en
Feedback
مُطاٰب؛

مُطاٰب؛

Open in Telegram

از‌طُ‌چه‌پنهان...🪑 . ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=b69839a40c1e

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
199
Subscribers
-124 hours
-57 days
-530 days
Posts Archive
دلم کلی خیلی نه از اون خیلیا خیلی تنگ شده🚪

برای ما شدن ها تمام شده است؛ نشـدنی ها صف کشیده اند و تمامی ندارند..

با من آمیزشِ او الفتِ موج است و کنار روز و شب با من و پیوسته گریزان از من؛

شب! بوی قلبش را میدهد؛..

اگر نیامدی دیگر هم نیا من سال هاست ندیده خوش ترم؛..

ماندیم به خماری..! تا چه شرابی از تو بجوشد؛..

عزیز هم‌زبان! تو در کدام کهکشان نشسته‌ای؟!🪑🚪

صبر کنید لطفاً نام چیز هایی که میگویم را عشق نگذارید! دوست ندارم.. کلمه عشقی که شما معنیش کرده اید ننگ نامِ من باشد. اینها که من میگویم هیچ از آنچه دیگران می‌گویند نیست؛..

من نمیخواهم حتی!دادی از بیداد؛...

تمام این سی ونه بند بهترین چیزی بود که این ایام باهاش همراه بودم به روایتی خود من بود.. و من باهاش چه اشک ها ریختم؛.. آقای موحد به لفظ عامیانه کیف کردم🩵

قبله نما رخ بنما حال دل ازاره..

نمی دونم ولی من وقتی سلام میکنم و جواب نمی‌دن یه قدم دیگه به پرتگاه بی اجتماعی نزدیک میشم..

مشخص است این روز ها.. تلاشم برای زنده ماندن است نه زنده ماندنِ جسم زنده نگه داشتن منِ من میگویند:چرا موهایت ریخته گفتم:ببخش که موهایم نبودن را به سفیدی ترجیح دادند؛..

پیر قامتی؛..
پیر قامتی؛..

مرگِ کوچک است "عشق" - ابن عربی

چنین هست؛..
چنین هست؛..

من‌ که‌ شعرم‌ همه‌ درد‌ است تو‌ چرا می‌ خوانی؟

محنت هجر مى‌كُشد؛ رحم كن اى شه نجف..

حالا دیدی گریه های فراوان چه بر سرم آورد بدبخت چشمانم..

به ياد ان كسى كه چشم هايش برده جانم را تفال ميزنم هر شب مَفٰاتيحُ الجَنانَم را؛ من آن آموزگارم كه سوال از عشق ميپرسم وليكن خود نميدانم جواب امتحانم را؛ كمى از درد ها را با بُتم گفتم مرا پس زد دريغا كه خدايم هم نمى فهمد زبانم را؛ به قدرى در ميان مردم خوشبخت بدنامم كه شادى لحظه اى حتى نمى گيرد نشانم را؛ تو دريايى و من يك كشتى بى رونقِ كُهنه كه هى بازيچه ميگيرى غرورم ، بادبانم را؛ شبيه قاصدك هاى رها در دشت ميدانم لبت بر باد خواهد داد روزى دودمانم را؛ دلم مى خواهد از يك راز كهنه پرده بردارم امان از دست وجدانم كه مى بندد دهانم را؛