حُنَیْن | HONAYN
Open in Telegram
قولوا عَنٰا رافِضِي، قولوا إِرهابیین قولوا مُجْرِمین،قولوا مٰا شِئْتُم نَحْنُ شیعة عَلي بن أبی طالب فيِ العٰالٰم¹¹⁰ 🇱🇧 🇮🇷 🇵🇸 کپی؟! واجب پیج اینستاگرام : Zaynab_315 میشنوم؛ https://t.me/harfmybot?start=6332922721
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
287
Subscribers
-124 hours
-237 days
No data30 days
Posts Archive
نماز ليلة الدفن برای خودم میخوانم ؛
جسم شما را که به غریب الغربا سپرده ایم و خیالمان راحت است
اما ما زمین گیران دنیا ماندیم با خاکی که به سرمان شده و داغی که لا تبرد ابدا ...
دلم میخواهد به مشهد بروم
به کسی که قبر آقا را آماده کرده بگویم
مسلمان بزرگ ترش کن
آخر ۸۰ میلیون آدم که در اینجا جا نمیشوند
طوری آن را آماده کن که ما و دل های داغدارمان هم درونش جا بشویم
ما دیگر توان ماندن در دنیای بدون سید علی را نداریم ...
همیشه پدر ها دخترانشان را به زیارت میبرند
اما این بار قضیه بر عکس شده
زهرای ۱۴ ماهه دست پدر را گرفته و شهر به شهر پدر را به زیارت عتبات میبرد؛
پدر است دیگر
نمیتواند دخترش را رها کند
دلش نمی آید دخترش را تنها روانه ی سفر کند
شهر به شهر دنبالش میرود:)
چندین مرتبه این عکس را دیدم
هر بار بیشتر جگرم میسوزد
هر بار روضه های بیشتری در ذهنم تداعی میشود
هر بار بیشتر میفهمم اشتباه گفتند که دختر ها بابایی اند ما به چشم خود دیدیم پدر ها دختری اند
برخیز عزیز بابا ...
یه حاج خانوم اصفهانی کنارم ایستاده بود و پرچم سرخ یا لثارات الخامنه ای در دست راستش بود
زیر گوشم با همون لهجه ی شیرین اصفهانی گفت ای کاش در این آفتاب برای پیکر حضرت آقا سایه بانی درست میکردند
در دلم گفتم مادر جان شما کجا بودی سال ۶۱ هجری پیکر پسر زهرا سه روز در آتش سوزان کربلا سوخت
به پیکر حضرت آقا بی احترامی نشده ، خانواده ی او در اوج عزت اند ...
حاج خانوم خودش متوجه نشد اما مرا از مصلی تهران به گودال ابی عبدالله برد و روضه ها را برایم مجسم کرد ...
