نیلوفرانه | زهرا حاجی پور
Open in Telegram
یال اسبم زمان رم کردن خنده ی ماهی ام سر قلاب دار فرشی که چله اش پاره است گل نیلوفرم در این مرداب... #زهرا_حاجی_پور تراوشاتِ شاعرانه یِ ذهنِ یک کلافِ کلافه ..... شناس ⬅️ @hajipour_teacher ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=bb28672a52bc
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
283
Subscribers
+124 hours
+27 days
+5630 days
Posts Archive
ابری که می گذشت به آهنگ گریه گفت:
دنیا مکان ماندن ما نیست...
بگذریم...
#سجاد_سامانی
عمری ست بینِ ماندن و رفتن مُعطّلیم
لعنت به جبرِ دائمیِ اختیار ها...
#سید_مهدی_موسوی
ماندن چیزی ست که ، نه هرکسی آن رابلد است،
نه هرکسی لیاقتش را دارد
آنرا برای اهلش یادبگیر وبرایش بمان.....
به نظرم، آدمها رو دردهای مشترک بههم وصل میکنه، نه اخلاقهای مشترک... :)
العمق الحقيقي للعلاقات
يبدأ من قبول العيوب
لا من تقديس المزايا .
ژرفاى واقعى رابطه ها؛
از پذيرفتن نواقص آغاز مى گردد،
نه از ستودن خوبى ها!!
Repost from N/a
من يُريدك أرادك بالذي تكن عليه
ومن لا يريدُك أعابَك ولو كنتَ كاملاً.
«كسى كه تو را بخواهد
با همهىِ آنچه دارى میخواهد
و كسى كه تو را نخواهد
حتى اگر كامل و بى نقص باشى،
از تو انتقاد خواهد كرد.»
#محمود_درويش
Repost from کریم آل الله علیه السلام 💚
💠به آینه اخم کنی ، بهت لبخند نمیزنه!
🔹امام هادی علیه السلام به متوكل لع فرمودند:
🔸توقع صفا از كسى كه با او به کدورت رفتار كردهاى نداشته باش
و نه وفا از كسى كه به او خيانت كردهاى
و نه خيرخواهى از كسى كه به او بدگمان شدهاى،
که همانا قلب ديگری با تو شبیه قلب توست با ديگری📚بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام ج ۷۵، ص ۳۷۰ اجرای سید علی مرتضوی عزیزم ❤️ @karim_al_alah 💚
گفتمَش: در عاشقی،
ما رِند و بیباکیم و مَست...
گفت: در عاشقکُشی،
ما نیز،چالاکیم و چُست.
#عجب
أوصیتُ الریحَ
أن تُمَشِّطَ خُصلات شَعرك الفاحم
فاعتذرتْ بأنّ وقتها قصیرٌ
و شَعرك طویلٌ
گیسوان تو شبیه است به شب اما نه
شب که اینقدر نباید به درازا بکشد!
نزار قباني
فاضل نظری
#تطبیق
سه نفر میتوانند رازی را نگه دارند،
اگر دو نفر از آنها مرده باشند...
👤 بنجامین فرانکلین
#کتوم_بودن
فكرتُ انَ الشِعرْ،
يهبط كالمفاجأةِ السعيدَهْ
و يجيءُ مثلَ الطائرَ الليلي مِنْ جزرٍ بعيدَهْ
حتّى وجدتكِ بينَ اَقلامي و بينَ دفاتري
فعرفتُ انكِ تكتبينَ مَعي القصيدَهْ
گمان مى كردم كه شعر؛
همچون شگفتانه اى خوشبخت،
نازل مى شود…
يا همچون پرنده اى مهاجر؛
از جزاير دوردست
مى آيد…
تا اين كه تو را،
لابلاى قلم ها و دفترهايم يافتم…
و فهميدم كه تو،
شعرها را با من مى نويسى…
#نــــزار_الــقــبــانــــي
📝در طالعِ رمیدهی من بختِ صید نیست
دامِ خودم، شکارِ خودم، دانهی خودم
چون شعله هر دم از نفسِ آتشینِ خویش
سرگرمِ مویههای غریبانهی خودم
هر شب چو شمع تازه شود داستانِ من
حیرانِ ناتمامیِ افسانهی خودم
شد صرف در عمارتِ دنیا حیاتِ من
پنداشتم امیر! که در خانهی خودم.
#امیری_فیروزکوهی
