مـاهـزاد؛
Open in Telegram
نـه تمـامـاً نـور، نـه اسـیر تـاریکـی؛ چیـزی مـیان ایـن دو..
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
382
Subscribers
No data24 hours
-77 days
-5530 days
Posts Archive
382
این یکی دو هفته باید هر روز برم مدرسه ولی از بعدش دیگه هر روز نیست و بیشتر اوقات خونم تایم بیشتری دارم
382
Repost from کپریکورن ៸ دی
کپریکورن اغلب اورثینکر هست ، پس اره صدرصد به همه چیز قبل اینکه اتفاق بیوفتن فکر کرده .
382
Repost from کپریکورن ៸ دی
کپریکورن دیر صمیمی میشه، اعتمادش سخت بدست میاد ولی اگه بدستش آوردی دیگه هیچکسی نمیتونه از بینش ببره جز خودت🫵.
382
Repost from ㅤㅤㅤ𝚴OCTIS
واقعاً قشنگ نوشتی؛ انگار با کلماتت یه جایی ساختی که آدم دلش میخواد فقط چند لحظه توش بمونه. تشبیه آسمون و اقیانوس خیلی قشنگ بود؛ مخصوصاً اون حسِ امن بودن و برگشتن دوباره به کسی که برات شبیه خانهست. متن فقط عاشقانه نیست، یه آرامش عجیبی داره؛ طوری که آدم موقع خوندنش میتونه موجها و غروب و سکوت اقیانوس رو تصور کنه. خیلی لطیف و عمیق بود.
382
Repost from N/a
تو برای من شبیه یک خانهی امنی؛ نه خانهای با دیوار و سقف، بلکه جایی که میتوانم تمام خستگیهایم را زمین بگذارم و نگران قضاوت شدن نباشم.
من دلم میخواهد موجی باشم که هر بار، دوباره به تو برمیگردد.توصیفت از عشق به شدت قشنگ بود. جوری که آدم با خودش میگه: منم میتونم امتحانش کنم؟ منم لیاقتِ تجربه کردنش رو دارم؟ موزیک هم به رویاییِ متنت بود. خسته نباشی.
