در تاریخ بنویسید
Open in Telegram
«به نام فرزندان و جانفداهای میهن» رسالتِ بازمانده، به یاد آوردن است.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
196
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-730 days
Number of Posts
Data loading in progress...
Reactions
Comments
Telegram Stars
TOP posts by
Data loading in progress...
Publication analysis
Posts | Views dynamics | |||||
کسانی هستند که مدعی میشوند نه از ج.ا. حمایت میکنند و نه از کمک نظامی خارجی برای نجات ایران.
به شعلههای آتشی که ایران را میسوزاند مینگرند و با شعف میگویند که بین شیطان داخلی و خارجی بیطرف ماندهاند.
مدعی هستند که در سمت مردم و وطن ایستادهاند اما نهایت کاری که میکنند این است که روی صندلی مینشینند، لیوان چای به دست میگیرند و تماشاگر سوختن ایران میشوند.
از اینها بپرسید، چگونه ایران را از دست شیاطین نجات میدهید؟
بغض میکنند. برایتان ترانهای میخوانند و از بدیهای جنگ میگویند و از نامردی حکومت، گله میکنند.
بیطرفی در این بزنگاه تاریخی، نشستن در کنار مردم و وطن نیست. تماشاگر ماندن است.
تماشاگر بمانید اما نمیتوانید این ذلت را به نام فضیلت، به تاریخ بفروشید.
: علیحسین قاضیزاده | 65 | 1 | 0 | 0 | Loading... | |
باز این بساطِ مضحکِ وطنپرستیِ دوازدهروزه پهن شد؛ این نمایشِ تهوعآورِ کسانی که حافظهشان تنها به اندازهی عمرِ یک تیترِ خبری کار میکند. شما از کدام «جنگ» سخن میگویید؟ برای ما، تنها سلاحی است برای دریدنِ گلویِ نظامی که در «صلح»، روزانه ما را سلاخی میکند.
این نظام، ماشینِ کشتاری است که در آن، مردمِ عادی همواره قربانیِ خاموشاند. جنگ برای شما «هزینه» است؟ هزینه چیست جز همین وضعِ موجود که هر روزِ آن برابر است با هزاران مرگِ تدریجی؟ شما کسانی هستید که به جایِ تغییرِ ساختارِ مرگ، به حفظِ ظاهرِ حیات تن دادهاید.
چطور با گذر زمان، چنان مسحورِ بازیِ نظام میشوید که به سرعتِ یک پلکزدن، تمامِ استدلالهایتان را میبلعید؟ این همان رذالتِ تکراری است؛ به آغوشِ همان هیولایی برمیگردید که تا دیروز عاملِ تیرهبختیتان بود.
تا کی میخواهید زیرِ چکمهی همین نظام، سرتان را خم کنید و به نامِ «صلح»، تازیانهیِ «قتلعام» را نوشجان کنید؟ | 71 | 2 | 0 | 0 | Loading... | |
وقتی در مواضع اخلاقی با بیاخلاقترین موجودات نوع بشر همسو شدید، در اخلاقی بودن مواضع خود تردید کنید.
: Aban🕊 | 67 | 1 | 0 | 0 | Loading... | |
جمعه ۱۹ دی، ساعت ۸:۳۰ شب
آخرین مکالمه جاویدنام امیررضا میرزایی با مادرش:
+ امیر، کلاهتو سرت بذار
- مامان، کلاه که جلوی تیر رو نمیگیره... | 72 | 4 | 0 | 0 | Loading... | |
آخرین استوری جاویدنام عارف براتی:
«الان دیگه وقت استوری گذاشتن نیست. اونایی که باید میدیدن، دیدن و اونایی که باید میشنیدن، شنیدن.
تاریخ ما رو قضاوت خواهد کرد.
نه نون ب نرخ روز خوردم، نه شرفمو ب پول و منافع شخصی فروختم.
الانم اگه اعتراضی دارم بخاطر مردم ایران هست.
پاینده ایران ❤️❤️❤️
جاوید شاه 👑👑» | 258 | 11 | 0 | 0 | Loading... | |
بارها نوشتم و پاک کردم. نتوانستم آنچه میخواهم بگویم را با کلمات ادا کنم. در این حد بگویم که بارها خواستم سهمی از احوالاتت را برای خود کنم، اما فهمیدم بهاندازهٔ بند انگشت هم قادر به فهمیدن تو نیستم.
من از شنیدن نامت میان لیستی که نباید، وحشت دارم.
- برایِ علیرضا سپاهی | 82 | 2 | 0 | 0 | Loading... | |
بارها نوشتم و پاک کردم. نتوانستم آنچه میخواهم بگویم را با کلمات ادا کنم. در این حد بگویم که بارها خواستم سهمی از احوالاتت را برای خود کنم، اما فهمیدم بهاندازهٔ بند انگشت هم قادر به فهمیدن تو نیستم. از آن شب، مدام در ذهنم بودی و لحظهای دور نشدی.
