𝖱𝗎𝗁𝗎𝗆𝖽𝖺𝗇 𝖤𝗓𝗀𝗂𝗅𝖾𝗋
Open in Telegram
𝖬ü𝗓𝗂𝗄 𖥲 𝖣𝗎𝗒𝗀𝗎𝗅𝖺𝗋 ⊹ 𝖧𝖺𝗍ı𝗋𝖺𝗅𝖺𝗋 ༺ 𝖡𝖺𝗓𝖾𝗇 𝖻𝗂𝗋 ş𝖺𝗋𝗄ı, 𝖻𝗂𝗋 𝗂𝗇𝗌𝖺𝗇𝖽𝖺𝗇 𝖽𝖺𝗁𝖺 ç𝗈𝗄 ş𝖾𝗒 𝖺𝗇𝗅𝖺𝗍ı𝗋 *ཻུ۪۪ ➺ t.me/HidenChat_Bot?start=472611244
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
167
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-3130 days
Posts Archive
"فکر کن فردایی روشن، از پشتِ این همه خاکستر سر برآورَد،
چه حاصل عزیزِ من؟
کدام دست، گل های پر پر شده را به باغ باز می گرداند؟
کدام رود، جوانیِ رفته را به رگ هایِ زمان باز می ریزد؟
ما ماندیم با آسمانی که دیگر آبی نیست
و با پنجره هایی که رو به رنج گشوده شده اند..."
در زندگیم سختیهایی را تحمل کردم که پیش از واقعه گمان نداشتم بتوانم. حتی بعدها باور نکردم که در آن ماجرا تاب آوردم. انسان خودش را نمیشناسد، خصوصا قدرتهایش را:)
