“پناه”
Open in Telegram
جایی برای پناه بردن از شلوغی.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
559
Subscribers
-224 hours
+107 days
+4530 days
Posts Archive
559
خودم رو از دست دادم، اونوقت چه تلاشی دارم بکنم برای از دست ندادن آدمها؟! یه چی بگو خندم نگیره.
559
من خیلی شرمندهام... خب؟ من تنها کمک کوچیکی که از دستم برمیاومد همین بود، میدونم خیلی کوچیک و ناچیزه. مرسی بابت پیامهاتون بچهها... کاش بتونم روزی جور بهتری لبخند رو لبتون بیارم.❤️
559
سلام محدثه مهربون و عزیز
من شیوام از روستا چهارمحال و بختیاری که عکسمم دیدی
امیدوارم یادت باشم🥲
اومدم بگم لباسا رسید و با ذوق بی نهایییییت دیدم شون
بازم خیلی خیلی ممنونم ازت مهربون و خوش قلب زیبا
خدا برات میسازه.
الان با خواهرم دعواست سر اون دوتا مانتوت😅🥲.
محدثه مهربون بازم ممنون
وای محدثه کاش زودتر پیامتو میدیدم که از شلوار هات هم بهم میرسید فکر کنم دیر پیامتو دیدم🥲🥲
آخه شلوار نبود برام
بازم ممنون
559
قشنگ سایزم بود
شاید باورت نشه ولی عکس گذاشته بودی با خودم گفتم خدا کنه اون شال پلنگی رو بده اتفاقا همونم داده بودی❤️🥹
559
سلام عزیزم
خواستم بگم لباسایی که دادی به دستم رسیدن خیلی قشنگ بودن قشنگ ست بودن مرسی ازت بوس بهت😍💋❤️
کت مشکی و شال پلنگی با کراپ
559
آدم ضعیفی نبود؛ اما دیگر حوصلهی سختیها را نداشت. میل عجیبی به گریز پیدا کرد، به ندیدن، ندانستن، رفتن برای همیشه.
