en
Feedback
“پناه”

“پناه”

Open in Telegram

جایی برای پناه بردن از شلوغی‌.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
556
Subscribers
-224 hours
+127 days
+4930 days
Posts Archive
به امید نور،حتی اگر دور.

دنبال زندگی افتادم، همه جا، در همه‌چیز، در همه‌کس.

Roozbeh Bemani - Akharozamoon.mp310.14 MB

از وهم تا یقین، تنها امید مرا نگه داشته.

72307GHAM (MEHMOONE NAAKHOONDEH).mp33.45 MB

تو اگر در تپش باغ خدارا دیدی همت کن و بگو ماهی ها بی آب اند.

«ما فقط زندگی می‌خواهیم.» (We Just Want to Live.)

Mohsen-Chavoshi-Har-Rooz-Paeeze-128.mp33.53 MB

چه سال‌هایی که ماهم می‌تونستیم اینجا مثل ایرانی‌های مونیخ زندگی کنیم، اعتراض کنیم، آزاد باشیم؛ ولی ازمون دریغ شد.

چقدر با شرفن، می‌تونستن بگن به ما چه ما که دیگه اونجا نیستیم ولی نگفتن رفتن به اجبار، اما دلشون جا مونده. نذاشتن صدای آزادی خ
+1
چقدر با شرفن، می‌تونستن بگن به ما چه ما که دیگه اونجا نیستیم ولی نگفتن رفتن به اجبار، اما دلشون جا مونده. نذاشتن صدای آزادی خفه بشه، کاش یه روز، همه‌شون برگردن… یه روز که بغض نباشه، فقط بغل باشه.

01 - Sattar - Gole Pooneh.mp311.29 MB

Moein-Sange-Khara-128.mp34.86 MB

  با جان و دل، دختری را دوست دارم که با عفاف خود آراسته است، وَ فِي خَدِّهَا حَب مِن الْمِسْك قَد نَبَت و بر گونه‌ هایش، خالی از جنس مُشک روییده است. وَقَد ضَاع عَقْلِي وَقَد ضَاع رُشْدِي مُذ أَقْبَلَت از لحظه ‌ای که او آمد، عقل و هوش خود را از دست دادم، وَلَمَّا طَلَبت الْوَصْل مِنْهَا تَمَنَّعْت اما وقتی خواستم به او نزدیک شوم، خود را دور نگه داشت وَلَمَّا طَلَبت الْوَصْل مِنْهَا تَمَنَّعْت اما وقتی خواستم به او نزدیک شوم، خود را دور نگه داشت.   بَلِّغُوْهَا إِذَا أَتَيْتُم حِمَاهَا اگر به سرزمینش رسیدید، به او بگویید اَنَني مِت فِي الْغَرَام فِدَاهَا که من در عشق او جان باخته‌ام وَأُذَكُرُوْنِي لَهَا بِكُل جَمِيْل و مرا نزد او با نیکی یاد کنید، فَعَسَاهَا تَحِن عَسَاهَا شاید که دلش به رحم آید، شاید که مهر بورزد بَلِّغُوْهَا إِذَا أَتَيْتُم حِمَاهَا اگر به سرزمینش رسیدید، به او بگویید اَنَني مِت فِي الْغَرَام فِدَاهَا که من در عشق او جان باخته‌ام وَاصحبوْهَا لِتُرْبَتِي فَعِظَامِي و او را تا کنار مزارم ببرید، که استخوان‌ هایم تَشْتَهِي أَن تَدُوْسَهَا قَدَمَاهَا آرزو دارند زیر پایش قرار گیرند إِنَ رُوْحِي تُنَاجِيْهَا روحم او را می ‌خواند، وَعَيْنِي تَسِيْر إِثْر خُطَاهَا و چشمانم به دنبال ردّ پایش می‌دوند لَم يَشفِني سوى أَمَلِي مرا هیچ چیز جز امید تسکین نمی ‌دهد، أَنَّنِي يوما أَرَاهَا که روزی که او را ببینم

A Girl Within My Soul.mp35.83 MB

ما وارثانِ دردهاي بي شماريم ما گريه هاي چشم هاي انتظاريم ما سرزميني دور و تنها در غباريم ما چيزي به غير از غم،به غير از هم نداريم ما حسرتِ يك خنده ي دنباله داريم ما خسته از اين روزهاي بي قراريم…

برای بار چندم به حرف عباس معروفی رسیدم که تو سمفونی مردگان گفته :«من ایرانی‌ام، دلم برای مملکتم می‌سوزد، اما ببین چه وضعی شده
برای بار چندم به حرف عباس معروفی رسیدم که تو سمفونی مردگان گفته :«من ایرانی‌ام، دلم برای مملکتم می‌سوزد، اما ببین چه وضعی شده که آدم راضی می‌شود بیایند بگیرند و از بدبختی نجاتش بدهند.»

محمد_رضا_شجریان_ای_که_مهجوری_عشاق.mp31.75 MB

گفت منظور شاعر از یک‌لا پیراهنِ یارش، کفن اوست و نسترنی که در شعر آمده، گلی است که روی مزار یارش گذاشته‌ شده. در حقیقت، شاعر از شدت محبتی که به یار درگذشته دارد، می‌گوید نکند حتی بوی نسترن به این لطیفی هم او را اذیت کند.

یارم به یک لا پیرهن.mp32.33 MB

۱۸ بهمن ۱۴۰۴ نه زمان،نه سکوت،هیچکدوم التیام نیست. سر این زخم نه بسته میشه،نه باید بسته بشه.