𝘴𝘰 𝘸𝘩𝘢𝘵?🐈⬛ྀིྀི
Open in Telegram
204
Subscribers
-124 hours
No data7 days
-2030 days
Posts Archive
**راه خودت رو برو
چندسال بعد هیچکس حسرت های
توروگردن نخواهد گرفت
حتی آن آدمی که ادعا میکند
دوستت دارد.**
«اين جماعت راكه مى بینی بسی بازيگرند،
وقت غم باهم غريبه، وقت شادى ياورند ...
چون كه پاى سودشان آيد یه روزى در ميان، از فروش آدمى از تاجران، تاجر ترند.
باشه مشکلی نیست، به جای اینکه تو رفتار درستو یاد بگیری؛ من میرم بیاحساس بودن و اهمیت ندادنو یاد میگیرم.
معمولا اجازه میدم آدما به طور مکرر منو ناامید کنن تا لحظهی حذف کردنشون هیچ شک و تردیدی به دلم راه ندم.
چه واژه نازیه این “باهم”؛ باهم میریم، باهم بگیریم، باهم درست کنیم، با هم بمیریم اصلاً.
یه وقتایی دلم میخواد ناپدید شم.
نه قهر کنم، نه خداحافظی، نه حتی یه یادداشت کوتاه. فقط برم.
بیصدا، بیرد، طوری که هیچکس نفهمه کی رفتم، کجا رفتم، چرا رفتم. انگار هیچوقت نبودم.
چقدر نیاز دارم یهجایی هیچکسی نشناسدم،
چقدر نیاز دارم هیچکسی حتی یادش نیاد که بودم.
گاهی بودن سنگینه.
و من فقط میخوام یه بار، واقعاً “نباشم”.
چقدر احمق به نظر میرسیدم وقتی اون میتونست تموم روز رو بدون صحبت کردن با من بگذرونه، در حالی که من هر دو دقیقه یک بار تلفنم رو چک میکردم تا ببینم به من پیام داده یا نه.
