en
Feedback
Loofi

Loofi

Open in Telegram

لینک ناشناس👇 t.me/HidenChat_Bot?start=8094607432

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
197
Subscribers
-324 hours
-97 days
-2130 days
Posts Archive
شایدم اسمش حسودی کردن نباشه؛ شاید اسمش خستگی باشه از اینکه برای رسیدن به چیزهای معمولی، باید این‌ همه بجنگیم:)

به اینکه بعضی آدم‌ها میتونن به چیزهایی فکر کنن که برای من حتی جزو آرزوها هم نیست. منِ جوان ایرانی چند ماه اینترنت درست و حسابی نداشتم، هنوز هم با فیلترشکن به خیلی از چیزها دسترسی دارم.خیلی وقت‌ها به جای زندگی کردن، فقط درگیر رد شدن از موانع روزمره‌ام. وقتی اون ویدیوهارو میببنم حقیقتا فقط یه کنسرت نمیبینم؛ یه سبک زندگی میبینم. دنیایی که توش آدم‌ها فرصت دارن گاها فقط خوش بگذرونن، بدون اینکه مدام نگران محدودیت‌های بعدی باشن.

ویدیوهای کنسرت کانیه وست رو دیدم و برای اولین بار به یه چیزی انقدر حسودیم شد.

آزادی، رفاه، امنیت!
آزادی، رفاه، امنیت!

🌶️ . پس منم این فلفل کوچولو رو هرموقع به یک دلگرمی احتیاج داشتم، گردنم میندازم و تصمیم میگیرم به اتفاق‌های خوب بیشتر توجه کنم.

راستش نمیدونم این افسانه چقدر واقعیه، اما شاید خوش‌شانسی واقعی همین آدم‌ها باشن. آدم‌هایی که بی‌دلیل مهربونن و باعث میشن وسط این بحران زندگی دل‌گرم بشی.

میگن فلفل قرمز نماد خوش‌شانسیه و یه باور قدیمی وجود داره که اگه این گردنبند رو هدیه بگیری، شانسش چند برابر میشه.
میگن فلفل قرمز نماد خوش‌شانسیه و یه باور قدیمی وجود داره که اگه این گردنبند رو هدیه بگیری، شانسش چند برابر میشه.

+1
<3

قبول شدممممممم:))))))))))))

Repost from N/a
تنها چیزی که میخوام اینه که همون بار اول توی اون امتحان شهری لعنتی قبول شم

See? I wasn’t crazy😌
See? I wasn’t crazy😌

Mood The Smiths 2

Mood The Smiths 1

𓂃 ོ☼𓂃
+5
𓂃 ོ☼𓂃

یاد آوری امروز هم از پاول (Shrinking) باشه: بیخیال گذشته شدن یعنی دیگه اجازه نمیدی زخم‌هات دست و پاهاتو ببندن.

قشنگ‌ترین حس دنیا اینه که یکی متوجه جزئیاتی ازت میشه که حتی خودت تا حالا بهش دقت نکرده بودی :)

روزهایی که گذشت
+5
روزهایی که گذشت

روزمو با خبر خوب شروع کردم: امتحانات پایانترم مجازی شد🙂‍↔️💃🏻

gonna have this on repeat a thousand times tonight

امروز کلی با خودم کلنجار رفتم که همه‌چی، با وجود تمام سختیا، خوب تموم بشه… ولی نشد. امروز با دستای خودم گربه کوچولوم رو بردم دکتر تا دیگه درد نکشه، ولی هنوز نمیدونم چطور باید با درد نبودنش کنار بیام. فکر نمیکنم هیچ‌ وقت به این از دست دادن‌ها عادت کنم. شاید کسی که هیچ ‌وقت پت نداشته، حتی یک درصد این حس رو نفهمه؛ نفهمه چطور نبودن یه موجود کوچولو میتونه این‌همه واقعی و عمیق درد داشته باشه.