من از شنیدن نامت میان لیستی که نباید، وحشت دارم. | 3 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
بارها نوشتم و پاک کردم. نتوانستم آنچه میخواهم بگویم را با کلمات ادا کنم. در این حد بگویم که بارها خواستم سهمی از احوالاتت را برای خود کنم، اما فهمیدم بهاندازهٔ بند انگشت هم قادر به فهمیدن تو نیستم. از آن شب، مدام در ذهنم بودی و لحظهای دور نشدی.
من از شنیدن نامت میان لیستی که نباید، وحشت دارم. | 1 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
آیا اکنون بهبود یافته است
زخم طناب،
بر گلویِ اعدامی؟
- علیرضا طالبیپور | 92 | 5 | 0 | 0 | Loading... | |
نور، انتخابی جز شکستنِ این تاریکی مفرط ندارد؛ چرا که این پیروزی، بدهیِ سنگینِ ما به تمامِ آن چشمهایی است که در خونِ خود غلتیدند و بسته شدند. | 115 | 1 | 0 | 0 | Loading... | |
No text... | 206 | 2 | 0 | 0 | Loading... | |
. | 117 | 2 | 0 | 0 | Loading... | |
شعلهی مبارزه با هیچ خونی خاموش نمیگردد، بلکه از خاکسترِ هر افتادهای، هزاران ستارهی بیدار سر برمیآورند تا راه را تا مرزِ پیروزی روشن نگه دارند. | 122 | 1 | 0 | 0 | Loading... | |
مادرِ جاویدنام سیاوش محمودی:
«وقتی جنازهی بچهام رو دیدم، چشمای بچه من هنوز بسته نشده بود. میفهمی یعنی چی؟» | 171 | 3 | 0 | 0 | Loading... | |
در پاسخ به آن پهنمغزهایی که میگویند مردم بهخاطر کمک خارجی به خیابان آمدند، ما که آخر نفهمیدیم آنچه به گفته شما، ما را فریب داد و به خیابان کشاند، عوامل موساد بودند یا ترامپ یا پهلوی... چون بیدغدغهایم و در کشور هیچ گرفتاریای وجود ندارد. سراسر کشور غرق در رفاه است و هیچ نقصی در هیچجا به چشم نمیخورد. جنازهای بر زمین نیفتاده است و هیچ کودکی را در خون خود نغلتاندهاند. نه خبری از گلوی بریدهی معترضان و زخمیها بوده و نه تیر خلاصی بر پیشانی آنان. نه خبری از تعرض به پیکر بیجان بوده و نه قاچاق اعضای بدن. نه خبری از تجاوز و شکنجه در زندانهاست و نه اعدامی. کامیونها از جنازهها پر نشدهاند و کسی در ازای گلولهای که شلیک کرده، پولی دریافت نکرده است. نه قیمتها سر به فلک کشیده است و نه سفرهای خالی مانده است. حالا که این را گفتم، قرار است برچسب «گشنه» هم به من بزنند. آزادی آنقدر فراوان است که کسی بهخاطر لایک کردن و کامنت گذاشتن دستگیر نمیشود و داشتن استارلینک مانع زندگی کسی نمیشود. دانشجو بهخاطر اعتراض از دانشگاه اخراج نمیشود و کسی بهخاطر آویزان کردن موش از درخت، از دانشگاه محروم نمیشود. فیلم گرفتن و دیدن شبکهی خبری منتخب و دنبال کردن آنان جرم نیست. پوشش هم کاملاً اختیاری است. چون به آزادی و پوشش اشاره کردم، برچسب «برهنگی» هم به فهرست برچسبهایشان اضافه خواهد شد.
مهم نیست من چقدر بنویسم؛ آنان اینها را با چشم خود دیدند و خود را به نفهمی زدند. قرار نیست با خواندن چند خط، چیزی را بفهمند.
منتظر کمک خارجی بودیم، اما بهخاطر کمک خارجی به خیابان نرفتیم. با چشم خود دیدیم که مشتهایمان در برابر اسلحههای آنان قرار گرفت و یکییکی بر زمین افتادیم.
آنچه روشن است این است که شما میان مردم نبودید. این حقیقتی است که نمیتوانید انکارش کنید.
نمیدانم از عذاب وجدان و تلاش برای قانع کردن خودتان است که شروع به گفتن چنین اراجیفی میکنید، یا این طرز تفکر را برای توجیه جنایات به کار میگیرید؛ بههرحال، خواستم بگویم گوه بگیرد مغزتان را؛ دیدم از پیش گرفته است...
حالا برچسب «فحاش» را هم اضافه کنید. | 247 | 5 | 0 | 0 | Loading... | |
آدمو به خنده میندازید سر صبحی | 6 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
پارادوکس فروپاشی همین است: تا وقتی نظام ایستاده، سرنگونی اش ناممکن به نظر میرسد؛ و وقتی فرو میریزد، همه میپرسند چگونه این بنای پوسیده تا دیروز ایستاده بود؟
موریانهٔ فروپاشی سالها در ستونهای قدرت کار میکند؛ اما تاریخ فقط لحظهٔ فروریختن بنا را ثبت میکند
و ما شاهد آن لحظه تاریخی هستیم…
: عامل ناشناس | 7 | 0 | 0 | 0 | Loading... |

