیار است همان که تنهایی تو را به میهمانی مجلل با آدم های افکارت بدیل میکند. من از چای فراری بودم.. اما زمانی که در دست تو دیدمش دیگر از دستم نیفتاد من با چای گویی به مهمانی باتو می آیم؛.. ‌

غافلی از حال دل ترسم که این ویرانه را دیگران بی صاحب انگارند و تعمیرش کنند..

کسی باشد به شِدَّت تــو؛..

بی مصرف است واژه نخوان دوست دارمت چون من برای حد زبان دوست دارمت؛ اری برای گفتن احساس من به تو آنقدر ها نداشت توان دوست دارمت؛ بیش از حد است فاصله سن و سالمان چون خارج از حدود زمان دوست دارمت؛ درمانگر و برادر و هم همسر و پدر هرجور هست نسبت مان دوست دارمت؛ هربار گفتم که برو تا بسنجمت هر بار گفته ای که بمان دوست دارمت؛ تو فکر می‌کنی که چقدر عاشقت شدم هرقدر صد برابر آن دوست دارمت؛

تو از کی عاشق شدی که من نفهمیدم!؟ «گفتم که.. نمیدانم؛...»

مست گفت:ای‌شیخ! روزِ حشر دستت را بگیرد پشت مسجد باده‌هایی را که پنهان می‌فروشی؛

زیباست یا زشت ولی آخرین هدیه انسان ها به هم گل است؛..

دلم همچون سیبی به دست تو با چه بریدی رخ عقیق دلم را که سفید جان شد و جان داد؛..

دوام هرچه به عالم نجیب خنده ی تو دلیل کفر دمادم نجیب خنده ی تو؛ حرام خواهش حوا هبوط هرزه ی من فریب فاتح آدم نجیب خنده ی تو؛ کشیده دست غریبی به کوچه پای مرا و بد کشانده به خاکم نجیب خنده ی تو؛

✨🌱 #پلی_لیست_مطاب

یک چایِ تلـخ و یار خرابات تا ابـد؛...

عشق واقعی فارغ از احتیاط است مثل عشق کودکی؛..

تا قوت صبر بود،کردیم دیگر چه کنیم اگر نباشد؟!

تصور کن که یکی داره دعا می کنه،که باهات ازدواج کنه..🚪

...
...

خال پیشانی او زیستن است خال پیشانی او مأمن اوست؛ دست ها گردن هم باب رفاقت دارند دست ها زیور و زینت دارند زینت و زیور شان او..؛ چشم ها آن هلال ماه آن مژه ها وای من اوست؛ ابروانش خطریست خطر مرگ به دست عجبات اوست او؛..

حالا دارد بهانه های اشک ریختنم تمام می‌شود.. محرم و صفرت تمام شد و دلخوش به ایام محسنیه بودیم تا به امشب.. از فردا در فراق و دوری و دلتنگی تو چه باید کرد حسین جان؟ حال منتظر ایام فاطمیه می‌مانم و تمام ترسم این است که:آیا زنده می‌مانم؛..