مُطاٰب؛
Open in Telegram
ازطُچهپنهان...🪑 . ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=b69839a40c1e
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
199
Subscribers
-124 hours
-57 days
-530 days
Posts Archive
199
صبر کنید
لطفاً نام چیز هایی که میگویم
را عشق نگذارید!
دوست ندارم..
کلمه عشقی که شما معنیش کرده اید
ننگ نامِ من باشد.
اینها که من میگویم
هیچ از آنچه دیگران میگویند نیست؛..
199
تمام این سی ونه بند بهترین چیزی بود که این ایام باهاش همراه بودم
به روایتی خود من بود..
و من باهاش چه اشک ها ریختم؛..
آقای موحد به لفظ عامیانه کیف کردم🩵
199
نمی دونم
ولی من وقتی سلام میکنم و جواب نمیدن
یه قدم دیگه به پرتگاه بی اجتماعی نزدیک میشم..
199
مشخص است این روز ها..
تلاشم برای زنده ماندن است
نه زنده ماندنِ جسم
زنده نگه داشتن منِ من
میگویند:چرا موهایت ریخته
گفتم:ببخش که موهایم نبودن را به سفیدی ترجیح دادند؛..
199
به ياد ان كسى كه چشم هايش برده جانم را
تفال ميزنم هر شب مَفٰاتيحُ الجَنانَم را؛
من آن آموزگارم كه سوال از عشق ميپرسم
وليكن خود نميدانم جواب امتحانم را؛
كمى از درد ها را با بُتم گفتم مرا پس زد
دريغا كه خدايم هم نمى فهمد زبانم را؛
به قدرى در ميان مردم خوشبخت بدنامم
كه شادى لحظه اى حتى نمى گيرد نشانم را؛
تو دريايى و من يك كشتى بى رونقِ كُهنه
كه هى بازيچه ميگيرى غرورم ، بادبانم را؛
شبيه قاصدك هاى رها در دشت ميدانم
لبت بر باد خواهد داد روزى دودمانم را؛
دلم مى خواهد از يك راز كهنه پرده بردارم
امان از دست وجدانم كه مى بندد دهانم را؛
